در این سفرها هربار که به حرم علی مشرف می شوم به دنبال کتاب زیارتنامه ای می گردم که  بر صفحه پشت جلد آن این حدیث شگفت از امام صادق(ع) به ابن مارد نوشته شده است تا مرا که دراین زیارت رفتنها بدنبال کسب ثواب وتجارت حسنات نیستم به وجد آورد:

یابن مارد من زار جدی علی بن ابیطالب کتب الله بکل خطوه حجه مقبوله وعمره مقبوله. والله یابن مارد ما یطعم النار قدما غبرت فی زیاره امیرالمومنین ماشیا کان اوراکبا.

 ای پسر مارد،  هرکس جد من علی بن ابیطالب را زیارت کند خداوند برای هر قدمی که برمی دارد برای او ثواب انجام اعمال حج وعمره مقبول می نویسد .ای پسر مارد سوگند بخدا قدمی که در راه زیارت امیرالمومنین غبار آلود شده چه پیاده باشد چه سواره، طعمه آتش نمی شود.

نکته جالب اینکه امام اینقدراین حدیث را مهم می داند که در پایان به ابن مارد می فرماید:

 یابن مارد، اکتب هذه الحدیث بماء الذهب ! ای پسر مارد این حدیث را با آب طلا بنویس!

 وما چه می دانیم علی ،این تنها انسانی که خداوند نام خود را بر او نهاده - السلام علی اسم الله الرضی! درود بر نام خدا که پسندیده است - وخانه خود- کعبه  وخانه خود مسجد کوفه را مولد ومشهد او قرار داده کیست!

همو که در زیارتنامه اش می خوانیم: السلام علیک یا ولی الله وموضع سرّه!

همو که در زیارتنامه اش می خوانیم: یا سرّالله، ان بینی وبین الله تعالی ذنوبا قد اثقلت ظهری و لا یاتی علیها الا رضاه فبحق من ائتمنک علی سرّه واسترعاک امر خلقه کن لی الی الله شفیعا ومن النارمجیرا وعلی الدهر ظهیرا .

ای سرّخدا بین من وخداوند گناهانی است که برپشتم سنگینی می کند وجزرضای حق آنها را محو نمی کند پس بحق کسی که تو را امین خود در سرّش قرار داده  وامور خلایقش را به توسپرده است شفیع من در نزد خدا باش ومرا از آتش جهنم نگاه دار ودر زمانه یار ویاور باش.

ساعت 8 صبح یکشنبه  سوم بهمن، نجف رابه قصد کربلا ترک می کنم.سالها با دیدن سیل ره پویان عاشقی که با پای پیاده به سوی کربلا گام برمی داشتند ازخدا خواسته بودم این توفیق را نصیب من هم بفرماید .المنه لله که درمیکده باز شد ومن هم پیاله ای از رخ دوست زدم!

مقصد من مشهدالحسین است .همان حسینی که اسلام بقای خود رامدیون خون بناحق ریخته او ویاران فداکار اوست

ازحسین بی علی (ع) بسیارگفته اند و شنیده ایم ،نوشته اند وخوانده ایم اما همه این همه گفتنها ونوشتنها نتوانسته است پرده ازاین پری چهره عالم وجود بردارد و گمان می کنم این آرزو بردل مشتاقان دلداده  اوتا قیام قیامت باقی خواهد ماند.وچگونه این شناخت ممکن باشد درحالی که دریکی از زیارت نامه های  او چنین می خوانیم: السلام علیک یا موضع سرّالله! سلام بر تو ای محل سرّخدا

شبی قبل از تشرفم به کربلا  در مسجد محله ام توفیق حضورداشتم خطیب منبر به دومطلب اشاره کرد که احساس کردم این دو توشه سفرمن خواهد بود.

1-  وی در نقل قول از فردی موثق به نقل ازمرحوم آیت الله میلانی می گفت:درایامی که علامه امینی به  مشهد مشرف شده بود برای من  این ماجرا را تعریف کرد که:

مدتها دراین فکربودم که چرا در روایات وارده درآداب زیارت امام حسین بر خلاف زیارت سایرائمه معصومین سفارش وتاکید براین شده که زائرحضرت تشنه وگرسنه وغسل زیارت نکرده وعطرنزده به حرم مشرف شود.هرچه فکرمی کردم و در دریای بیکران روایات غوص وغورمی کردم بجایی نمی رسیدم تا اینکه شبی درخواب دیدم درکربلا هستم ومردم دسته دسته به حرم امام حسین داخل می شوند  در خواب دیدم برسر در هر یک از درهای ورودی حرم دوفرشته ایستاده اند و برسر و روی مردمی که به حرم وارد می شوند عطری بسیار خوشبو می زنند.درهمین حال بودم که یکی از دوفرشته رو به من کرد وگفت: آقای امینی، این عطری که به بدن زوار زده می شود عطری است از بهشت که مخصوص زائرین حسین است و با زدن آن دیگرنیازی نیست که زوار به خودعطربزنند.بعد به من گفت: حالا جواب سوالت را پیدا کردی؟

2-خطیب درادامه منبرخود که بسیاری ازعلما در مجلس حضورداشتند روایتی خواند که درآن آمده بود: وقتی زائرقبرامام حسین می خواهد از حرم حضرت خارج شود فرشته ای خطاب به او می گوید: گناهان گذشته توتا اکنون بخشیده شد، استانف العمل، عملت را از سر بگیر!  وبقول ما یعنی حساب بی حساب!

وقتی انسان این روایات را درفضیلت زیارت امام حسین می شنود آن وقت است که متوجه می شود چرا میلیونها زائرعاشق ودلداده حسینی همه ساله با پای پیاده وگاه برهنه که خود مکرر درمسیرنجف به کربلا دیدم واز آنها تصویر گرفتم اینگونه سر ازپا مشناخته به سوی منای عشق حسینی می شتابند.

تازه درمی یابد حافظ، این شاعرشیعی که اشعاردرپرده بسیاری درباره حسین ویارانش وازجمله حضرت حر(ع)  - که من با تمام وجود به خاطر تصمیمی که در روزعاشورا گرفت وحسینی شد و در جبران اشتباه بزرگی که کرد وراه را برامام بست خون خود و فرزندش را بپای حسین ریخت  به اوعشق می ورزم وبارها به زیارت قبر دورافتاد ه اش در روستای حر که بنام او در ده کیلومتری کربلا نامگذاری شده است رفته ام -  گفته است که مصداقی بجز اوندارد:

 چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را      که کس آهوی وحشی را از این خوشترنمی گیرد!

 و حافظان معنا شناس به برخی از آنها اشاره ای داشته اند دراین بیت چه گفته است:

سرّخدا که عارف سالک به کس نگفت        در حیرتم که باده فروش از کجا شنید؟                        

تا آنجا که از روایات در این زمینه می شود برداشت کرد این ثواب واجرعلاوه براختصاصی بودن آن به زیارت سیدالشهدا(ع) درباره هر زائری که عارف به حق حسین باشد صدق می کند .

ندیده ای هرچه درمجلس روضه ای که از او نام برده می شود می نشینی سیرنمی شوی و وقتی مجلس ومحرمش تمام می شودغصه ات می گیرد .

ندیده ای وقتی ازاو نامی می برند چه بی اختیار براو که با اشک هردیده پیوندی ابدی دارد چه اشک بی اختیاری ازدیده ها سرازیرمی شود.

ومن دربارها تشرفم به کربلا شاهد بلورهای زیبا ی اشکی بودم که بی تابان حسین بر گونه هایشان نشانده بودند وبا چشمانی خیس اشک به حرم آقا می نگریستند.

 گفتم اشک، اما نه هراشکی و نه هرگریه ای و نه ازهر گریه کننده ای!

چه آنگونه که بعضی مقاتل نوشته اند در زمانی که حسین با لبی خشکیده وتشنه ومظلومانه درخون خود می غلطید وزمین و آسمانها برغربت ومظلومیت او می گریستند بعضی ازاهل کوفه که به قتل او راضی نبودند ولی حاضر به جانبازی در دفاع از جان اونبودند بر نقطه ای مرتفع که او را در گودالی که بیش از یک ونیم متر با سطح زمین فاصله داشت وبعدها مقتل خونین اوگردید درحلقه شمشیر بدستانی نابکاربه خاک وخون تپیده می دیدند اما ایستاده بودند واشک می ریختند!

دیگرانی هم بودند که وقتی حسین از مدینه  قصد کربلا کرد با او دیدار کرده وحضرت را نصیحت می کردند که از این سفر منصرف شود ولی در نهایت چون حضرت را مصمم می دیدند بجای آنکه او راهمراهی کنند و دست از تحلیل ونظریه پردازی خود دربرابر او که امامشان بود بردارند با چشمانی گریان با او وداع کردند و رفتند تا به زن و بچه وزندگیشان برسند ومنتظر خبرشهادت او باشند.!

 روز تاسوعای امسال که در خدمت سیدعظیم الشان اهل دلی بودم نکته ای در باره رابطه بین صاحبان اینگونه اشکها و قتل حسسین گفت که علاوه براینکه مرا سخت تکان داد به سالها ابهامی که درباره معنی این گفته سیدالشهدا که :انا قتیل العبره - من کشته اشکم – داشتم خط پایان کشید.

این رند، با تکان دادن معنی دار دستش گفت :اینکه مولا می فرماید من کشته اشکم یعنی اینکه بعضی بجای آنکه مرا یاری وکمک کنند مرا دربین دشمنان تک وتنها گذاشتند و فقط اشک ریختند!

ایشان می گفت منظور حضرت از این عبارت این بود که اگر آن مردم بجای اشک ریختن به دفاع از او بر می خاستند او آنگونه مظلومانه به شهادت نمی رسید.

حسین نیزمانند پدرش علی هم ثار الله است وهم سرّالله . وکسی چه می داند سرّ خدا چیست تا بتواند حسین وعلی رابشناسد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

جمعه ای که گذشت، توفیقی دوباره دست داد تا درآستانه اربعین حسینی به عتبات مشرف شوم.سفر 8 روزه من از جمعه اول بهمن بود تا جمعه دیروز نهم بهمن درمعیت7نفری که حضرت حق مقدر فرموده بود .

جرقه این سفردرسال قبل زده شد.آنگاه که درمسیربغداد به کربلا نزدیک به سی کیلومتر را با راه پیمایان عاشق امام حسین پیاده تا کربلا طی کردم وچنان حلاوتی چشیدم که هنوز اثر آن درعمق جان ودل من مانده وخواهد ماند. واین همان بود که در سال گذشته دریادداشت پیاده همسفر با زینب در سایت تابناک منتشر شد.

بزرگداشت اربعین حسینی درکربلا نزد مردم عراق حتی از روزعاشورا که امام دراین سرزمین - که رسولخدا درباره آن فرموده کربلا نهری ازبهشت است- به شهادت رسیده با شکوهتراست.

این شکوه آنقدرجلوه دارد که بدون شک مراسم بزرگداشت روزاربعین کربلا را باید در زمره عجائب موجود در جهان شمرد.

 راننده ای که ما را از مرز ایران به نجف می برد با من از مسلمان شدن چند چینی وآلمانی درهمین روزها دراثر دیدن این صحنه های باشکوه پیاده روان سخن گفت.

می گفت یکی ازآنها پس از اینکه در حضور نماینده آیت الله سیستانی  شهادتین را بر زبان جاری کرده است گفته است اینکه بعداز هزاروچند صد سال این همه مردم با پای پیاده به زیارت کسی بروند که در یک جنگ کشته شده است حتما حقیقتی بزرگ را در خود نهفته دارد که نمی توان به آن ایمان نیاورد.

جلوه های مختلف عظمت وشکوهمندی این روز را، نه می توان گفت ونوشت ونه حتی آنگونه که هست دید. حتی اگرهمه وجود انسان چشم شده باشد بازجلوه هایی ازاین شکوه وعظمت بی مانند نادیده می ماند.

جمعه ازبصره به نجف رفتیم و پس ازدو روز که به زیارت امیرالمومنین علی (ع) مشرف شدیم صبح روز یکشنبه  از میدان تشرین نجف که درابتدای راه کوفه به نجف است و قبر دو برادراز خاندان بزرگ حکیم - شهید سید محمد باقر و مرحوم سید عزیز-  در یکی از اضلاع آن در مجتمع بزرگی که سالهاست دردست ساخت است  قرار دارد پیاده به سوی مشهدالحسین حرکت کردیم.

مسیرنجف به کربلاهشتاد کیلومتر است ولی با احتساب مسیرطی شده درداخل دوشهرنزدیک به صد کیلومتر پیاده راه رفتیم که درست 48 ساعت به درازا کشید وجالب اینکه درست روز اربعین مانند اهل بیت غمزده واز شام برگشته اباعیدالله (ع) به کربلا وارد شدیم.

دربیرون ازشهر نجف بر روی پایه های برق مسیرکه در وسط جاده بیشتردوبانده ای است بر روی تابلوهای کوچکی که از دور هم خوانده می شوند با رنگی قرمز تعداد پایه هایی را که به کربلا مانده است نوشته اند .آخرین پایه ای که درست در محوطه بیرون حرم عباس قرار دارد عدد 1453 را نشان می دهد.

راه پیمایان همه از کنار جاده آسفالته نجف به کربلا حرکت می کنند.بیشتراین مسیرآسفالته است.

هرچه جمعیت راه پیمایان به جلو می رود باندهای حاده بنفع آنان تنگتر و تنگترمی شود وماشینهای عبوری درترافیکی سنگین و با کندی زیاد به حرکت خود اد امه می دهند.هیچ کس ازاین تاخیر و توقف ناراحت نیست .سال قبل بعضی کاروانها مسیر دوساعته بغداد به نجف رادر 8ساعت طی می کردند.

در25 کیلومتری کربلا که پست بازرسی اصلی کربلا – سیطره مرکزی – وجود دارد ماشینهای  حامل زوار ایرانی وعراقی بناچار مسافران  خود را پیاده می کنند چون ماموران راه را بر عبور ماشینها می بندند وبه این ترتیب توفیقی را نصیب آنان می کنند.چند کیلومتر بعد ازسیطره دوباره راه باز می شود

در مسیرازداخل شهر نجف تا داخل شهر کربلا دهها هزارچادر درکنارهم که هر کدام برخود نامی از ائمه یا خاندان پیامبر را نهاده اند ومتعلق به هیئتهای عراقی است که به آنها مواکب گفته می شود برپاشده اند.

در مسیر،متولیان این چادرها با اصرار والتماس ازپیاده روان می خواهند اندکی درچادرهای آنان درنگ کنند وچیزی بخورند.

در مسیرهمه نوع خوردنی به زائران در حال حرکت داده می شود. ازبسته های کوچک وبزرگ آب معدنی تا میوه هایی مانند پرتقال وسیب ونارنگی و موز و نوشیدنیهایی مانند چای ونوشابه و قهوه وشربت ودوغ تا غذاهای محلی مانند برنج وخورشت و آب نخود وکتلت ونان وپنیروماهی و خرما ارده و...

در مسیر که می آمدیم کسی در وسط راه را بر ما گرفت و به زبان فارسی با لهجه عربی درحالی که به سفره دراز پهن شده ای اشاره می کرد به ما گفت بفرمایید چلوماهی .

 در کناراین چادرها که تماما مردمی وغیر دولتی اند حسینیه هایی بنا شده اند. بعضی از آنها بسیار معمولی وعشایری و بعضی بسیار تمیزوشیک هستند.براکث سردراین حسینیه های ساخته شده درمسیر نام قبیله یاعشیره ای دیده می شود.

عشیره ها وقبیله ها درعراق حرف اول را می زنند وهیچ حکومتی درهیچ زمانی نمی تواند بدون در نظرگرفتن مقتضیات آنان درعراق حکومت کند.

درداخل یکی ازاین حسینیه ها که برای ساعتی درآن استراحت کردیم پارچه ای نصب بود که بر روی آن نوشته بودحسینییه عشیره آلکایشیین.

پرچم عشیره که نماد هویت وعزت قبیله وعشیره است یا در کنار چادرها قراردارد  یا بر پایه بلندی که از دور دیده می شود برپا شده است.

بر روی یکی از این  پرچمهای بزرگ در حال اهتزاز نوشته شده بود فرزندان مالک اشتر

در این حسینیه در کنارما دوجوان لبنانی ازشهربندری صورهم استراحت می کردند که پیاده از نجف به کربلا می رفتند.

 در طول راه با فاصله های کوتاه معینی چادرهایی از سوی وزارت بهداشت عراق برپاشده که در آنها به مراجعه کنندگان قرص وپماد زخم و...می دهند ودر صورت لزوم آمپول می زنند.

گاه درچادرهای مسیر دستگاههای شوک خفیف الکتریکی وجود داشت که کف دوپا در درون آن قرار می گرفت  که تا حدودی با لرزشی که داشت خستگی را از کف پاها خارج می کرد.

شوک دهنده های دیگری هم دیده می شد که مانند اطو بر روی عضله های ران وکمر زوار کشیده می شود.

در مسیرروز اول که برای نماز ظهر وعصر درحسینیه ای توقف کردیم پیرمرد هفتاد ساله ای را دیدم که مرد میانسالی را ماساژ می داد.

پس از سقوط رژیم امریکایی بعث عراق ،هر سال در این عرصه عظیم، توفانی وزیدن می گیرد که نه ،سیلی از انسانها ازسرزمینهای مختلف عراق وغیرعراق به سوی مشهد امام حسین جاری می شود که اگر همه شرکت کنندگان دراین حماسه بزرگ برای دیدن آن چشم شوند با نمی توانند کرانه های گسترده  آن را به نظاره بنشینند.

اینکه گفتم از شهرهای غیرعراق برای این بود که خوشبختانه با گذشت زمان بتدریج پای ایرانیان دلداده حسینی هم به این عرصه شکوهمند باز شده است.

 درراه پیمایی امسال درصبح روزاربعین جوانی که کمی بعد فهمیدم خرمشهری است را - درآخرین لحظات راه پیمایی ام از نجف و دراولین دقایق ورودم به کربلا-  با هیبتی خاص دیدم که با پای پیاده به همراه کاروان اهل بصره که بیش از نیمی از آنان را زنان تشکیل می دادند به سوی حرم عباس (ع) گام برمی داشت .

از طلایه دارکاروان پرسیدم از کجا می آیید وچند روز در راه بوده اید ؟ پاسخ داد از بصره و14 روز است در راه هستیم.بعد با اشاره دست وچشم جوان خرمشهری را به من نشان داد و گفت این جوان را که می بینی از محمره (خرمشهر) –  مرز شلمچه – به راه افتاده و17 روز در راه بوده است.

بعدها دوستم که دراین سفر پا به پای من این راه نزدیک به صد کیلومتری – از داخل نجف تا درب ورودی حرم این دو برادر را آمد می گفت در نجف دوستانی از شهرشادگان را دیده که از شهرزبیر- که از شهرهای کوچک مسیر بصره به نجف است - با پای پیاده به  نجف آمده بودند تا به خیل ره پویان عشق بپیوندند واز آنجا به کربلا بروند.

عراقیها ازشهرهای مختلف در چهارمسیر اصلی 1- نجف ، 2-بغداد ،کاظمین]3- کوت، حله4-بصره ( زبیرناصریه دیوانیه .سماوه و..) پیاده به سوی کربلا می شتابند.زن ومرد؛ تک تک و گاه دو به دوکوچک وبرزگ سالم وبیمار.

حتی کسانی که فلج هستند نیز نمی خواهند این توفیق را از کف بدهند .اینان برروی ویلچری که دیگران از دوستان وآشنایانشان آن را به جلو حرکت می دهند می نشینند واینگونه در جمع این عاشقان حسین حضور پیدا می کنند.

فرزندم کسی را دریکی از استراحتگاهها دیده بود که پای مصنوعیش را از زیر ران درآورده وعضله رانش را ماساژ می داد وپس از پاک کردن فضای داخل پای مصنوعی دوباره آن رابسته  وبه راه افتاده بود.

در مسیر، بسیار کسان ازپیرمردان وپیرزنانی را دیدم که با عصایی چوبی در دست پیاده راه می رفتند.

در مسیر،مکررمی دیدم که اهل خانواده ای پنج نفره همه باهم ودر کنارهم پیاده راه می روند با سه فرزند خردسال که یکی درآغوش پدر و دیگری درآغوش مادر قرار داشت و فرزند سومی هم بدنبال آنها می دوید.

بعضی خانواده ها با کالسکه هایی که با خود آورده بودند دوفرزند کوچکشان رابا هم به جلو می راندند.

چقدر من از دیدن این صحنه های پیاده روی طفلانی دوسه ساله در کنارخودم آن هم د ردل شب ازخودم که خیال می کردم  با شرکت دراین راه پیمایی عشاق الحسین کار بزرگی کرده ام خجالت کشیدم خدا می داند.

قبل ازسپیده دم روزاربعین که پس ازاستراحتی چند ساعته شبانه در یکی از دهها هزار چادر برپا شده که توسط مردم نجف ودیگر شهرها وکشورها برپا می شود به راه زدیم پیرمردی را دیدم که با پرچمی بر دوش با صلابت خاصی تند وتند گام برمی د اشت.نردیک به 14 کیلومتراز راه مانده بود. از او پرسیدم از کجا می آید وچقدردر راه بوده است ؟گفت از دیوانیه و7 روز در راه بوده است.با شنیدن حرفهای او رو به دوستانم کردم وگفتم این نیمه شب انگارخدا این پیرمرد عاشق را درکنار ما قرار داد تا روی ما راکم کند! اوهم تنها راه می رفت وهم ده پانزده سال از من که مسن تر ین فرد این کاروان 8 نفره بودم بیشترسن داشت وهم بیش از سه برابر ما راه آمده بود .نیم ساعت نکشید که ما راجا گذاشت وآنقدر با ما فاصله گرفت که از زاویه دید ما که باحیرت وشگفتی به گامهای بلند اومی نگریستیم خارج شد....(پایان قسمت اول )



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

سفرنامه کربلا3

3

در مسیر راه به کربلا جوانی را دیدم که با چرخ خیاطی در طول مسیر به مردم خدمت می کرد. رفیقم می ایستد تا بند کیفش را که پاره شده تعمیر کند وما هم از خدا خواسته برای رفع خستگی و تجدید قوا می ایستیم .

زائری از دوستانم. در راه مرتب قرآن کوچک جیبی اش را از کیف در می آورد وقرآن می خواند .

 رفیق من می گفت : وقتی ازجوان تعمیرکار پرسیده چند روز است دراینجا مستقر شده؟ پاسخ شنیده 7 روز است که از نجف آمده و در مسیر نشسته و به زوار حسینی خدمت می کند.

تا دکتردرنوبت است سری به عکسهایی که درکنار کپر برپا شده جوان چرخکار نصب شده می ایستم واز بعضی از آنها عکسهایی می گیرم.

عکسها منحصربفردند. مانند چاهی که یوسف را درآن انداختند.سنگ قبر امام حسین. شمشیرحضرت پیامبرومناظرعجیبی از طبیعت که مثلا شاخه درختان حالت پنج نفررا در حال قیام رکوع وسجده آنهم متصل بهم نشان می داد .پلاستیک روی عکسها که برای محافظت آنها از باران های احتمالی کشیده کمتر امکان تصویربرداری از عکسها را نشان می دهد.

به راه می افتیم.

در مسیر، مکررجوانهایی رامی بینم و گاه افراد مسنی را که کفشهایشان را از پا درآورده اند وبا پای برهنه به سوی کربلا می شتابند.دلم طاقت نمی آورد از کنار من با سکوت بگذرند با شتاب خود رابه یکی از آنها می رسانم ومی پرسم از نجف پا برهنه می آیی؟ سرش را تکان می دهد و با لهجه خاص عراقی خود می گوید ایشا ءالله!

درمسیرکسی را می بینم که در یک کالسکه دوفرزند خود راجا داده وبا هل دادن آن تند تر از ما راه می رود .به چشم هردوکودک نگاه می کنم بیدارهستند. خوشابحالشان که دراین سن دراین توفیق همراه هستند.


هرچه جلوترمی روم بدلیل اینکه سابقه چنین پیاده روی ممتدی را نداشته ام درد پاشنه پابیشترمی شود و کم کم به ساق پا می زند .ومن نگران که مبادا درنیمه کاربمانم. برای همین گویا به من الهام می شود که به علی اصغر متوسل شوم وازاوبخواهم این توفیق نیمه کاره نشود. درمسیرمکرر به یاد علی اصغرمی افتم وبا توسل به اومی خواهم این توفیق را تا آخر به من کمک کند، که می کند.

ازمیان بعضی عرفا ازجمله مرحوم شیخ جعفرآقا مجتهدی تبریزی علی اصغری بود. 


 دوست مداحی روزی به من می گفت به توصیه جناب شیخ درزمان تولد حضرت علی اصغر که ایشان دو روز مانده به تولد امام جواد علیه السلام در ماه رجب را در خانه اش در قزوین جشن می گرفت و گهواره ای را هم درست می کرده و درداخل خانه غنچه های سرخ رنگی را به در ودیوار نصب می کردند وجشن می گرفتند.

همین جا به دوستانی که این نوشته رامی خوانند توصیه اکید می کنم حتما کتاب لاله ای از ملکوت را که دربرگیرنده خاطراتی ازمعاشرین شیخ جعفرآقا مجتهدی است تهیه کنند وبخوانند.من بارها این کتاب را خریده وبه دوستانی هدیه داده ام. شاعر ارجمند آقای مجاهدی هم که بیش از بیست سال توفیق همنشینی با جناب شیخ داشته دوجلد کتاب با عنوان در محضرلاهوتیان نوشته که آن هم خواندنی است.



به راه می افتیم. حساسیتی ندارم مثل بعضیها تابلوهایی را که درمسیررفته رفته از شماره شان کم میشود رابخوانم. گاهی فقط می پرسم به شماره چندرسیده ایم.

از نجف که راه افتاده ایم در سمت راست وگاهی دردوطرف راهی که ره پویان می روند پرچمهایی بزرگ وکوچک که غالبا سبز وسرخ وسیاه هستند نصب شده اند. در شب چراغهای رنگی و درروز این پرچمها نشانه اتراقگاه هایی است که درآنها از زائرین پذیرایی می کنند.گاه ترکیب رنگ این پرچمها محشر است . اگر چه از یکی دونمونه عکس می گیرم اماعکسها نمیتواندآن زیباییی وشکوه رابرساند.

 

از دیدن صحنه های بسیار زیبای فراوان بین راه دیدن بعضی از زائرینی است که غالبا مسن هستند و پرچمهایی رابردوش حمل می کنند . مکرر در مسیرپیرمردها و پیرزنهای تنهایی رادیده ام که با حمل پرچم کوچکی بر دوش متفکرانه گام بر می دارند. بعضی در کوله پشتیشان سه تاچهار پرچم راجاداده اند.بعضی پرچمهایی را با خود حمل می کنند که درشرایط معمولی کسی به دلیل سنگینی چوب بلند آن ازبردن آن تا چند صد مترهم عاجزاست.از نجف دغدغه من این شده است که پرچم کوچکی که عکسی نداشته باشد بخرم وبا خودم حمل کنم .با خودمی گویم این بهترین یادگاری من دراین سفرتاریخی است. چندساعتی که راه می رویم همه پرچمها را حین حرکت از نظر می گذرانم تا به موردی که میخواهم میرسم بقیه نیز پرچمهایی می خرند درمیان پرچمهایی که فروشنده می فروشد ناگاه دستم به پرچمی می رسد که نام مبارک مولایم ابوالفضل العباس برآن حک شده است. از برزگی آموخته ام که این امور را اصلا حمل برتصادف نکنم.با اشتیاق برمی دارم و راه میافتم.نام مبارک پرچمدار کربلا ازمیانه راه نجف تا کربلا مونس من است.

 اکنون این پرچم زیبا درکنار یک کاشی قدیمی که سال قبل از حرم عباس هدیه گرفته ام وهر روز به نیت دیوار وضریح حضرت برآن بوسه می زنم دراتاق من نصب شده است وگاه با دیدن آن بیاد آن لحظاتی که قطعا از جنس دنیا نبودند بی اختیاراشک می ریزم.یعنی این توفیق باز نصیب من می شود؟ می دانم .امیدوارم و باید ازحالا دعا کنم. تا یار که را خواهد ومیلش به که باشد!

در مسیرراه گاه وبیگاه کسانی که اکثرا کودک هستند زیارت اربعین را به زائرین می دهند.مرد مسنی بسته ای از این زیارت نامه ها را دردست دارد. یکی از آنهارامی گیرم با تعجب می بینم در زیر زیارت نوشته شده: الفاتحه الی مراجع الدین العظام وبالاخص الامام الخمینی.

درمسیرشیعیان لبنانی چادرهایی رابرپا کرده اند وبا چای وقهوه و.. از زائرین پذیرایی میکنند.عکسهایی از مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله  جواداقاتبریزی را درچند جا در کنار واطراف چادرهای خود نصب کرده اند.از شهرشان می پرسم.اهل بیروت هستند .از علت نصب عکس سوال می کنم می گویند از مقلدین آن مرحوم هستند.

درراه چشمم به مکانی می خورد که معلوم می شود نانوایی است.درراه مکرر درچادرهایی دیدم که نان تازه وگرم می پختند وبه زائرین می دادند.

در راه برای هر نوع ذائقه ای چیزی یافت می شود . در قسمتی از مسیربعضی ده پانزده قهوه دان بزرگ رادر کنار هم به ترتیب قد گذاشته بودند وبا قهوه از زائرین پذیرایی می کردند.

در مسیرکه برای درک همه عظمت صحنه چشم شده بودم چشمم به چادری افتاد که درآن چند صندلی گذاشته بودند وهرکس طالب قلیان بود به درون آن می رفت.

اینها البته همه مظاهر مادی قضیه است کاش کسی به من می گفت در ذهن ودل این چند میلیون ره پوی عاشق چه می گذرد وآنها باحسین شان چه درد دلهایی می کنند.

در قسمتی از راه صحنه عجیبی دیدم دسته ای که تعدادشان به ده نفر نمی رسید در کنار چادرشان ایستاده بود ودر کنار دوستانشان که از زائرین پذیرایی می کردند به رسم عربیشان هوسه می کردند.هوسه آنها هم به این شکل بود که همه باهم دست راستشان را بالا می بردند و با بالا بردن وکوبیدن پای راستشان به زمین در استقبال از زوار مولایشان شعارمی دادند.واقعا هرکس هر کاری از دستش برمی آید انجام می دهد.

تمام مسیر ازبلندگوها و اکوهایی پوشیده است که نوحه پخش می کنند وجمعیتی که راه می روند با شنیدن این نوحه ها چند قدم سینه می زنند.

عراقیها تکلف ما را در عزاداریها ندارند وبا صدای بلندگوهم سینه می زنند .گاه می دیدم چند جوان دوربلندگویی ایستاده اند وبا شنیدن نوحه هایی که از آن پخش می شد وغالبا در استودیوها ضبط شده بودند سینه می زنند وبه دم نوحه جواب می دهند.

مکرر کسانی رادر کنارچادرهایی برای رفع خستگی دیدم که ضمن اینکه بر روی صندلیهای پلاستیکی که در تمام راه بفاصله های کوتاهی درکنارچادرها گذاشته اند - که گاه برای اینکه خیلی متفرق نشوند باسیمهایی بصورت سری در کنارهم قرارگرفته اند – برای رفع خستگی نشسته بودند سینه هم می زدند.

صدای بلندگوها تا اواسط شب که تقریبا کاروان عاشقان از حرکت بازمی ماند تا تجدید قوایی برای حرکت فردا بکند کار می کند.

 نزدیکیهای مغرب که می شود رفته رفته از تعداد کسانی که راه می روند کاسته میشود وچون همه از صبح در راه هستند لذا برای اقامه نماز بدرون چادرها وحسینیه ها می روند.

چندساعت بعداز مغرب تقریبا حرکت عشاق الحسین قطع می شود وهرازچندگاهی کسی یا کسانی که تعدادشان به انگشتهای دست هم نمیرسد به سوی کربلا راه می روند.

ماهم چنین کردیم وچون از راه خیلی باقی مانده بود و نگران آن بودیم که مبادا در روز اربعین به کربلا نرسیم شب اول بعدازاستراحتی چندساعته درساعت یازده وشب بعد درساعت سه نیمه شب به راه افتادیم. دراین شبها تقریبا تنها راه می رفتیم .هوا بسیارسرد بود .

 مستقبلین زوار در مسیرآتشهایی برافروخته بودند که زوار برای لحظاتی دور آتش می نشستند وخود راگرم می کردند. گاه یکی دونفر از پشت سر به ما می رسیدند واز ماسبقت می گرفتند.خلوت نیمه شب در راه کربلا اگر سوز سرما می گذاشت خیلی دلچسب بود.

دونفرازهمراهان من که بدلیل خستگی از راه باز مانده و روز بعد ازاربعین به کربلا رسیدند می گفتند درمسیرغیرازآنها هیچکس درراه نبوده است.نگران بودند که به ار بعین نرسیده اند. به شوخی به آنها گفتم نام شما را در زمره اولین زوارسال بعد امام حسین نوشته اند.سه نفر ازهمراهان جوان که در روز اول از ما سبقت گرفته و از ما جداشدند زودتر از ما به کربلا رسیده بودند.

در راه حس خاصی به رغم خستگی داشتم. گاه برای لحظاتی فکر می کردم اگر برای چنددقیقه درماشینهایی که در ترافیک مسیر گیر کرده بودند وما از لابلای آنها رد می شدیم بنشینم چه پیش می آید که ناگهان این حس به من دست می داد که دراین وقت به کسانی می مانی که روزه بوده اند و برای یک لحظه یک قطره آب خورده اند!

درنزدیکیهای کربلا ماشینهایی در کنار ما می ایستادند وره پویان حسینی را مجانی به کربلا می بردند . جالب این بود که بعضی که معلوم بود حسابی از راه رفتن خسته شده بودند به سمت آنها هجوم می بردند. به هرحال هرکس طاقتی دارد.

 درراه ازسوی بعثیها و وهابیهای پلید دشمن حسین واهل بیت خطر انفجارکم وبیش وجود دارد. بعدها در کربلا شنیدم قبل از رسیدن ما به محلی ، اتوبوسی منفجر شده که درآن دهها زائر دراثر انفجار بمبی که پلیدی در زیر آن اتوبوس که زائرین را رایگان به مقصد کربلا سوار می کرد جا داده بود به خون خود درغلطیده بودند. تمام جمعیت بی خوف از این خطر مصمم به سوی کربلا وحرم حسینی راه می رفت.

درمسیر طویرج هم بیش از هفتاد نفر شهید وبیش از سی نفرمجروح شده بودند.

نمی دانم حسین که دریای کرم است با این زائرین مظلوم کشته شده چه معامله ای خواهد کرد.

+ نوشته شده    توسط محمدسلیمانی  |

4

روزهای منتهی به اربعین حسینی است و اینجا کربلاست . بزرگترین مشهد عشق. در همین جا بود که رسم عاشق کشی معشوق ،رونقی تازه و دوباره یافت!

اینجا بود که عاشق هرچه داشت به معشوق خود داد و هرچه معشوق داشت را از او ستاند!

اینجا کربلاست. همین جا بود که تجلی زنی بنام زینب بود. زنی که زمانه ، بجز مادرش در عظمت چونان او بخود ندیده است و تو چه می دانی که زینب کیست!

مدتهاست شبها که به خواب می روم با این عبارات به او سلام می کنم: سلام بر تو دختر علی ،سلام بر تو ای دختر فاطمه ، السلام علیک یا ناصر الحسین، یا شریکه الحسین ، سلام بر تو ای مادر شهید، ای خواهر شهید ،ای دختر شهید، ای عمه شهید ،السلام علیک یا مولاتی یا زینب .

تل زینبیه

از جلوی تل زینبیه رد می شوم .بر سر در آن پلاکاردی نصب شده که بر روی آن این جمله بسیار قشنگ دیده می شود: السلام علیک یا جبل الصبر! سلام بر تو ای کوه صبر!

در این سفرهایی که این دو برادر مرا به کربلا خوانده اند چند بار بیشتر به تل زینبیه نرفته ام . راستش را بخواهید با همه سخت دلی ام طاقتش را نداشته ام.

آخر ،چگونه می توان بر بالای بلندی ای ایستاد ،که زینب ازآن نقطه به برادر تشنه و مجروح و افتاده در گودال و غرق خونش نگریست و گریست و دید شمر غضبناک ، با چکمه بر سینه او نشسته و می خواهد- به نشانه تحقیر- سر از بدن برادرش حسین جدا کند و به حرم حسین که حرم خداست، نگریست؟

اینجا حرم امام حسین است.

در این سفرها بسیار کم به گودال قتلگاه رفته ام. تاب ایستادن و نگریستن به آن را در خود ندیده ام. کاش می دانستم بعضی ها چه دلی دارند که اصرار دارند حتما به گودال قتلگاه - که در این دوسه سفر نمی دانم چرا متولیان حرم حسینی در آن را به روی زائرین بسته اند- بروند و به آن نگاه کنند؟ مگر می شود به مقتل حسین رفت و سالم برگشت؟!


اینجا کربلاست و این حرم شش گوشه ای است که در آن بدنی بی سر، پس از گذشت این همه قرن ، پر از زخم نیزه و شمشیر و سنگ و تیر در گودالی از خون آرمیده است با همان تازگی خون هایی که در عصر عاشورا از زخمهایش به بیرون می تراوید و بر زمین کربلا جاری می شد و برای همیشه به این سرزمین شرف و کرامت و عزت بخشید!

در این حرم شش گوشه ،سه تن بی سر ، غرق در خون خویش آرمیده اند. پدری با دو پسرش، علی و علی!

شنیده و خوانده ام که در جواب کسانی که با تعجب از او می پرسیدند برای چه نام سه فرزندت را علی نهاده ای، می گفته است اگرخدا به من پس از این سه علی فرزندان پسر دیگری عنایت کند ، باز هم نام آنان را علی می گذارم!

آه ، که این حسین چقدر علی دوست بوده است!

و تو چه می دانی که در این نام گذاری تکراری فرزندان حسین به علی - که در عرب و غیر عرب تکرار نام بر چند فرزند رسم نبود- چه سری نهفته است!


و تو چه می دانی که علی کیست!

واگرمی خواهی بدانی که سرّ این کار امام در چیست و مظلومی علی که نسخه بی بدیل عالم هستی است، و عالم خلقت در اولین و آخرین بجز برادرش محمد که درود خدا بر او و آل او باد همتایی برای او نمی شناسد تا کجاست، بدان همانگونه که مورخ بزرگ شیعی ابوالحسن مسعودی(م346)در کتاب اثبات الوصیه می نویسد تا زمان امام صادق علیه السلام ، قبر علی، از شدت دشمنی بنی امیه با او و عداوت بعضی مردم و بدخواهانش ،نردیک به صد سال از نظرها و دیده ها و حتی از دیده شیعیانش! مخفی مانده بود و توسط امام صادق این قبرمبارک آشکار شد!

بسیارشنیده وخوانده ام که علی اصغر، این کودک شش ماهه ای که هنوز از شیر او را نگرفته بودند که به تیر بسته شد، در این ضریح شش گوشه بر روی سینه امام حسین دفن شده است.

علی اصغر که در بعضی مقاتل از او به عبدالله شیر خوار هم نام برده شده است.نوزادی که در اواخر جمادی الثانی یا رجب سال 60 هجری در مدینه از حضرت رباب امروالقیس همسر امام حسین متولد شد و سن مبارکش پنج ماه و نیم تا شش ماه بیشتر نبود.

قبری در صندوق سینه ای! یا به تعبیر بهتر بر صندوق سینه ای ! سینه حسین! سینه ای که در اثر رفت وآمد ده اسب سوار سپاه کوفه - یکی از تاریخ نگاران کربلا که از اهل کوفه است درباره آنان می گوید وقتی به چهره های این ده نفر که به در خواست عمر بن سعد برای تازاندن اسب بر بدن بی سر امام اعلام آمادگی کردند نگریستم دیدم تمامی آنان، کسانی هستند که پیش از حضور در صحرای کربلا در نظر ما اهل کوفه معروف به زنازاده بودند – بر آن چنان بر زمین چسبیده بود که پشت و روی آن از هم معلوم نبود.

علی اصغر این حجت اکبر حسین! و تو چه می دانی که اصغر کیست!

علی اصغر، همو که تا حرمله بن کاهل اسدی، تیری سه شعبه برحلق تشنه اش زد و خون از این گلوی نازکی که حتی تاب تیری کوچک را نداشت چه رسد به سه شعبه آن، بر سر روی پدرش فواره زد ،حسین این پدر اصغر از دست داده که می دید آغوش او قتلگاه شیر خواره اش شده - بنا به نقلی که بعید نمی نماید آن تیر سه شعبه با قدرت رها شده از چله کمان حرمله از گلوی نازک اصغر رد شد و طفل را به دوش امام دوخت – خون گلوی کودک کشته اش را به مشت می گرفت و به آسمان پرتاب می کرد .

تمام راویان حوادث کربلا که در سپاه پسرسعد حاضر بوده اند شهادت داده اند که ندیده اند حتی یک قطره از خون گلوی این شیر خواره که حسین بر آسمان فرستاد به زمین ریخته شده باشد!خون اصغر و زمین؟!

وتو چه می دانی که اصغر کیست!

در سفر دو ماه قبل من برای درک عرفه در کنار مولایم حسین وقتی آقای حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر رحمانی که تمام دوره سخت نجف را در کمال وفا در کنار امام بوده و پس از آن هم تا آخرین لحظات عمر مبارک امام در بیت ایشان خدمت کرده است شنید که عازم کربلا هستم به من گفت حاجت مهمی دارم و اضافه کرد این حاجت را در بالاسرحضرت برایم بخواه و افزود یکی از امور مجرب در زیارت امام حسین و در بر آورده شدن دعا وحاجت این است که در بالای سر مبارک امام بایستی و سه مرتبه خدا را به حق علی اصغری که بر روی سینه امام حسین خوابیده است قسم بدهی . بلاشک حاجتت برآورده خواهد شد.

علی اصغر این حجت تام و تمام مظلومیت حسین! و تو چه می دانی که علی اصغرکیست! تنها نامی می شنوی .


حرم حضرت سیدالشهداء علیه السلام

اینجا کربلاست .حرم امام حسین و من درست در زیر گنبد طلایی ایستاده ام که در روایات متعدد آمده است دعا در زیر آن که حائرش می نامند قطعاً به اجابت حضرت دوست خواهد رسید.

مرحوم ابن قولویه در کتاب شریف کامل الزیارات خود احادیث متعددی را از قول پیامبر و بعضی از ائمه با موضوع الدعا تحت قبته نقل کرده که نشانگر این است که در سده های قرنهای دوم وسوم و چهارم و پس از آن بر فراز قبر مطهر سیدالشهداء سقفی زده شده که احتمالا شبیه عمارت های مسقف با طاق ضربی های زمان حالا در بعضی شهرها مانند قم و دزفول و اصفهان و یزد و دمشق و... بوده است.

در سفرهاوتشرف های قبل خود به حرم امام حسین بر روی پارچه سبز رنگی که دور تا دور صندوق قبر مطهر امام را در بر گرفته بود که مملو از جواهر و سکه های بهار آزادی دوخته شده برآن بود حدیث مختصری از رسول خدا در این باره نوشته بود: بورک الله لولدی الحسین الشفاء فی تربته و الاجابه تحت قبته و الائمه من ولده- خداوند در فرزندم حسین برکت نهاده در تربت او شفاست و دعا در زیر قبه او و سقف قبر او) اجابت می شود و ائمه پس از او از فرزندان او هستند.

شنیده ام در روایتی آمده گاه امام هادی یا امام عسکری که خود مستجاب الدعوه وحجت بر حق خدا در میان مردم و غیر مردم بودند هزینه سفر کسی را از سامرا به کربلا تأمین می کردند و از او می خواستند در زیر گنبد جد مظلومشان امام حسین برایشان دعا کند !

و تو چه می دانی حسین کیست و در حرم حسین چه می گذرد!

سال ها قبل ، از حالات اهل دلی شنیدم که وقتی اطرفیانش حال بکاء و گریه شدید او را در کنار قبر امام حسین شاهد بوده اند و از او سؤال کرده اند چه می بیند و می شنود که اینگونه برحسین گریه می کند و بر حال خویش متأسف شده اند که دیده ها وشنیده ها او را نمی بینند ونمی شنوند از آن بزرگ پاسخ شنیده اند که بروید خدا را شکر کنید که این همه ناله و ندبه وصیحه و ضجه هزاران فرشته را بر قبر حسین نمی بیند و نمی شنوید و افزوده بود که این ندیدن و نشنیدن از سر لطف خداوند به شماست و الا اگر آنچه را که در حرم می گذرد می دیدید و می شنیدید از شدت حزن و ناراحتی قالب تهی می کردید و زنده از حرم بیرون نمی رفتید!

اینجا حرم امام حسین است و من آماده اذان ظهر چشمم به پلاکاردی می افتد که درست بر سر در ایوان طلای قبله نصب شده و بر روی آن این جمله بسیار عمیق و زیبا نوشته شده است :

کل قطره دم یجری بشریانی     تهتف باسمک یاحسین ، هرقطره خونی که در رگهای من جاری است ندای یا حسین سر می دهد!

اینجاحرم امام حسین است. درپشت سر و پایین پای حضرت مدفن اجساد حدود بیش از یکصد و سی تن از شهدای کربلاست.

در اتاقی که با ضریحی نقره ای یک رویه بسته شده صندوقی به نشانه قبور یاران و برادران امام حسین قرار دارد که در این موسم به قسمت زن ها افتاده است.


از بزرگی شنیدم ،درست در اطراف و پشت قبر علی اکبر و امام حسین که ما براحتی بر سنگ های آن راه می رویم و نمی دانیم قبور این شهدا قرار گرفته است.

در میان شهدای کربلا چهار برادر امام حسین، هم قرار دارند که در تشرف به حرم حسینی کمتر زائری از جمله خود من به یاد آنهاست. جز تابلویی که بر سر در آن اتاق در بسته که صندوق قبرشهدا بصورت نمادین در آن واقع است و اسامی شهدای عرصه کربلا و نام  هانی بن عروه و مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر هم که در صحرای کربلا در رکاب امام به شهادت نرسیده اند بر روی آن قرار دارد هیچ نام و نشانی از آنها نیست.

در میان شهدای در رکاب سیدالشهدا نام عجیبی در این سفر ذهن مرا بخود مشغول کرده است : سهل بن کاهل اسدی برادر حرمله آن کماندار سپاه کوفه که مهارتش در زدن تیر از نزدیک به هدف بود در صف شهدای کربلاست.

عجیب است این صحنه کربلا، در یک سوی میدان، برادری به گلوی شش ماهه طفل امام حسین تیرسه شعبه می زند و در سوی دیگر برادرش، کمربه دفاعی همه جانبه از امام بسته و در صف شهدای افتخارآفرین کربلا قرارگرفته است.


اینجا کربلاست . حرم عباس ،و تو چه می دانی عباس کیست!

بر سر در ورودی ایوان قبله حرم مولای من عباس، جمله ای دیدم که دنیایی معنا را در خود نهفته بود: السلام علیک یا کفیل الحوراء ! سلام بر تو ای کسی که حمایت ازحوراء  - بانوی چشم درشت، زینب - به تو سپرده شده بود!

علاوه بر اشعار شعرای عراقی ،در اشعار شعرای محلی عرب های خودمان در خوزستان هم گاه زبان حال هایی از زینب وجود دارد که در فضایی آکنده از عاطفه سروده شده اند و در آنها از قول زینب به برادرش عباس در عصر عاشورا که سپاه کوفه به حرم بی دفاع سیدالشهداء حمله ورشده بودند چنین خطاب می شود که: ای برادر، من به کفالت تو به این سرزمین پا نهاده ام. برخیز و ببین چگونه این خیل لشکر به حرمی که تو نگهبانش بودی می تازند. "شید العلم یا جیدو" برخیز ای جوانمرد و علمت را برپا کن. برخیز سواران را بر گرد ما ببین و: "عنالخیم ردا عدا " و دشمنان را از گرد خیمه ها برهان.

اینجا حرم عباس است. آقای آقاهای عالم وجود. در ایوان قبله حرم عباس ،مرد عربی که بی شک از اهل روستا بود را دیدم که در جهت پیش روی مبارک حضرت که 45 درجه با قبله اختلاف داشت ایستاده و رو به ضریح عباس نماز می خواند ناشیانه! با دست جهت درست قبله را به اونشان د ادم. بی اعتنا بمن دستش را تکانی داد و به نمازش ادامه داد که یعنی من می دانم جهت قبله کدام است ولی تو نمی دانی که این قبله عشق من است و من این همه راه پیاده آمده ام تا به سوی این قبله نماز عشق بگذارم!

راست می گویند که عشق نه آداب می شناسد و نه حکم شرعی و فتوا سرش می شود ! چه کرده است و می کند این عشق با جان عاشق، خدا می داند !

اینجا حرم عباس است . در میان دسته های عزاداری که از کشورهای مختلف خود را برای اقامه عزای اربعین حسین به کربلا رسانده اند گروهی از شیعیان منطقه الاحصاء عربستان هم دیده می شوند .دسته های عزاداری با بلندگو از دری که به بین الحرمین باز می شود وارد حرم شده و از در روبروی آن خارج می شوند.ناگهان روال نوحه خوانی قطع می شود پسر بچه دو سه ساله فلجی بر روی دوش و دست سینه زن ها دسن به دست می گردد نوحه خوان نوحه اش را قطع کرد وگفت شفاء هذه الطفل الافلیج من کرامه العباس. این کودک الان از کرامت عباس شفا یافت .اشک به هیچ کس امان نمی دهد. برای لحظاتی به چشمان عراقی ها نگریستم تماماً پر از قطرات اشک بود. سپس به کودک نگریستم که همچنان بر دوش جمعیت سوار بود و هر لحظه از نگاه من وجمعیت دورتر و دورتر می شد.


باچشمانی خیس اشک به عقب سرم برگشتم و برای لحظاتی به ضریح آقایی نگریستم که دقایقی قبل آن فلج را با دستان مبارکش که از پیش روی حسین مشکلات را دور می کرد و گره ها را از کار او وحرم می گشود شفا داده بود.

لحظاتی بعد، جوانی کالسکه او را از جلوی ما که درصحن حرم و در جلوی ایوان طلای عباس ایستاده بودیم و دسته جات را نگاه می کردیم رد کرد.شنیدم در حالی که با گریه باخودش حرف می زد به جمعیتی که هنوز همراه او گریه می کردند می گفت شما دیدید این کودک یک ساعت در این کالسکه نزد من بود و پاهایش قدرت هیچ حرکتی نداشتند.

در سفر دو ماه قبل عرفه ابتکار جالبی از یک مریض سرطانی دیدم که به عنایت حضرت عباس شفا یافته و بر روی پارچه ای نیم متری که آن را به نرده های فلکه روبروی باب قبله حرم آن حضرت نصب کرده بود نوشته بود: من فلانی از اهالی حله به بیماری کشنده سرطان دچار شده بودم و حضرت ابوالفضل العباس مرا شفای کامل داد.

 اینجا کربلاست . شفاخانه عالم وجود. و مگر بهتر از عباس می توان طبیبی در این شفاخانه یافت که امراض جسمی و روحی زائرین برادرش را درمان کند؟

غالب نوحه خوان های دسته های عراقی عزاداری که به صحن حضرت عباس مشرف می شوند این مصرع معروف را تکرار می کنند: یا عباس جیب الماء لسکینه ، عباس برای سکینه آب بیاور.

نمی دانم اینان از حیات عباس در این و آن عالم چه درک و تصوری دارند ولی اگر جای آنان بودم با این شعار زخم دل حضرت و شرمندگی ایشان را تازه تر نمی کردم .

وتوچه می دانی که عباس کیست!

عباس این جوانی که شهرت آوازه او عالم گیر است و دستگیری و مدد و لطف و عطوفت او از گرفتاران تنها به مسلمین منحصر نشده وحتی غیر مسلمین را هم در بر می گیرد،34 سال سن بیشتر نداشت و حسین در کربلا به قدرت شمشیر و مردانگی و وفای او تکیه و امید داشت و همو که حجت خدا بود با گفتن عبارت بنفسی انت یا عباس - جانم فدای توشود برادر - آرزو می کرد کاش می توانست جانش را فدای او بنماید!

عباس، همو که مولای ما صاحب الزمان با افتخار او را عموی خود می نامد و سایر ائمه پس از امام حسین نیز به داشتن عمویی همچون او افتخار می کردند.

از چیزهای عجیب و جالبی که در دو صحن حسینی وعباسی جلب توجه می کند و ظاهراً در عراق امر تازه ای است این است که در پس بعضی ازهیئت های عزاداری عراقی زنان و دخترانی با پرچمهای رنگی در دست به عزاداری می پردازند .در بعضی دسته های عزا فقط خانم ها بودند که با پرچمهای کوچک سبز یا سرخ یا... عزاداری می کردند.

اینکه گفتم جالب و عجیب بدین جهت است که در سرتاسرعراق زنان را به مساجد راهی نیست و مساجد عراق مانند بسیاری از مساجد عربستان کاملاً مردانه است! در عربستان قبرستان ها هم مردانه است و زنان را راهی به آنان نیست حتی اگر متوفی شوهر پدر یا برادر زنی باشد وی نمی تواند همچون مردان برای حضور در مراسم دفن او به قبرستان قدم بگذارد!

آه و افسوس که چه کشیده و می کشد اسلام از تحمیل این آویزه های عرف به احکام مقدس آن.و چقدر سخت و دشوار است مبارزه با این عرفیاتی که لباس دین پوشیده و در غالب جاها همچون اصول لایتغیرشریعت محترم و مانند احکام دین مقدس شده اند!

تنها یک مورد استثنا در شهر زبیر در اطراف بصره دیدم که روحانی خوش فکر آن شیخ محمد فلک مالکی که امام جمعه این شهر و یکی از نمایندگان آیت الله سیستانی در جنوب عراق است آنگونه که خود به من می گفت متأثر از سیره و نظر امام و در اقتدا به ما ایرانیان پرده ای در داخل مسجد خود کشیده و ورود زنان و دختران را به مسجد و نماز جماعت و مراسمی که در مسجد برگزار می شود ممکن ساخته است.

امروز اربعین است و اینجا کربلاست .در جای جای کربلا بخصوص در خیابان های اطراف حرم این دوبرادر، بساط چای غلیظ عراقی ها گسترده شده است .در کنار این بساط صلواتی همواره صدایی بگوش می رسد که : شای ابوعلی - چای پدر علی (اکبر) ، یعنی بفرمایید و از چای امام حسین بخورید .


اینجا کربلاست و هر کس برای خدمت به زوار حسین هر چه که دارد و با خود به کربلا آورده را مال امام حسین می داند.

در روبروی باب السدره هم بساط چایی مفصلی برپا شده است .پشت سر خدامی که عاشقانه به خدمت زوار مشغول هستند پارچه ای نصب شده وبر روی آن نوشته شده موکب(هیئت) عزا شباب قاسم بن الحسن من استوکهولم. معلوم می شود این ها کسانی هستند که در استکهلم ساکنند و در اربعین خود را به کربلا رسانده اند تا به زوار عزادار حسینی که ده ها و صدها کیلومترپیاده تا کربلا آمده اند خدمتی داشته باشند.

اینجا کربلاست.دسته های عزاداری از سرتاسر عراق وحتی از استانهای شمالی این کشور که شامل ترکمنهای شیعه وسنی هستند هم خود رابه کربلا رسانده اند وجالب اینکه در جلوی یکی از این هیئتهای عزا بر روی پلاکاردی نوشته شده بود :هیت عزاداران حسینی:ترکمنهای شیعه وسنی.


همه هیئتهای عزا اول به حرم امام حسین می رفتند وپس از عبور از بین الحرمین به صحن پرچمدار با وفای کربلا مشرف می شدند. در میان این هیئتها چند هیئت هم از ایران دیده می شدند که بیشتراز شهرهای آذری زبان ما بودند.

در حرم امام حسین زنجیر زنان زنجیرها رامحکم بجای شانه به سر خود می زدند که چندنفر از خدام حرم که در میان آنها بودند بسرعت جلورفته وجلوی این کارشان رامی گرفتن تا بخود آسیب نرسانند.

 درمیان بعضی از دستجات عراقیها بتازگی رسم نشستن وسینه زدن وسپس برخاستن وادامه دادن معمول شده است که از همین هیئتهای حسین جانی خودمان گرفته شده است.این کار رامعمولا جوانهای هیئتها می کردند.

 بعضی از نوحه خوانهای هیئتهای عراقی که در اربعین اقامه عزا می کردندآهنگهای بسیار زیبایی داشتند.چند هیئت دقیقا یکی از آهنگهای حسین فخری مداح با اخلاص خرمشهری راکه بر روی یکی از نوحه های من بود دقیقا با همان ریتم وآهنگ می خواندند.حاج ایاد که از نزدیکترین اشخاص به حسین فخری در این سی وچندسال مداحی اوست تا این آهنگ راشنید با دست به پشتم زد وگفت  دکتر ،آهنگ نوحه تورا می خوانند که فخری خوانده است.آن سرنوحه که فخری آن را بسیار زیبا پیاده کرده است این بود :

هر طرف می نگرم نیزه وشمشیر است،  یارب حسین من تک وتنهاست.

دست این لشکریان پر ز تیغ وتیر است، بی معین حسین من در بر اعداست.

در میان هیئتهای پاکستانیها وایرانیها وسعودیها وحتی شهرهای مختلف عراق که غالبا جمعیت سینه زن وزنجیر زن کمی داشتندهیئت بحرینیها آنقدر گسترده وپرجمعیت بود که چشم از دیدن آن خسته می شد.

از چیزهایی که اشک همه را درآورد هیئت سینه زنان کر ولالی بود که مرد مسنی در روبروی جمعیت در حالی که همراه آنها سینه می زد همزمان با شنیدن نوحه نوحه خوان هیئت که می خواند:" الله الله احسین وینه ،بالسیوف قطعینه"- خدایا خدایا حسین کجاست؟ با شمشیر اورا قطعه قطعه کرده اند- با مهارت وسرعت هر چه تمامتر وبا اشاره سریع دست وچشمش نوحه را باحرکت برای سینه زنان هجی می کرد.به اونگریستم تا مصرع راشنید منتظرنماند و درحالی که دست راستش رابمثابه یک شمشیربلند کرده بود آن راپشت سر هم بر روی ساعد دست چپ خود به نشانه قطعه قطعه کردن می کشید وسینه زنهای کر ولال در حالی که به حرکات اوچشم دوخته بودند سینه می زدند.

اربعین به پایان رسیده است .هوای کربلا بسیار سرد شده است.یک روز پس از اربعین بارانی باریدن گرفت وهوا راسردتراز آنچه بود کرد.کار من هم به دکتر ودوا وآمپول رسیده است.

 روز دوم پس از اربعین از کربلا عازم بصره می شوم.در مسیربصره که اتوبوس بسرعت راه می رود تا خود رابا شش ساعت تاخیر به مرز برساند در دل شب چشمم به نخلهایی می افتد که پشت سرهم ازمن  وما دورتر می شوند .

بادور شدن آنها بغض غریبی توام با اشک به من دست می دهد .با خودم می گویم هرچند این درختها بیش از چهار صد و سی کیلومتر از زمین کربلا که حسین درآن مدفون است دورترهستند اما در هرحال آنها به زمین کربلا متصلند اما من از سرزمینی که جسم بی سر حسین درآن خفته است لحظه به لحظه دور تر و دور تر می شوم .دستم رااز پشت شیشه اتوبوس به طرف نخلها دراز می کنم وبه آنها که ساکت وخموشند التماس می کنم نگذارند .....اشک امانم رابریده است .. اینجا مرز ایران است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

سفرنامه کربلا4


درروزهاي منتهي به اربعين سيدالشهداء در مسيرهاي منتهي به کربلا ودر خود کربلا صحنه هاي بس باشکوهي ديدم که بخشي از آنها رابه محضر خوانندگان عزيز پيش کش مي نمايم  .

راستش را بخواهيد در اين سفر صحنه هايي ديدم که سطح ديد ونگرش وقضاوت مرا نسبت به مردم عراق بالاتر وبالاتر برد.گمان نمي کنم ملتي تا به اين حد واندازه بتوانند تمام ظرفيت عشق وشور ودلدادگي خود رانسبت به امام حسين اظهارکنند.

براي نمونه کافي است به نمونه هايي پراکنده اشاراتي داشته باشم .

در حرم باصفاي حضرت قمربني هاشم (ع)نوجواني راديدم که غرق نگاه ونظاره به ضريح مطهرساقي باوفاي تشنگان حسيني بود.از اوکه عبدالله نام داشت و مي گفت شاگرد يک نانوايي در بصره است پرسيدم از کجامي آيي وچندروز در راه بوده اي ؟گفت از بصره ام ودر حاليکه انگشتان دوپنجه دست خودرانشان  من مي دا د گفت عشره ايام يعني ده روز مدام در راه بوده ام.مسير بصره به کربلا حدوداً450 کيلومتراست که باماشين سواري 6ساعت وبااتوبوس 8ساعت طي مي شود.

در راه 120 کيلومتري کاظمين وبغداد به کربلا سيل جمعيت در حرکت بود.بارها زنان جوان و دختران  وپسران نوجواني را مي ديدم که در اين مسير طولاني کالسکه بدست در حرکت بودند. به چهره شان که نگاه مي کردي چنان آرام ، مطمئن اما مصمم و باشتاب راه مي رفتند که گويي مي خواهند چند صدمترراه بروند!

مسير80کيلومتري نجف به کربلا هم حکايت ديگري داشت. تمام طول اين مسير پوشيده از مردمي بودکه غالبا بادمپاييهاي پلاستيکي، شتابان به سمت کربلا در حرکت بودند .

درطول راه ،مکرر پيرمرداني رامي ديدم که اين مسير دو روزه را با عصا راه مي رفتند.جواناني را مي ديدم که بعضاً بدليل چاقي امکان راه رفتن نداشتند اما خود را به هر زحمتي که بود مي کشيدند و به سوي کربلا گام برمي داشتند. زنان تنهايي رامي ديدم که بابيرقهاي کوچک رنگارنگي در دست که بر آنها نام مبارک حسين نوشته بود مصمم به سوي کربلا راه مي پيمودند در دست.بعضي جوانها پرچمهاي بزرگ رنگي ديده مي شد که منظره بس باشکوهي در کنار جاده ايجادکرده بود.بعدها اينها را درحرم ديدم که يکصدا دذرد حالي که شعار لبيک ياحسين سر مي دادند پرچمهايي را که در طول مسير با خود حمل کرده بودند به بالاي ضريح امام حسين پرتاب مي کردند و باحضرت با چشماني اشکبار وداع مي کردند.

درنجف که بودم شنيدم آيت الله سيستاني که  يکي ازمطرح ترين مراجع موجود در نجف براي عراقيهاست ودامنه مرجعيتش  ايران وغير ايران راهم در نورديده است در بيانيه اي خطاب به مردم عراق و کساني که از شهرهاي مختلف عراق پياده بسمت کربلا در حرکت بوده اند اعلام کرده ثواب اربعين تنها مختص روز اربعين نيست واز زوار خواسته است با ديدن گنبد امام حسين  سلامي به حضرت بدهند وبراي اينکه توفيق زيارت نصيب ديگران هم که پس از آنها عازم کربلا هساتندبشود بلافاصله به شهرهاي خودشان برگردند.بعدها که به کربلا رسيدم دريافتم چقدر اين نظر هوشمندانه داده شده است.در آستانه ورود به کربلا تاثير اين بيانيه راديدم.با اينکه سه روز به اربعين مانده بود اما عده اي داشتند از کربلا به شهرها وروستاهايشان برمي گشتندوتعجب آورتر اينکه باز هم پياده!

دراين ميان ذکر حکايت حضور و خدمات کساني که از روزهاي قبل تمام اين مسير را چادر زده بودند تا از راه پيمايان و پياده روان زائر حسين که در عراق به آنها مشايين مي گويند پذيرايي کنند حلاوتي ديگر دارد.

در مسيرکه مي رفتي آنان رامي ديدي که مانند فروشنده اي که مي خواهد جنس خود را با اصرار و الحاح به مشتري بفروشد قدم به قدم با التماس از زائرين مي خواستند به چادر آنها بروند و استراحتي کنند و يا از غذاهايي که آماده  بر روي ميزهايي در جلوي چادرهايشان چيده بودند حتي اگر شده لقمه اي بردارند و آنگاه بروند.

گاه اصرارآنها تا بدان حدبود که فردناچار مي شد تسليم التماسشان شود و لقمه اي از غذا يا از طبق خرمايشان بردارد و به راه  خود ادامه دهد.

آقاي حسين واعظ که تا حالا توفيق چند اربعين را داشته است به من مي گفت سال قبل شنيده بعضي از همين مردم سر راه پياده روندگاني که پاهايشان زخم برمي دارد وخوني مي شود مي ايستند وخون لاي انگشت يا کف پاي زائرين رابه نشانه تبرک برمي دارند وبعنوان تبرک با خاک مزرعه شان مخلوط مي کنند.

در مسير هر غذايي آماده شده بود. از برنج و خورشت گرفته تا همبرگر وکتلت و عدسي وآب نخود و ساندويچ و...بعضي در مسير پياده روان مي ايستادند وبا صداي بلند مي گفتند نان تازه وداغ دارند.يکجا براي ديدن اين منظره به پشت يک چادر رفتم و با کمال تعجب ديدم چند تنور در چادري نصب شده ودارند نان مي پزند نانوايان که خود زائر بودند تامتوجه من شدند بمن تعارف نان تازه کردند تشکري کردم وبه راه ادامه دادم.

در مسيرراه انواع نوشيدنيها به زائرين داده مي شد از چاي وقهوه وآب هاي معدني گرفته تا چاي ليموعماني ونوشيدني هاي گازدار و..

بعضي دراين پذيرايي نهايت سليقه را بکار مي گرفتند.در ده کيلومتري کربلا در مسير بغداد مردي را ديدم که حدود سي ظرف بزرگ تاکوچک قهوه را در دو رديف در کنارهم به ترتيب قد واندازه چيده بود وبساط قهوه اش به راه بود.

 آقاي جواد واعظ که هم مدير کارواني از شادگان است وهم مداح بر و بچه هاي شادگان که چند سال است در اربعين همه ساله باهم به کربلا مي آيند به من مي گفت در مسيرکربلا دو دختر و پسر 3 و5 ساله را ديده که در جاده اي فرعي در روستاي بين راه پارچ آبي را بزحمت درلابلاي دستان کوچک خود گرفته ودر مسيرايستاده بودند تا مگر دل زائران نشسته در اتوبوسها به رحم آيد و اندک توقفي بکنند و از دست آنها آبي بياشامند،اما هيچ اتوبوسي مقابل آنها توقف نمي کرد چون همه مي خواستندبا عجله مسافران خود رابه کربلابرسانند.جواد آقا مي گفت تا بچه ها، اين صحنه راديدند از راننده خواستند اتدکي توقف کند .پس از توقف همه پياده شدند و با چشماني اشکبار از دستان کوچک آن دو آب نوشيدند.


در مسيرراه باندهاي قوي بلندگو در کنار چادرها نصب بود و از آنها مدام نوحه پخش مي شد .

جالب اينکه جواناني در کنار اين باندهاي صوتي مي ايستادند و دقايقي درست مثل اينکه يک مداح دارد برايشان بطور زنده اجراي برنامه مي کندبا جديت تمام سينه مي زدند.

درمسيرکه مي رفتم سه نوجوان را در اين حال ديدم روبروي شان ايستادم ودقايقي در کنارشان سينه زدم، تامراديدند به وجدآمدند فورا با من همراهم يک حلقه تشکيل دادند و به سبک عراقيها که سعي مي کنند نوع سينه زدنشان را به طرفي که  روبروي آنها ايستاده و سينه مي زند نشان بدهند روبروي من سينه زدند.

در مسيرتنها شعائرحسيني بودکه خودنمايي مي کرد .من در طول اين مسير جز در مواردي که هواداران مقتدا صدرتصاويري از او و پدر شهيدش را در سر راه گذاشته بودندهيچ اثر ونشانه اي از شعائر سياسي ودولتي نديدم.حتي يک عکس ازآيت الله سيستاني نديدم.

باز به مسيرادامه دادم. تاچشمم به تابلويي خورد که نشان مي داد 14 کيلومتر بيشتر به کربلا باقي نمانده است انگار غمي بزرگ تمام وجودم را فراگرفت درست مانند غمي که روزآخر ماه مبارک رمضان به سراغ روزه دار مي آيد .با اينکه من از حدود 35 کيلومتري بغداد به کربلا يعني  از نزديکي روستاي مصيب که بنا بقول کاملا تحريف شده اي قبر منسوب به دو فرزند مسلم در آن وجود دارد- اينکه مي گويم تحريف چون فرزندان مسلم اولا طفل نبوده بزرگسال بوده اند و ثانيا در کنار امام حسين درکربلا به شهادت رسيده و در پايين پاي آن حضرت درميان ساير شهداي کربلا دفن شده اند.-به پياده روان حسيني پيوسته بودم اما آرزو مي کردم کاش اين مسير که به زيارت مولايم حسين مي رسيد به انتها نرسد! يک دليل آن شور و شعف و ابتهاجي بود که در اين مسير بمن دست داده بود که بجرئت مي توانم ادعا کنم و خداي بزرگ را بر اين ادعا شاهد بگيرم که نظير اين شعف و سبکبالبي را حتي در هنگام طواف خانه با عظمت خدا که زادگاه مولاي ما علي بن ابيطالب است در خود نديده ام.

درمسير انواع واقسام شبيه سازيها از شب عاشورا يا مقتل کربلا با هنرمندي تمام ديده مي شد .جالب اين بود که در چهره امام سجاد يا امام حسين يا حضرت زينب گاه لامپ سفيدي  در وراي روپوش صورتشان ديده مي شد.

در مسيرراه، مستمرا تمثال يامجسمه سربريده امام حسين باچشماني بسته بر روي نيزه ديده مي شدکه نقاشي است و مي گويند منسوب به نماينده دولت روم است که در آن روز سخت ورود اسراي اهل بيت به شام در مجلس يزيد نظاره گر رويارويي يزيد ملعون با اسراي اهل بيت در محضر آن سر بريده بوده و آن را به تصويرکشيده است.

درمسير و در کنار چادرهاي پذيرايي ،گاه مجسمه هايي از حضرت عباس ديده مي شد که تيري به چشم مبارک او اصابت کرده بود.از صحنه هاي تکراري مسير گهواره هايي بود که در آنها عروسکي آرميده بود وجمعيت اصرار داشتند به رسم ادب  وارادت به هنگام رسيدن به آنها دستي به آنها بزنند و آنها را تکاني بدهند.

بعضي از زائرين از اين شبيه سازيها با موبايلشان تصويري مي گرفتند و باز به راه خود ادامه مي دادند.

در مسير، گاه پيش مي آمد که کسي حالش بهم مي خورد .در اين مواقع که خود يک نمونه اش را شاهد بودم جواني از هوش رفت وجواناني بدون رعايت  ملاحظات پزشکي چهار دست و پاي او را گرفته و بسرعت به چادرهاي امداد و درماني که هر چندصد قدم برپاشده بود مي بردند .مادرش راديدم که حسين حسين گويان مضطرب و نگران بدنبال جواناني مي دويد که جوانش را بسرعت از او جداکرده و به چادر امداد مي بردند.پيرزن بانگاهي نگران بدنبال اثري از جوانش مي گشت.


در مسير و در چادرهايي  که از زوار امام حسين پذيرايي مي کردند چادرهايي بودند که کار آنها ماساژ دادن پاها وکمر پياده روندگان بود .صحنه هايي که تا کسي آنها را نبيند نمي تواند عظمت روحي اين عشاق حسيني را درک کند. در مسير جوان تنومندي راديدم که دو پاي زائر خسته اي را بلندکرده بود و به دقت و سانت به سانت ماساژ مي داد .کارش که تمام شد و  از چادر بيرون آمد با او خوش و بشي کردم و به اوگفتم خداي حسين بزرگترين اجر را به شما عنايت کند لبخند زنان سري تکان دادکه يعني کاري نکرده است.

در اين چادرها انواع واقسام ماساژورهاي برقي ديده مي شد که خود زائرين اعم از زن ومرد خوددرماني مي کردند. جالب اينکه صندلي هايي در مسير ما بود که به سبک بعضي فرودگاهها وقتي فرد بر روي آنها لم مي داد بکار مي افتادند و بدن او راماساژ مي دادند.

در مسير راه چادرهاي خواب فراواني ديده مي شد که به تفکيک زنانه و مردانه بود. بعضي که از اذان صبح راه رفته بودند از همان اوائل شب به خواب عميقي رفته بودند.پياده روي من و همراهم از ساعت 8شب تا ساعت يک نيمه شب طول کشيد هنوز ده کيلومتر مانده به کربلا بود که ترجيح دادم در مسير راه استراحت نمايم و لذت يک شب خواب ساده را در مسير زيارت حسين درک کنم .درست مانند بيابان مشعرالحرام که حاجي يک شب کارتون خوابي را تجربه مي کند.اما اينجا برخلاف بيابان مشعر پتوهاي تازه از پلاستيک در آمده در دسترس زائران حسيني بود وچادرهايي که بابخاري کاملاً گرم نگاه داشته مي شد. من و همراهم که پسرم بود از متولي حسينيه که از بغدادآمده بود يک پتو در خواست کرديم . و تن خسته مان را بخواب زديم تا پس از نماز صبح دوباره به راه بيفتم .يک دليل اين تصميم آن بود که مناظر باشکوه مسير و شکوه و حماسه عزاداران پياده حسيني را در روز هم ببينيم.

پس ازنماز صبح که به راه افتادم  هر چه که به کربلا نزديک و نزديکتر مي شدم صفوف راه پيمايان چنان بهم فشرده مي شد که امکان راحت راه رفتن را از انسان سلب مي کرد .چادرهاي پذيرايي کننده کاملا بهم چسبيده بودند.

هنوز آفتاب نزده بود که از دور چراغهاي دو مناره وگنبد مطهر پرچمدار حماسه کربلا اباالفضل العباس  چشمان راه پيمايان را زينت و نور و اميد مي بخشيد.توگويي عباس اين يگانه دوران به زائران قبر خود و برادرش خوش آمد مي گفت. به کربلا رسيديم،کربلايي که آغوش خود را با تمام شوق براي زائران حسين وعباس گشوده بود.

اينجاکربلاست سرزميني که خداوند تمام عظمت هستي خود رادرآن يکجا به وديعت نهاده است.

السلام عليک يا ابا عبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائک.

خدايا ،آه، من در اين روز همسفر زينب شده ام و به ديدار حسين آمده ام؟اشک امانم نمي دهد...

     شمس (سلیمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

اعمال عمره مفرده
محل احرام  مسجد شجره :



اول - مسجد شجره است که آن را ذوالحلیفه مینامند و آن میقات کسانی است که از مدینه منوره به مکه میروند.

178- جایز است در صورت ضرورت احرام را از مسجد شجره تأخیر بیندازد تا میقات اهل شام.
179- احتیاط واجب آن است که در داخل مسجد شجره محرم شود نه خارج آن، هر چند نزدیک به آن باشد.
180- شخص جنب و حائض میتوانند در حال عبور از مسجد محرم شوند، و نباید در مسجد توقف کنند.
181- اگر حائض نتواند تا وقت پاک شدن صبر کند احتیاط آن است که نزدیک مسجد محرم شود و در «جحفه» یا محاذی آن احرام رإ؛ا9،ک‏ک تجدیدکند.
دوم - وادی عقیق است که اوائل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «عمره» و اواخر آن را «ذات عرق» میگویند که محل احرام عامه است، و آن میقات کسانی است که از راه عراق و نجد به مکه میروند.
سوم - قرن المنازل است و آن میقات کسانی است که از راه طائف حج میروند.
چهارم - یلملم است که اسم کوهی است، و آن میقات کسانی است که از راه یمن میروند.
پنجم - جحفه است و آن میقات کسانی است که از راه شام میروند.
182- اگر بیّنه شرعیه قائم شد یعنی دو شاهد عادل شهادت دادند که فلان مکان میقات است، تفتیش و تحصیل علم لازم نیست، و اگر علم و بیّنه ممکن نشود میتواند اکتفا کند به ظن حاصل از پرسیدن از کسانی که اهل اطلاع به آن مکانها میباشند.
183- هرگاه از راهی برود که به هیچیک از میقاتها عبورش نیفتد باید از محاذات میقات احرام ببندد.
184- شخص مستطیع اگر احرام را از میقات تأخیر بیندازد از روی علم و عمد، و ممکن نشود برگردد به میقات بواسطه عذری و میقات دیگری در پیش نداشته باشد حج او باطل است، و باید سال دیگر حج بجاآورد.
185- شخصی که میخواهد از محاذی میقات محرم شود اگر محاذات را نداند باید از اهل اطلاع مورد وثوق بپرسد، و قول مجتهد که اهل اطلاع به آن مکانها نیست اعتبار ندارد، و اگر نتواند محاذات را بفهمد قبل از رسیدن به محلی که احتمال میدهد از محاذات گذشته است به نذر محرم شود، بلکه اگر از محل معینی پیش از رسیدن به محاذات، به نذر محرم شود احوط است.
186- مراد از محاذات آن است که کسی که میرود به طرف مکه به جایی برسد که میقات به طرف راست یا چپ او واقع شود به خط راست بطوری که اگر از آنجا بگذرد میقات متمایل به پشت او شود.
187- محاذات ثابت میشود به علم و به دو شاهد عادل، و اگر اینها ممکن‏نشود اگر گمان حاصل شد از قول کسانی که مطلع به آن مکانها هستند ظاهراً کافی است، بلکه از قول کسانی که اهل خبره هستند و از روی قواعد علمیه محاذات را تعیین میکنند اگر گمان حاصل شد ظاهراً کافی است.
188- کسی که بواسطه فراموشی یا ندانستن مسأله و عذر دیگر بدون احرام از میقات عبور کرد پس اگر امکان داشت برگشتن به میقات و به اعمال عمره میتوانست با برگشتن برسد واجب است برگردد و از میقات احرام ببندد، چه داخل حرم شده باشد یا نه واگر ممکن نیست بنحوی که گفته شد، پس اگر داخل حرم نشده از همانجا احرام ببندد، واحتیاط مستحب آن است که هر مقداری میتواند به طرف میقات برگردد و آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده واجب است اگر میتواند و به اعمال عمره میرسد از حرم خارج شود و محرم گردد، و اگر نمیتواند بنحوی که گفته شد همانجا محرم شود، و احتیاط مستحب آن است که هرقدر میتواند به طرف خارج حرم برگردد و آنجا محرم شود.
189- زن حائض اگر مسأله نمیدانست و عقیده داشت که نباید در میقات محرم شود و احرام نبست حکمش همان است که در مسأله قبل گفته‏ شد.


واجبات احرام
« اول، نیت »

اول - نیت، یعنی انسان در حالی که میخواهد محرم شود به احرام عمره تمتع، نیت کند عمره تمتع را و لازم نیست قصد کند ترک محرماتی را که بر محرم پس از احرام، حرام میشود، بلکه کسی که بقصد عمره تمتع یا حج تمتع لبیک‏های واجب را گفت، محرم میشود چه قصد بکند احرام را یا نکند و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند. پس کسی که میداند ارتکاب میکند بعضی محرمات را مثل زیر سایه رفتن در حال سفر، احرام او صحیح است. ولی احتیاط آن است که قصد کند ترک محرمات را.
223- آنچه ذکر شد که لازم نیست قصد کند ترک محرمات را در غیر آن محرماتی است که عمره یا حج را باطل میکند. مثل اکثر محرمات، و اما آنچه عمره یا حج را باطل میکند مثل نزدیکی با زن در بعضی از صور که ذکر خواهد شد پس با قصد ارتکاب آن، احرام باطل است بلکه غیر ممکن‏است.
224- عمره و حج و اجزاء آنها از عبادات است و باید با نیت خالص برای طاعت خداوند تعالی بجا آورد.
225- اگر حج را به نیت خالص بجا نیاورد و به ریاء و غیر آن باطل کند باید سال دیگر عمره و حج را اعاده کند.
226- اگر بعضی از ارکان عمره یا حج را به نیت خالص نیاورد و به ریاء و غیر آن باطل کند و نتواند آن را جبران کند پس در عمره حکم بطلان عمره را دارد و در حج حکم بطلان حج را، ولی اگر محل جبران باقی است و جبران کرد عملش صحیح میشود، گرچه معصیت کار است.



« دوم، تلبیه »
229- دوّم - تلبیه؛ یعنی لبیک گفتن، و صورت آن بنابر اصح آن است که بگوید:
« لَبّیْکَ اللّهُمّ لَبّیْکَ لَبّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبّیْکَ »
و به این مقدار اگر اکتفا کند محرم شده و احرامش صحیح است، و احتیاط مستحب آن است که پس از آن که چهار «لبیک» را بصورتی که گفته شده گفت بگوید:
« اِنّ الْحَمْدَ وَ النّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبّیْک »
و اگر بخواهد احتیاط بیشتر بکند پس از گفتن آنچه ذکر شد، بگوید:
« لَبّیْکَ اللّهُمّ لَبّیْکَ لَبّیْکَ اِنّ الْحَمْدَ و النّعْمَةَ لَکَ وَالْمُلْکَ لا شَرِیْکَ لَکَ لَبّیْکَ »
و مستحب است بعد از آن بگوید:
«لَبّیْکَ ذَا الْمَعارِج لَبّیْکَ، لَبّیْکَ داعیاً إلی دارِ السّلامِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ غَفّارَ الذّنُوبِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ أهْلَ الْتَلْبِیَةِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ ذَا الجَلالِ وَالْاِکْرامِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَیْکَ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ تَسْتَغنِیْ و یُفْتَقَرُ إلَیْکَ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَیْکَ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ إلهَ الْحَقّ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ ذَا النّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمَیلِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ کَشّافَ الْکُرَبِ الْعِظامِ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدَیْکَ لَبّیْکَ، لَبّیْکَ یا کَرِیمُ لَبّیْکَ».
و این جملات را نیز بگوید خوب است:
«لَبّیْکَ أتَقَرّبُ إلَیْکَ بِمُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ لَبّیْکَ لَبّیْکَ بِحَجّةٍ و عُمْرَةٍ لَبّیْکَ لَبّیْکَ وَ هذِهِ عُمْرَةُ مُتْعَةٍ إلیَ الْحَجّ لَبّیْکَ لَبّیْکَ أهْلَ التّلْبِیَةِ لَبّیْکَ لَبّیْکَ تَلْبِیَةً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَیْکَ».
230- واجب است صحیح گفتن قدر واجب از لبیک را که گذشت، همانطور که صحیح گفتن تکبیرة الاحرام در نماز واجب است.
231- اگر تلبیه را بقدر واجب که ذکر شد، نداند باید آن را یاد بگیرد یا کسی او را در وقت گفتن تلقین کند، یعنی کلمه کلمه آن شخص بگوید و شخصی که میخواهد احرام ببندد دنبال او بطور صحیح بگوید.
232- اگر نتواند یاد بگیرد یا وقت یاد گرفتن نباشد و با تلقین هم نتواند بگوید احتیاط آن است که به هر نحو که میتواند بگوید، و ترجمه‏اش را هم بگوید، و بهتر آن است که علاوه بر آن نایب هم بگیرد.
« سوم، لباس احرام »
239- سوم - پوشیدن دو جامه احرام برای مردان که یکی «لنگ» است و دیگری «رداء» که باید آن را به دوش بیندازند. و احتیاط واجب آن است که این دو جامه را قبل از نیت احرام و لبیک گفتن بپوشد و اگر بعد از لبیک پوشید احتیاط آن است که لبیک را دوباره بگوید.
240- لازم نیست که لنگ، ناف و زانو را بپوشاند، و کفایت میکند که بنحو متعارف باشد، ولی مستحب است که ناف و زانو را بپوشاند.
241- در پوشیدن دو جامه احرام ترتیب خاصی معتبر نیست، بلکه به هر ترتیبی بپوشد مانع ندارد، فقط باید یکی را لنگ قرار دهد به هر کیفیتی که میخواهد، و یکی را رداء قرار دهد به هر کیفیتی که میخواهد، و احتیاط مستحب آن است که رداء شانه‏ها را بپوشاند.
242- احتیاط واجب آن است که در حال اختیار اکتفا نکند به یک جامه بلند که مقداری از آن را لنگ کند و مقداری را رداء قرار دهد، بلکه باید دو جامه جدا باشند.
243- در پوشیدن جامه احرام احتیاط واجب آن است که نیت کند و قصد امر الهی و اطاعت او کند و احتیاط مستحب آن است که در کندن جامه دوخته هم نیت و قصد اطاعت کند.


محرمات احرام


اول - شکار صحرایی که وحشی باشد، مگر در صورتی که ترس داشته باشد از آزار آن.

271- شکار دریایی مانع ندارد.
272- ذبح و خوردن حیوانات اهلی مثل مرغ خانگی و گاو و گوسفند و شتر مانع ندارد.
273- شکار دریایی مانع ندارد.
274- پرندگان، جزء شکار صحرایی میباشند و ملخ نیز در حکم شکار صحرایی است.
275- اگر پرنده‏ای که نزد او است «پر» در نیاورده یا پر او را چیده‏اند واجب است آن را حفظ کند تا پر درآورد و آن را رها کند، بلکه بعید نیست که واجب باشد حفظ بچه صید را، مثل آهو بره تا بزرگ شود و رها کند آن را.
276- هر شکاری که حرام است، جوجه و تخم آن نیز حرام است.
بدان که در شکار احکام بسیاری است و چون محل حاجت چندان نیست از بیان آنها خودداری شد.
دوم - جماع با همسر، و بوسیدن، و نگاه به شهوت، بلکه، هر نحو لذت و تمتّعی بردن.
277- اگر در احرام حج از روی علم و عمد آمیزش کند اگر قبل از وقوف به عرفات بوده حج او فاسد است مسلّماً، و اگر بعد از وقوف به عرفات و قبل از وقوف به مشعر الحرام بوده، حج او فاسد است بنابر اقوی، و در هر دو صورت کفاره آن یک شتر است.
278- در این دو صورت که حج فاسد شد باید حج را تمام کند و در سال دیگر نیز حج بجا آورد.
279- اگر این عمل بعد از وقوف به عرفات و مشعر واقع شد دو صورت دارد:
یکی آنکه قبل از تجاوز از نصف طواف نساء مرتکب شده، در این صورت حج او صحیح است، و فقط باید کفاره بدهد.
دوم آنکه بعد از تجاوز از نصف طواف نساء مرتکب شده، پس حج او صحیح است و کفاره هم ندارد بنابر اقوی.
280- اگر زنی را از روی شهوت ببوسد کفاره آن یک شتر است، و اگر بدون شهوت ببوسد کفاره آن یک گوسفند است. و احتیاط مستحب آن است که یک شتر کفاره بدهد.
سوم - عقد کردن زن برای خود یا غیر، چه آن غیر، احرام بسته باشد یا نبسته باشد و محلّ باشد.
286- رجوع کردن به زنی که طلاق رجعی داده است مانع ندارد.
287- اگر زنی را در حال احرام برای خود عقد کند با علم به مسأله، آن زن بر او حرام دائمی میشود.
چهارم - استمناء یعنی طلب بیرون‏آمدن منیکردن بدست یاغیر آن هر چند بخیال باشد یا ببازی کردن با زن خود یا کس دیگر بهر نحو باشد
288- پس اگر منی خارج شود کفاره آن یک شتر است، و احتیاط واجب آن است که در جایی که جماع موجب بطلان است استمناء نیز موجب بطلان باشد به نحوی که در جماع گفته شد.
پنجم - استعمال عطریات است از قبیل مشک و زعفران و کافور و عود و عنبر، بلکه مطلق عطر هر قسم که باشد.
289- مالیدن عطر بر بدن و لباس جایز نیست و همینطور پوشیدن لباسی که بوی عطر میدهد اگرچه قبلا به آن عطر مالیده شده‏باشد.
290- خوردن چیزی که در آن چیزی است که بوی خوش میدهد مثل زعفران جایز نیست.
291- اگر به پوشیدن لباس یا خوردن غذایی که بوی خوش میدهد اضطرار پیدا کند باید دماغ خود را بگیرد که بوی خوش به آن نرسد.
292- از گلها یا سبزیهایی که بوی خوش میدهد باید اجتناب کند، مگر بعضی انواع که صحرایی است، مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامی» که میگویند از خوشبوترین گلها است.
293- احتیاط آن است که از «دارچینی» و «زنجبیل» و «هل» و امثال آنها اجتناب کند اگرچه اقوی حرام نبودن آنها است.
ششم - پوشیدن چیز دوخته مثل پیراهن و زیر جامه و قبا و امثال آنها.
300- چیزهایی که شبیه به دوخته است مثل پیراهنهایی که با چرخ یا با دست میبافند یا چیزهایی را که با نمد به شکل بالاپوش میمالند مثل کلیجه و پستک و کلاه و غیر آن جایز نیست پوشیدن آنها.
301- احوط اجتناب از مطلق دوخته است هرچند کم باشد، مثل کمربند دوخته و شب کلاه.
302- همیانی را که در آن پول میگذارند اشکال ندارد به کمر ببندد هرچند دوخته باشد، و بهتر آن است که قسمی کند که بیگره باشد.
303- فتق‏ بند اگر دوخته باشد برای ضرورت جایز است ببندد، لکن احتیاط آن است که کفاره بدهد.
304- اگر به لباس دوخته احتیاج پیدا کرد جایز است بپوشد، ولی کفاره باید بدهد.
305- جایز است گره زدن لباس احرام ولی احتیاط در گره نزدن است، و احتیاط واجب آن است که لنگ را بگردن گره نزنند.
306- جایز است که لباس احرام را با سوزن یا چیز دیگر بعضی رإ؛جت،ک‏ک ببعضی وصل کند گرچه احتیاط در ترک است.
307- از برای زنها جایز است لباس دوخته هرقدر میخواهند بپوشند و کفاره ندارد، بلی جایز نیست از برای آنها پوشیدن «قفازین» و آن چیزی بوده که زنهای عرب در آن پنبه میگذاشتند و دست میکردند برای حفظ از سرما.
308- کفاره پوشیدن لباس دوخته، یک گوسفند است.
هفتم - سرمه کشیدن به سیاهی که در آن زینت باشد هرچند قصد زینت نکند.
313- و احتیاط واجب اجتناب از مطلق سرمه است که در آن زینت باشد، بلکه اگر بوی خوش داشته باشد بنابر اقوی حرام است.
314- حرام بودن سرمه کشیدن، به زن اختصاص ندارد و برای مرد نیز حرام است.
315- در سرمه کشیدن کفاره نیست، لکن اگر در سرمه بوی خوش باشد احتیاط کفاره دادن است.
316- در صورتی که احتیاج داشته باشد به سرمه کشیدن مانعی ندارد.
هشتم - نگاه کردن در آینه.
317- در این حکم فرقی بین زن و مرد نیست.
318- نگاه کردن به اجسام صاف صیقل داده شده که عکس در آن پیداست و نگاه کردن در آب صاف اشکال ندارد.
319- عینک زدن اگر زینت نباشد اشکال ندارد، ولی اگر زینت محسوب شود جایز نیست.
320- در نظر کردن به آینه کفاره نیست لکن مستحب است که بعد از نگاه کردن لبیک بگوید.
321- اگر در اطاقی که ساکن است آینه باشد و بداند که گاهی چشم او سهواً به آینه میافتد اشکال ندارد، لکن احتیاط آن است که آن را بردارد یا چیزی روی آن بیندازد.
322- احتیاط آن است که به آینه نگاه نکند اگرچه برای زینت نباشد.
نهم - پوشیدن موزه و چکمه و گیوه و جوراب و هرچه تمام روی پا را میگیرد.
323- این حکم اختصاص به مردان دارد و برای زن مانع ندارد.
324- اگر مرد محتاج شود به پوشیدن چیزی که روی پا را میگیرد احتیاط واجب آن است که روی آن را شکاف دهد.
325- در پوشیدن آنچه روی پا را میگیرد کفاره نیست.
دهم - فسوق است.
326- فسوق اختصاص به دروغ گفتن ندارد بلکه فحش دادن و فخر به دیگران کردن نیز فسوق است، و از برای فسوق کفاره نیست، فقط باید استغفار کند، و مستحب است چیزی کفاره بدهد و اگر گاو ذبح کند بهتر است.
یازدهم - جدال است و آن گفتن «لا واللّه» و «بلی واللّه» است.
327- آنکه گفتن کلمه «لا» و کلمه «بلی» و در سایر لغات مرادف آن مثل «نه» و«آری» دخالتی در جدال ندارد، بلکه قَسَم خوردن در مقام اثبات مطلب یا ردّ غیر، جدال است.
328- قَسَم اگر به لفظ «اللّه» باشد یا مرادف آن مثل «خدا» در زبان فارسی جدال است، و اما قَسَم بغیر خدا به هرکس باشد ملحق به جدال نیست.
329- احتیاط واجب الحاق سایر اسماء اللّه است به لفظ جلاله، پس اگر کسی قَسَم بخورد به رحمان و رحیم و خالق سموات و ارض، جدال محسوب میشود به احتیاط واجب.
330- در مقام ضرورت برای اثبات حقی یا ابطال باطلی جایز است قَسَم بخورد به جلاله و غیر آن.
331- اگر در جدال راستگو باشد در کمتر از سه مرتبه چیزی بر او نیست مگر استغفار، و در سه مرتبه کفاره باید بدهد، و کفاره آن یک گوسفند است.
دوازدهم - کشتن جانورانی که در بدن ساکن میشوند مثل شپش و کَک و کنه که در بدن حیوان است.
سیزدهم - انگشتر به دست‏ کردن به جهت زینت و اگر برای استحباب باشد مانع ندارد.
332- اگر انگشتر بدست کند نه برای زینت و نه برای استحباب مثل آنکه برای خاصیتی بدست کند اشکال ندارد.
333- احتیاط واجب آن است که محرم «حنا» برای زینت نبندد بلکه اگر زینت باشد ولو قصد نکند احتیاط در ترک است بلکه حرمت آن در هر دو صورت خالی از وجه نیست.
334- انگشتر به دست کردن و حنا بستن کفاره ندارد.
چهاردهم - پوشیدن زیور است برای زن بجهت زینت.
335- اگر زیور زینت باشد احتیاط واجب آن است که ترک کند هرچند قصد تزیین نداشته باشد بلکه حرمت آن خالی از قوت نیست.
336- زیورهایی را که عادت داشته به پوشیدن آن قبل از احرام لازم نیست برای احرام بیرون بیاورد.
337- زیورهایی را که عادت داشته به پوشیدن آن نباید به مرد نشان دهد حتی به شوهر خود.
338- پوشیدن زیور حرام است ولی کفاره ندارد.
پانزدهم - روغن مالیدن است به بدن.
339- احوط بلکه اقوی حرام بودن مالیدن روغن است اگرچه بوی خوش در آن نباشد.
340- جایز نیست روغنی که بوی خوش در آن است استعمال کند پیش از احرام اگر اثرش باقی میماند تا وقت احرام.
341- اگر از روی اضطرار و احتیاج روغن بمالد عیبی ندارد.
342- خوردن روغن مانع ندارد اگر در آن بوی خوش مثل زعفران‏نباشد.
343- اگر در روغن بوی خوش نباشد در مالیدن آن کفاره نیست.
344- اگر در روغن بوی خوش باشد کفاره آن یک گوسفند است اگرچه از روی اضطرار باشد.
شانزدهم - ازاله مو است از بدن خود یا غیر خود چه مُحرم باشد چه‏ مُحِلّ.
345- در حرمت ازاله مو فرقی نیست میان کم و زیاد بلکه ازاله یک مو نیز حرام‏است.
346- ازاله مو اگر از روی ضرورت باشد عیب ندارد، مثل زیادی شپش و درد سر و موی چشم که اذیت میکند.
347- اگر در وقت غسل یا وضو مویی بدون قصد کنده شود اشکال ندارد.
348- در ازاله مو فرقی نیست بین تراشیدن یا نوره مالیدن یا کندن یا قیچی کردن و غیر آن.
349- اگر تراشیدن از روی ضرورت نباشد احتیاط واجب آن است که یک گوسفند کفاره بدهد، بلکه تعیّن گوسفند در این صورت بعید نیست.
350- احتیاط واجب آن است که اگر موی سر را ازاله کند بغیر تراشیدن کفاره تراشیدن را بدهد.
351- اگر دست بکشد به سر یا ریش خود و یک مو یا بیشتر بیفتد احتیاط آن است که یک کف طعام صدقه بدهد.
هفدهم - پوشانیدن مرد است سر خود را به هرچه او را بپوشاند.
352- احتیاط واجب آن است که سر را بچیزهایی غیر پوششی هم نپوشاند، مثل گل و حنا و دوا و پوشال و غیر اینها.
353- احتیاط واجب آن است که چیزی بر سر نگذارد مثل بار برای حمل که سر به آن پوشیده شود.
354- جایز است ببعض بدن خود، سر را بپوشاند، مثل آنکه دستها را روی سر بگذارد، لکن احتیاط در ترک آن است.
355- جایز نیست سر را زیر آب کند بلکه جایز نیست زیر مایع دیگری مثل گلاب و سرکه و غیر آن کند.
356- در حکم سر است بعض سر، پس نباید بعض سر را هم بپوشاند و نه زیر آب یا مایع دیگری کند.
357- گوشها ظاهراً از سر محسوب است پس نباید آنها را پوشانید.
358- پوشانیدن رو برای مردان مانع ندارد و از سر محسوب نیست، پس در وقت خواب مانعی از پوشاندن آن نیست.



هیجدهم - پوشانیدن زن است روی خود را به نقاب و روبند و برقع.
370- پوشانیدن رو را به هر چیز اگرچه چیزهای غیر متعارف باشد مثل پوشال وگل و چیزهای دیگر جایز نیست بنابر احتیاط، و جایز نیست با بادبزن روی خود را بپوشاند.
371- بعض رو در حکم تمام آن است و نباید آن را بپوشاند.
372- اگر دستهای خود را روی صورت بگذارد مانع ندارد.
373- اگر روی خود را برای خوابیدن روی بالش بگذارد مانع ندارد.
374- واجب است برای نماز سر را بپوشاند، و مقدمتاً برای پوشانیدن سر کمی از اطراف رو را بپوشاند، لکن واجب است بعد از نماز فوراً آن را باز کند.
375- جایز است برای رو گرفتن از نامحرم چادر یا جامه را که به سر افکنده پائین بیندازد تا محاذی بینی، بلکه چانه، بلکه در صورت احتیاج تإ؛حجپک‏ک گردن و چیزی بر او نیست.
376- بعضی برای دور نگه نداشتن جامه را از صورت کفاره لازم دانسته‏اند، و آن احوط است گرچه اقوی واجب نبودن آن است.
377- در نقاب انداختن و پوشاندن رو به هر نحو که باشد کفاره لازم نیست گرچه موافق احتیاط است.
نوزدهم - سایه قرار دادن مرد است بالای سر خود.
378- سایه قراردادن جایز نیست از برای مردان، و برای زنها و بچه‏ها جایز است، و کفاره هم ندارد.
379- حرام بودن سایه قرار دادن بالای سر مختص بحال منزل طی کردن است و اما در حالی که در محلی منزل کرد در منی باشد یا غیر آن زیر سایه رفتن مانع ندارد، و با چتر و مثل آن سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد اگرچه در حال راه رفتن باشد پس مانع ندارد که در منی از چادر خود تا محلی که ذبح میکنند یا محلی که رمی جمرات میکنند با چتر برود.
380- فرق نیست در حرام بودن سایه قرار دادن در وقت طی کردن منزل بین آنکه در محملی باشد که روپوش دارد یا در اتومبیل سرپوشیده باشد یا در هواپیما باشد یا زیر سقف کشتی باشد.
381- احتیاط آن است که در وقت طی منزل به پهلوی محمل یا هر چیزیکه بالای سر او نباشد استظلال نکند، اگرچه جایز بودن آن خالی از قوت نیست.
382- کسانی که از تهران یا جای دیگر میخواهند به مکه مشرف شوند با هواپیما اگر نذر کنند برای احرام بستن از تهران نذر آنها صحیح است و باید محرم شوند، و اگر راه دیگری نباشد جز هواپیما باید بروند به حج، لکن برای زیر سقف بودن در حال طی منزل باید کفاره بدهند.
بیستم - بیرون آوردن خون است از بدن خود.
389- بیرون آوردن خون از بدن دیگری مثل حجامت کردن او یا دندان او را کشیدن حرام نیست.
390- جایز نیست به مثل خراشیدن بدن خون از آن بیرون آورد، و همینطور به مسواک نمودن خون از بن دندانها بیرون آورد.
391- جایز است در حال احتیاج خون بگیرد به حجامت و غیر آن، و همینطور خون دمل را بیرون آوردن در حال احتیاج و جَرَب را خاریدن در صورتی که موجب آزار است، اگرچه از آن خون درآید.
392- خون از بدن درآوردن کفاره ندارد.
بیست و یکم - ناخن گرفتن.
393- جایز نیست بعض ناخن را هم بگیرد مگر آنکه موجب آزار شود، مثل آنکه بعض آن افتاده باشد و بعض دیگر موجب آزار او باشد.
394- جایز نیست ناخن پا را هم بگیرد چنانچه جایز نیست ناخن دست را بگیرد.
395- فرقی نیست بین آلات ناخن‏گیری قیچی باشد یا چاقو یا ناخن‏گیر، واحتیاط واجب آن است که ازاله ناخن نکند بهیچوجه حتی به سوهان و دندان.
396- اگر یک ناخن از دست یا پا بگیرد یک مد طعام باید کفاره بدهد، و برای هر ناخن دست تا به ده نرسیده باید یک مد طعام بدهد، و همچنین در ناخنهای پا.
بیست و دوم - کندن دندان است هرچند خون نیاید بنابر احتیاط، و احتیاط آن است که یک گوسفند کفاره بدهد.
بیست و سوم - کندن درخت یا گیاهی که در حرم روئیده باشد.
402- اگر گیاهی یا درختی در منزل محرم روئیده شده باشد بعد از آنکه منزل او شده پس اگر آن را خودش کاشته باشد جایز است آن را بکند.
403- اگر بعض درخت را قطع کند اقوی آن است که قیمت آن را کفاره بدهد.
404- در قطع گیاهان کفاره نیست بجز استغفار.
405- آنچه ذکر شد از قطع درخت و گیاه حرم مختص به محرم نیست بلکه برای همه کس ثابت است.
406- اگر بنحو متعارف راه برود و گیاهی از راه رفتن او قطع شود اشکالی ندارد.
بیست و چهارم - سلاح در برداشتن بنابر احوط مثل شمشیر و نیزه و تفنگ و هرچه از آلات جنگ باشد مگر برای ضرورت.

واجبات طواف


واجبات طواف دو قسم است:
قسم اول
چیزهایی که شرط طواف است و آن پنج امر است:
اول - نیت است یعنی باید طواف را با قصد خالص برای خدا بجاآورد.
462- نیت را لازم نیست به زبان بیاورد و لازم نیست به قلب بگذراند، بلکه همانکه بنا دارد این عمل را بجا آورد و با این بنا بجا آورد، کفایت میکند و به عبارت دیگر، نیت در عبادت و کارهای دیگر در این جهت فرق ندارد، پس همانطور که انسان با قصد آب میخورد و راه میرود عبادت را اگر همانطور بجا آورد با نیت بجا آورده.
463- باید عبادت را برای اطاعت خدا بجا آورد و در این جهت با کارهای دیگر فرق پیدا میکند. پس باید طواف را برای اطاعت خداوند بجا آورد.
دوم - آن است که طاهر باشد از حدث اکبر مثل جنابت و حیض و نفاس و از حدث اصغر یعنی باید با وضو باشد.
468- طهارت از حدث اکبر و اصغر در طواف واجب شرط است، چه طواف عمره باشد یا طواف حج یا طواف نساء، حتی در عمره و حج مستحب که پس از احرام بستن واجب است آن را تمام کند.
469- طهارت از حدث اکبر و اصغر در طواف مستحبی شرط نیست، لکن کسی که جنب یا حائض است جایز نیست در مسجد الحرام وارد شود، ولی اگر غفلتاً یا نسیاناً طواف مستحب کرد صحیح است.
470- طواف -یعنی هفت دور اطراف خانه کعبه گردیدن- مستحب است و بلکه هرچه شخص بتواند طواف کند خوب است. و در این طواف طهارت شرط نیست.
471- اگر شخصی که حدث اکبر یا اصغر داشته طواف کند باطل است، چه از روی عمد باشد یا از روی غفلت یا نسیان یا ندانستن مسأله باشد.
472- اگر در اثنای طواف حدث عارض شود پس اگر پس از تمام شدن دور چهارم است باید طواف را قطع کند و طهارت تحصیل کند و از همانجاکه طواف را قطع کرده تمام کند.
473- اگر در فرض سابق پیش از تمام شدن دور چهارم، حدث عارض شود احتیاطواجب آن‏است‏که تمام کند طواف را و اعاده کند.
سوم - طهارت بدن و لباس است از نجاست.
484- احتیاط واجب آن است که از نجاساتی که در نماز عفو شده-مثل خون کمتر از درهم و جامه‏ای که با آن نتوان نماز خواند مثل عرقچین و جوراب حتی انگشتر نجس- اجتناب کند.
485- در خون قروح و جروح تا آن اندازه‏ای که میشود تطهیر کرد ولباس را عوض کرد احتیاط واجب آن است که تطهیر کند یا جامه رإ؛شژچ‏ک‏ک عوض کند.
486- احتیاط آن است که اگر میتواند تأخیر بیندازد طواف را تا بشود بیمشقت تطهیر کرد، تأخیر بیندازد بشرطی که وقت تنگ نشود.
487- اگر طواف کند و بعد از آنکه از طواف فارغ شد علم پیدا کند به نجاست در حال طواف اظهر آن است که طوافش صحیح است.
488- اگر شک داشته باشد که لباسش یا بدنش نجس است میتواند با آن حال طواف کند، و صحیح است چه بداند که پیشتر از این پاک بوده یا نداند، لکن اگر بداند که پیشتر نجس بوده ونداند که تطهیر شده است نمیتواند با آن حال طواف کند بلکه باید تطهیر کند و طواف‏کند.
چهارم - ختنه کردن است در حق مردان و این شرط در زنها نیست، و احتیاط واجب آن است که درباره بچه ‏های نابالغ مراعات شود.
493- اگر بچه ختنه کرده به دنیا بیاید طواف او صحیح است.
پنجم - ستر عورت است، پس اگر بدون ساتر عورت طواف کند باطل است، ومعتبر است در آن اباحه، پس با ساتر غصبی طواف صحیح نیست بلکه با لباس غصبی غیر ساتر نیز بنابر احتیاط واجب، و احتیاط آن است که مراعات شرایط لباس نمازگزار را بنمایند.
494- احتیاط واجب آن است که مراعات موالات عرفیه را در طواف بکند، یعنی در بین دورهای طواف آنقدر طول ندهد که از صورت یک طواف خارج شود.
قسم دوم
چیزهایی است که گفته ‏اند داخل در حقیقت طواف است، اگرچه بعضی از آنها نیز شرط است از برای طواف، لکن در عمل فرقی نمیکند، و آن هفت چیز است:
اول - آنکه ابتداء کند به حجر الاسود.
495- در ابتداء کردن به حجر الاسود لازم نیست که تمام اجزاء بدن طواف کننده به تمام اجزاء حجر الاسود عبور کند، بلکه واجب آن است که انسان از حجرالاسود، هر جای آن باشد شروع کند و به همان جا ختم کند.
496- آنچه واجب است آن است که در عرف گفته شود از حجر الاسود شروع به طواف کرد وختم کرد به حجرالاسود، چه‏از ابتداء آن شروع کند چه از وسطش چه از آخرش.
497- از هر جای حجر الاسود که شروع کرد باید در دور هفتم به همان جا ختم کند، پس اگر از اولش شروع کرد باید به اولش ختم شود. و همچنین اگر از وسط یا آخر شروع کرد باید به همان جا ختم‏شود.
498- در طواف باید به همان طوری که همه مسلمین طواف میکنند، از محاذات «حجر الأسود» بدون دقتهای صاحبان وسوسه، شروع کنند، و در دورهای دیگر بدون توقف دور بزنند تا هفت دور تمام شود.
499- گاهی دیده میشود که اشخاص نادان در هر دوری که میزنند میایستند و عقب و جلو میروند که محاذات را درست کنند، و این موجب اشکال است و گاهی حرام است.
دوم - ختم نمودن هر دوری است به حجر الاسود و این حاصل میشود به اینکه بدون توقف، هفت دور را ختم کند و در دور هفتم به همان جا که شروع کرده ختم شود، نیست در هر دوری بایستد و باز شروع کند، و کارهای جهال را نباید بکنند.
سوم - آنکه در طواف کردن، خانه کعبه در طرف چپ طواف کننده واقع شود.
500- لازم نیست در تمام حالات طواف خانه را حقیقتاً بشانه چپ قرار دهد، بلکه اگر در موقع دور زدن به حجر اسماعیل‏7 خانه از طرف چپ قدری خارج شود مانع ندارد، حتی اگر خانه متمائل به پشت شود لکن دور زدن بنحو متعارف باشد اشکال ندارد.
501- اگر در موقع رسیدن به گوشه‏های خانه شانه از محاذات کعبه خارج شود هیچ اشکالی ندارد اگر بطور متعارف دور زند، حتی اگر خانه متمائل به پشت شود.
502- گاهی دیده میشود که بعضی از نادانان برای احتیاط، دیگری را وادار میکنند که او را طواف دهد و خود طواف کننده اختیار را از خود سلب میکند، و به دست دیگری میدهد و تکیه به دست او میدهد و او را آن شخص دیگر با فشار دور میدهد، این طواف باطل است، واگر طواف نساءرا اینطور بجا آورد زنها یا مردها بر او حرام خواهند بود.
503- احتیاط به اینکه خانه در تمام حالات طواف حقیقتاً به طرف چپ باشد گرچه خیلی ضعیف است و قابل اعتناء نیست و باید اشخاص جاهل و اهل وسوسه از آن احتراز کنند و به همان ترتیب که سایر مسلمین دور میزنند بزنند، لکن اگر شخص عاقل عالمی بخواهد احتیاط کند و قدری شانه را چپ کند در موقع رسیدن به حجر اسماعیل یا ارکان کعبه بطوری که خلاف متعارف و موجب انگشت‏نمایی نشود مانع ندارد.
چهارم - داخل کردن حِجر اسماعیل است در طواف، و حجر اسماعیل محلی است که متصل به خانه کعبه است، و باید طواف کننده دور حجر اسماعیل نیز بگردد.
506- اگر دور حجر اسماعیل نگردید و از داخل آن طواف کرد طوافش باطل است، و باید اعاده کند.
507- اگر عمداً این کار را بکند حکم ابطال عمدی طواف را دارد که گذشت.
508- اگر سهواً این کار را بکند حکم ابطال سهوی را دارد.
509- اگر در بعضی از دورها حجر اسماعیل را داخل در دور زدن نکرد احتیاط واجب آن است که آن دور را از سر بگیرد، و اعاده کند طواف را اگرچه ظاهر آن است که اعاده طواف لازم نیست.
510- اگر کسی در بعضی از دورها از روی دیوار حجر اسماعیل‏7 برود، احتیاط آن است که بدستور مسأله قبل عمل کند، و در این فرض نیز به احتیاط واجب کفایت نمیکند تمام کردن دور را از آنجایی که از روی دیوار رفته است.
پنجم - بودن طواف است بین خانه کعبه و مقام حضرت ابراهیم‏ از همه اطراف.
511- مراد از اینکه طواف بین کعبه و مقام باشد آن است که ملاحظه شود مسافتی را که میان خانه و مقام ابراهیم‏ است و در همه اطراف خانه کعبه طواف کننده از آن مقدار دورتر نباشد از خانه کعبه (و مابین مقام و خانه چنانچه گفته‏اند تقریباً بیست و شش ذراع و نصف است) پس در همه اطراف باید همینقدر بیشتر دور نباشد.
512- اگر شخص از پشت مقام ابراهیم طواف کند که مقام ابراهیم هم داخل در طوافش شود طوافش باطل است و باید اعاده کند.
513- اگر بعضی از دورها را از پشت مقام طواف کند باید آن دور را با اعاده همان جزء تمام کند و احوط آن است که طواف را هم اعاده کند اگرچه ظاهراً اعاده لازم نباشد، بلکه بعید نیست کفایت اعاده همان جزء.
514- چون در طرف حجر اسماعیل‏ محل طواف تنگ میشود زیرا که مقدار حجر از آن کاسته میشود و چنانچه گفته‏اند تقریباً شش ذراع و نیم برای محل طواف باقی میماند باید در طواف از آن جانب بیشتر از شش ذراع و نیم دور نشود.
515- اگر از جانب حجر اسماعیل بیشتر از شش ذراع و نیم در دور زدن دور شد اظهر آن است که آن جزء را اعاده کند و از مطاف دوربزند.
ششم - خروج طواف کننده است از خانه و آنچه از آن محسوب است.
516- در اطراف دیوار خانه یک پیش‏آمدگی است که آن را «شاذروان» گویند، و آن جزء خانه کعبه است، و طواف کننده باید آن را هم داخل قرار دهد.
517- دست به دیوار خانه کعبه گذاشتن در آنجایی که شاذروان است جایز است، و به طواف ضرر نمیرساند.
518- در حال طواف دست گذاشتن روی دیوار حجر اسماعیل‏7 جایز است، و بطواف ضرر نمیرساند گرچه احتیاط مستحب در ترک است.
هفتم - آنکه هفت شوط یعنی هفت دفعه دور بزند نه کمتر و نه زیادتر.
519- اگر از اول قصد کند که هشت دور بجا آورد لکن قصدش آن باشد که هفت دور آن طواف واجب باشد و یک دور قدم زدن دور خانه برای تبرک یا مقصد دیگر باشد طواف او صحیح است.
520- اگر گمان کند که یک دور نیز مستحب است همانطور که هفت دور مستحب است و قصد کند که هفت دور واجب را بیاورد و یک دور مستحب هم دنبال آن بیاورد طواف او صحیح است.
521- اگر بعد از طواف واجب که هفت دور است بخیال آنکه یک دور نیز مستحبی جداگانه است هشت دور بجا آورد طوافش صحیح است.
522- اگر بعد از کم کردن از طواف کارهای بسیاری کند. که موالات فوت شود حکمش حکم قطع طواف است که میآید.
523- اگر متذکر نشود که ناقص کرده است طواف را مگر بعد از مراجعت به وطن خوداحتیاط آن‏است که خودش برگردد واگر نتوانست یا مشکل بود مراجعت، نایب بگیرد.
524- در طواف واجب، قران جایز نیست یعنی جایز نیست طواف واجب را با طواف دیگر دنبال هم آورد بدون آنکه بین دو طواف، نماز طواف فاصله شود، و در طواف مستحب مکروه است.
525- جایز است قطع طواف نافله را بدون عذر و اقوی کراهت قطع طواف واجب است بدون عذر و بمجرد خواهش نفس، و احوط قطع نکردن آن است، به این معنی که قطع نکند بطوری که ترک بقیه را کند تا موالات عرفیه بهم بخورد.

نماز طواف


615- میتواند نماز طواف را با هر سوره‏ای که خواست بخواند مگر سوره‏های سجده، و مستحب است در رکعت اول بعد از «حمد» سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند، و در رکعت دوم سوره «قل یا أیها الکافرون» را بخواند.
616- جایز است نماز طواف را بلند بخواند مثل نماز صبح یا آهسته مثل نماز ظهر.
617- احوط آن است که بعد از طواف مبادرت به نماز کند و زود بجاآورد.
618- واجب است که این نماز نزد مقام ابراهیم واقع شود. و احتیاطواجب آن است که پشت مقام بجا آورد که سنگی که مقام است بین او و خانه کعبه واقع شود، و بهتر آن است که هرچه ممکن باشد نزدیکتر بایستد، لکن نه بطوری که مزاحمت با سایرین کند.
614- واجب است بعد از تمام شدن طواف عمره دو رکعت نماز بخواند مثل نماز صبح.

سعي بين صفا و مروه
صفا و مروه



658- واجب است بعد از بجا آوردن نماز طواف سعی کند بین صفا و مروه که دو کوه معروفند.

659- مراد از سعی آن است که از کوه صفا برود به مروه و از مروه برگردد به صفا.
660- واجب است سعی بین صفا و مروه هفت مرتبه باشد که به هر مرتبه شوط گویند، به این معنی که از صفا به مروه رفتن یک شوط است و از مروه به صفا برگشتن نیز یک شوط است.
661- واجب است اول از صفا شروع کند و باید در دور هفتم به مروه ختم شود.


662- احتیاط آن است که ابتداء کند از جزء اول صفا و از آنجا شروع به سعی کند، و در صورتی که روی کوه برود و همانطور بنحو متعارف سعی کند کفایت میکند.
663- در سعی مابین صفا و مروه جایز است سواره و بر روی محمل، چه در حال اختیار و چه با عذر لکن راه رفتن افضل است.
664- طهارت از حدث و خبث و ستر عورت در سعی معتبر نیست گرچه احوط مراعات طهارت از حدث است.
665- واجب است سعی را بعد از طواف و نماز آن بجا آورد، و اگر عمداً پیش از آنها بجا آورد باید بعد از طواف و نماز آن را اعاده کند.
666- اگر از روی فراموشی مقدم بدارد سعی را بر طواف اقوی آن است که آن را اعاده کند و همچنین است اگر از روی ندانستن مسأله مقدم‏بدارد.
667- واجب است رفتن و برگشتن از راه متعارف باشد، پس اگر از راه غیر متعارف به صفا برود یا به مروه سعیش باطل است.


تقصير


- واجب است بعد از آنکه سعی کرد تقصیر کند، یعنی قدری از ناخنها یا قدری از موی سر یا شارب یا ریش را بزند، و تراشیدن سر در تقصیر کفایت نمیکند بلکه حرام است.

709- این عمل نیز از عبادات است و باید با نیت پاک و خالی از قصد غیر اطاعت خدا بیاورد و اگر ریا کند موجب باطل شدن عمره‏اش میشود مگر آنکه جبران کند.
710- اگر تقصیر را فراموش کند تا وقتی که احرام حج را ببندد عمره‏اش صحیح است و مستحب است فدیه یک گوسفند، و احتیاط آن است که فدیه بدهد.
711- اگر عمداً تقصیر را ترک کند تا احرام بستن به حج، عمره او باطل میشود بنابر اقوی و ظاهراً حج او حج افراد شود، و احتیاط واجب آن است که پس از تمام کردن حج افراد عمره مفرده بجا آورد و در سال بعد حج را اعاده کند



طواف نساء




مسئله: چهارم از اعمال مکه طواف نساء است که این هم در عمل و احکام مثل طواف عمره و طواف حج است فقط باید به نیت طواف نساء انجام شود.



نماز طواف نساء


مسئله: پنجم از اعمال مکه در مراجعت از منی دو رکعت نماز طواف نساء است این نماز هم آداب و احکامش مثل نماز طواف عمره و حج است فقط باید به نیت نماز طواف نساء خوانده شود.

این پنج عملی بود که باید بعد از مراجعت از منی در مکه انجام داد و پس از انجام این اعمال زن و بوی خوش هم که باقی مانده بود حلال میشود فقط صید در حرم به حرمت باقی میماند که همیشه حرام است و دانسته شود این پنج عمل بهمین ترتیب و بعد از اعمال سه گانه منی باید انجام شود و ترتیب بهم نخورد اختیارا و بدون عذر.
مسئله: برای بعضی مقدم انداختن این پنج عمل مکه بر رفتن بعرفات و مشعر و منی و اعمال آنها جایز است مثل زن که اگر بترسد در برگردیدن حائض میشود و نمیتواند طواف و نماز را بجا آورد و همچنین پیرمرد و پیر زن و مریض ناتوانی که میترسند در برگردیدن از جهت کثرت جمعیت قادر به انجام اعمال نباشند اینها میتوانند اعمال مکه را قبلا بجا آورند و صحیح است ولی اینها باید بدانند با این اعمال از احرام خارج نمیشوند و زن و بوی خوش هم بر آنها حلال نیست و همه یک مرتبه بعد از حلق یا تقصیر در منی حلال خواهد شد.
مسئله: طواف نساء اختصاص بمرد ندارد بر زن و بچه هم واجب است که اگر بجا نیاورند اگر مرد باشد زن بر او حلال نیست و اگر زن باشد مرد بر او حلال نیست.
مسئله: طواف نساء و نماز آن اگر چه واجب است لکن رکن نیست و ترک عمدی آن هم باعث بطلان حج نمیشود ولی اگر انجام ندهد زن بر مرد یا مرد بر زن حلال نمیشود و دانسته شود مراد از اینکه گفته میشود زن حلال نمیشود نه فقط زن خود انسان بلکه هیچ زنی نه زن خودش و نه زن دیگر را اگر بخواهد بگیرد بر او حلال نیست و همچنین مرد هم که بر زن حرام میشود یعنی هر مردی نه فقط شوهر خودش.
مسائل متفرقه
طواف وداع


«اللهُمّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیّکَ وَاَمِینِکَ وَحَبِیبِکَ وَنَجِیّکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، أللّهُمّ کَما بَلّغَ رِسالاتِکَ وَجاهَدَ فی سَبِیلِکَ وَصَدَعَ بِأَمْرِکَ وَاُوذِی فی جَنْبِکَ وَعَبَدَکَ حَتّی أتاهُ الْیَقِینُ، أللّهُمّ أقْلِبْنی مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما یَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِکَ مِنَ الْمَغْفِرةِ وَالْبَرَکَةِ وَالرّحْمَةِ وَالرّضْوانِ وَالْعافِیَةِ».
و مستحب است وقت بیرون آمدن از باب حناطین که مقابل رکن شامی است بیرون رود و از خداوند متعال توفیق مراجعت را بطلبد و وقت بیرون رفتن یکدرهم خرما خریده و آن را بر فقراء تصدق نماید.

مسائل متفرقه

- در وقتی که در «مسجد الحرام» یا «مسجد النبی» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند.
1069- سجده نمودن بر تمام اقسام سنگها چه مرمر باشد یا سنگهای سیاه معدنی یا سنگ گج و آهک قبل از آنکه پخته شود جایز است. و سنگهایی که در «مسجد الحرام» از این قبیل است سجده بر آنها اشکال ندارد و همینطور در «مسجد رسول ‏اللّه صلی الله علیه و آله».
1070- در «مکه» و «مدینه» در مسافرخانه و هتل نباید نماز را به جماعت بخوانند و میتوانند در جماعت سایر مسلمین در مساجد شرکت کنند و نماز را به جماعت بخوانند.
1071- تخییر بین قصر و اتمام در مکه و مدینه اختصاص به مسجد الحرام و مسجد النبی دارد و در تمام مکه و مدینه جاری نیست بلی اختصاص به مسجد اصلی ندارد و در جاهای توسعه داده شده مسجد هم جاری است هرچند احتیاط اقتصار بر مسجد اصلی است پس در تمام مسجد فعلی مسافر میتواند نماز را تمام بخواند همانطور که میتواند شکسته بخواند.
1072- در تقصیرهایی که در عمره تمتع کرده است احتیاط واجب آن است که گوسفند یا غیر آن را در مکه سر ببرد، و اگر در حج تقصیر کرد در منی سر ببرد، و اگر ترک کرد آن را و برگشت به محل خود، در محل خود بکشد و صدقه بدهد.
1073- کسی که در میقات یا محاذی آن یا جای دیگری که تکلیف اقتضاء میکرد محرم شد نمیتواند احرام خود را بهم بزند و مُحل شود برای رفتن به مدینه منوره یا برای مقصد دیگری، و اگر لباس احرام را هم بکند و قصد بیرون آمدن از احرام را بکند احرامش بهم نمیخورد، و آنچه بواسطه احرام بر او حرام شده حلال نمیشود، و اگر کاری که موجب کفاره است بجا آورد باید کفاره بدهد.
1074- اگر بواسطه عذری مثل مرض نتواند لباس دوخته خود را بکند و لباس احرام بپوشد باید در میقات یا محاذات آن نیت عمره و یا حج کند و لبّیک بگوید، و کافی است، و هر وقت عذرش برطرف شد جامه دوخته را بکند، و اگر لباس احرام نپوشیده بپوشد، و لازم نیست به میقات برگردد، ولی برای پوشیدن لباس دوخته باید یک گوسفند قربانی کند.
1075- کسی که از روی ندانستن مسأله یا نسیان از حکم یا موضوع یا غفلت، بعضی از محرمات احرام را ارتکاب نمود کفاره ندارد مگر صید که در هر صورت کفاره دارد، پس در غیر صید ارتکاب از روی عمد و علم موجب کفاره است.
1076- عمره تمتع و حج تمتع باید در یکسال واقع شوند، پس اگر در یک سال عمره تمتع بجا آورد و در سال دیگر حج تمتع صحیح نمیباشد.
1077- اگر بعد از مشغول شدن به حج تمتع شک کند که عمره تمتع را بجا آورده یا نه یا شک کند که صحیح بجا آورده یا نه اعتناء نکند و عملش صحیح است.
1078- در هر یک از اعمال عمره و حج اگر شک کند بعد از آنکه وارد عملی شده باشد که مترتب بر اوست اعتناء نکند، چه شک کند که آورده یإ؛ی‏ظک‏ک نه، یا شک کند که صحیح آورده یا فاسد.
1079- باید عمره تمتع و حج تمتع هر دو در ماههای حج واقع شود، و ماههای حج؛ شوال و ذیالقعده و ذی الحجه است. پس اگر کسی در شوال یا ذی القعده عمره تمتع بجا آورد و در موقع حج، حج تمتع بجاآورد صحیح است، و اگر قبل از شوال بخواهد عمره تمتع بجا آورد صحیح نیست اگرچه بعض اعمال عمره قبل از شوال واقع شود و بقیه در شوال یا سایر ماههای حج.
1080- کسی که به احرام عمره تمتع وارد مکه شد در صورتی که حج او فوت شده قصد عمره مفرده کند، و به همان احرامی که بسته، عمره مفرده بجا آورد و از احرام خارج شود، و اگر حج بر او مستقر بوده یا سال دیگر شرایط استطاعت را دارا باشد باید به حج برود.
1081- شرایطی که برای هدی است که در حج تمتع باید ذبح کند هیچیک در حیوانی که برای کفاره تقصیر باید قربانی کند معتبر نیست پس میتواند گوسفند خصی و معیوب را برای کفاره قربانی کند.
1082- اگر (لقطه) حرم را برداشت و از یک درهم کمتر باشد میتواند قصد تملک آن را بکند و آن را مصرف کند، و ضامن صاحبش نیست، و چنانچه تملک نکرد و تفریط نکرد ضامن نیست، ولی اگر بدون تملک نگاه داشت و در نگاهداری کوتاهی و تفریط کرد ضامن است، و اگر قصد تملک کرد و صاحبش قبل از تلف شدن پیدا شد باید آن را به صاحبش رد کند به احتیاط واجب.
1083- اگر لقطه را که در حرم برداشت یک درهم یا بیشتر ارزش داشت باید یک‏سال تعریف کند و از صاحبش جستجو کند، پس اگر نیافت او رإ؛یظک‏ک بعد از یک سال، مخیر است بین دو امر: یکی آنکه آن را برای صاحبش حفظ کند، در این صورت اگر در نگاهداری کوتاهی نکرد ضامن نیست در صورت تلف. دوم آنکه برای صاحبش صدقه بدهد، لکن اگر صاحبش پیدا شد و راضی به صدقه نشد باید عوضش را به او بدهد، و جایز نیست آن را تملک کند، و اگر تملک کند مالک نمیشود و ضامن هم میشود.
1084- کسی که بعد از محرم شدن نتوانسته باشد وظیفه‏ای انجام دهد که مُحلّ شوداگر مصدود یا محصور است باید بوظیفه آنها که در آخر مناسک ذکر شده عمل نمایدواگر مصدود یا محصور نیست در بعض موارد با انجام عمره مفرده میتواند مُحلّ شود.
1085- در مسجد النبی سجده کردن روی فرشهای مسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جایز نیست، و لازم نیست در جایی که سنگ است نماز بخوانند، و لازم نیست حصیر یا نحو آن با خود ببرند، ولی اگر مراعات کنند که موجب وهن نشود و حصیر برای جانماز با خود داشته باشند و روی آن نماز بخوانند به طوری که متعارف سایر مسلمین است اشکال ندارد، لکن تأکید میشود از عملی که موجب هتک و انگشت ‏نما شدن باشد اجتناب نمایند.
1067- بدان که برای کسی که میخواهد از مکه بیرون رود مستحب است طواف وداع نماید، و در هر شوطی حجرالاسود و رکن یمانی را در صورت امکان استلام نماید و چون به مستجار رسد مستحباتی که قبلاً برای آن مکان ذکر شد بجا آورد و آنچه خواهد دعا نماید بعداً حجرالاسود را استلام نموده و شکم خود را به خانه کعبه بچسباند یک دست را بر حَجَر و دست دیگر را به طرف درب گذاشته و حمد و ثنای الهی نماید و صلوات بر پیغمبر و آل او بفرستد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

عمره مفرده

عمره مفرده یکی از عبادات توصیه شده در دین اسلام است. پیامبر اسلام (ص) آنرا به حج اصغر نیز وصف نموده اند و اینکه ثواب و اجر آن همانا بخشایش گناهان است.

ورود به شهر مکه حرمت دارد؛ لذا کسی بدون مُحرم شدن نمی تواند وارد این شهر شود . انجام عمره به این خاطر اهمیت یافته و مفهوم می یابد.

سفر به قصد انجام عمره مفرده وانجام این عبادت یک عمل مستحب به حساب می آید ولی بعد از مُحرم شدن، انجام بقیه اعمال واجب شده و فرد احرام بسته باید تا پایان اعمال؛ عمره خود را به طور دقیق و کامل به انجام رساند.

برای انجام عمره مفرده محدودیت زمانی وجود ندارد و در طول سال می توان آن را انجام داد.

اجزاء و مراحل عمره مفرده به شرح زیر می با شند:

1-  مُحرم شدن

2-  طواف کعبه

3-  نماز طواف

4-  سعی

5-  تقصیر

6-  طواف نساء

7-  نماز طواف نساء

اولین عمل برای انجام عمره مفرده، احرام بستن و به تعبیری دیگر مُحرم شدن است .

این اقدام بایستی در مسقات صورت پذیرد . زائران ایرانی غالبا در یکی از دو مسجد شجره و یا مسجد جحفه مُحرم می شوند.

کسانی که ابتدا به مدینه سفر میکنند در 2 کیلومتری خروجی شهر مدینه و در مسیر مدینه به مکه، در مسجد شجره و کسانی که از جده مستقیماّ قصد سفر به شهر مکه را داشته باشند، در مسجد جحفه مُحرم می شوند.

 

احرام بستن یعنی چه؟

مُحرم شدن به این معناست که فرد مسلمان  با نیت پاک و خالص برای خدا، انجام اعمالی را بر خود حرام می کند. این اعمال که به محرمات احرا م تعبیر می شود 24 مورد است که 18 مورد آن مشترک بین زن و مرد و 4 مورد اختصاصی مردان و 2 مورد نیز اختصاصی زنان است. برخی از محرمات احرام، در شرایط عادی نیز حرام است ولی انجام آنها در حال احرام گناه بیشتری دارد و گاهی نیازمند کفاره است.

 

تفاوت زنان با مردان در پوشیدن لباس:

مردان برای مُحرم شدن نمی توانند از جامه دوخته استفاده کنند بلکه از دو قطعه پارچه یا حوله که بالا تنه و پایین تنه خود را می پوشانند استفاده می کنند.

ولی برای بانوان این شرط وجود ندارد و با لباس دوخته مُحرم می شوند.

 

1. نیت:

زن و مرد با رعایت موضوع فوق در پوشیدن احرا م یا لباس، پس از نیت که یک امر قلبی و آگاهانه است و نیازی به جاری کردن بر زبان نیست؛ بخش مهمی از عمل مُحرم شدن را انجام می دهند.

 

تلبیه:

آخرین مساله که انجام آن همراه با نیت فرد را مُحرم می کند، تلبیه است.

تلبیه به عبارتی گفتن لفظ لبّیک توسط فرد عمره گذار و یا معمّر است که مقدار واجب آن عبارت است از:
 

 « لَبّیک اَللّهُمَ لَبّیک . لَبّیک لا شریک لَکَ لَبّیک »

بنا براین با فراهم شدن 3 مسالۀ استفاده از دو قطعه پارچه یا حوله ـ نیت و تلبیه برای آقایان و 2  مسالۀ نیت و تلبیه برای بانوان ؛ عمل احرام تحقق می پذیرد .

طبعا احرام بستن دارای مستحبات، مکروهات و واجبات است که باید به کتب مربوطه مراجعه شود.

عمره گذار هرچند به اختیار خود به این سفر مستحب رفته است ولی بعد از مُحرم شدندر میقات، نمی تواند از احرا م خارج شود . ( تا پایان اعمال عمره مفرده در مکه )

 

2. طواف کعبه:

دومین عمل برای فرد عمره گذار بعد از مُحرم شدن، طواف کعبه در شهر مکه و در داخل مسجد الحرام است. طواف یعنی 7 مرتبه کامل دور خانه خدا چرخیدن که از رکن حجرالاسود شروع و به همان رکن نیز ختم می شود. هر مرتبه چرخیدن را یک شوط می گویند. طواف نیز دارای واجبات، مستحبات و مکروهاتی است که نیت یعنی قصد خالص برای خدا و داشتن طهارت و با وضو بودن و همچنین با لباس و بدن پاک باید این عمل را انجام داد.

بنابراین اتفاقات محتمل نظیر شک در تعداد دورهای طواف و یا باطل شدن وضو، قطع طواف، دست زدن به کعبه و ... دارای مسائل و جزئیاتی است که باید به کتب مربوطه و یا اهل فن مراجعه نمود.

 

3. نماز طواف:

هر طواف با 2 رکعت نماز که بعد از طواف انجام می شود به پایان می رسد. نماز طواف های واجب مثل طواف عمرۀ مفرده باید در منطقۀ پشت مقام ابراهیم خوانده شود.

این نماز مانند نماز صبح و با نیت نماز طواف و بلافاصله بعد از طواف انجام می شود.
 

4. سعی:

چهارمین عمل در عمرۀ مفرده انجام سعی بین صفا و مروه است که با نیت خالص و به قصد تقرب به حضرت حق و جلب رضایت خدا انجام می شود و آن عبارت است از رفتن و طی کردن مسیر بین دو کوه و منطقه بین صفا و مروه است در 7  مرتبه.

سعی باید از صفا آغاز و به مروه ختم شود.

بدین ترتیب که دور نخست از صفا شروع و به مروه ختم می شود و دور دوم از مروه شروع و به صفا منتهی می گردد. بنابراین مسیر های رفت از صفا به مروه 1، 3، 5 و 7  و مسیر های برگشت از مروه به صفا 2، 4 و6 خواهد بود.

داشتن وضو فقط برای طواف و نماز طواف واجب است و در انجام سعی داشتن وضو واجب نمی باشد.

سعی نیز دارای مستحبات و همچنین احتمالات قابل توجهی در شک و مسائل متفرقه است که باید به منابع مربوطه رجوع شود.

 

5. تقصیر:

پس از سعی، پنجمین عمل عمره تقصیر است که با چیدن قدری از موی سر وناخن با نیت خالص و اطاعت از دستور خدا انجام می شود.

تقصیر مکان خاصی ندارد هر چند هم اکنون در مکان مروه انجام می شود. در ضمن زمان تقصیر بعد از سعی و قبل از طواف نساء می باشد و با انجام این عمل است که اکثر محرمات احرام حلال می شود.

روابط زناشوئی یکی از محرمات احرام است که با تقصیر نیز حلال نمی شود و حرمت آن تا بعد از طواف نساء ادامه دارد.

تقصیر نیز دارای مسائل و جزئیاتی است. نظیر اینکه اگر کسی تقصیر نکرده باشد و در احرام باشد نمی تواند فرد دیگری را تقصیر و موی او را بچیند.

 

6. طواف نساء:

طواف نساء بعد از تقصیر و خروج کلی از محرمات انجام می شود لذا زائر بیت الله الحرام فقط طواف عمره را در حالت احرام انجام می دهد و طواف نساء خارج از احرام تلقی می شود . کیفیت این طواف و نماز آن نیز مانند طواف عمره و نماز آن است .فقط تفاوت در نیت آن است که به قصد طواف و نماز طواف نساء انجام می شود .

< شود. قصد به تفاوت است. مانند آن کیفیت . تلقی خارج دهد احرام حالت فقط الحرام الله بیت زائر لذا شود محرمات کلی خروج بعد نساء طواف نماز نیز این>

طواف نساء اختصاص به مردان ندارد و انجام آن بر تمام عمره گذاران اعم از مرد و زن؛ پسر و دختر؛ مجرد و متاهل واجب می باشد.

در این طواف نیز بایستی 7 مرتبه دور کعبه با همان آداب و اصول مربوطه چرخید.

 

7. نماز طواف نساء:

این نماز نیز دو رکعت و با نیت نماز طواف نساء در پشت مقام ابراهیم خوانده می شود .

بدین ترتیب با تکمیل این 7 عمل، زائر بیت الله الحرام توفیق انجام عمره مفرده را یافته است.

 

انجام عمره های مکرر:

اغلب فتاوی مبنی بر انجام عمرۀ مفرده در هر ماه قمری است. بعضا کمترین فاصله ممکن برای انجام عمره مجدد را 10 روز ذکر میکنند و یا کمتر از آن و یا در داخل یک ماه دو مرتبه و یا بیشتر انجام دادن را بقصد رجاء  ( امید به قبولی ) عملی می دانند. در هر صورت برای انجام عمرة مفردة مکرر در مکه می توان به میقات های اهل مکه نظیر مسجد جعرانه ـ مسجد تنعیم ـ مسجد حدیبیه رفته و از آن جا احرام بست.    

فلسفه حج

 وقتی سخن از فلسفه حج به میان می‎آید اولین چیزی که به ذهن هر مسلمانی خطور می‎کند این است که مانند دیگر عبادات و فرایض در حج نیز هدف اظهار عبودیت و بنده‎گی خداوند متعال است.(۱) در ادای فریضه حج و به جا آوردن اعمال آن مانند احرام و طواف و رمی و سعی؛ انسان مسلمان سر تعظیم و تسلیم به درگاه خداوند فرود می‎آورد و به عبارتی دیگر اطاعت از وی می‎کند.

 اما همان‎گونه که دیگر عبادات نیز فواید دیگری چه از لحاظ جسمی، روحی و یا اخلاقی برای انسان و جامعه‎ای که در آن می‎زید، دارد که بی‎شمارند؛ در ارتباط این فریضه مبارک نیز می‎توان فواید متعددی را برشمرد که هم خود حاجی و هم اجتماع از آن سود می‎برند. اگر چه چنان‎که گفتیم این فواید بی‎شمار است ولی ما در ذیل برخی از آن را به صورت مختصر ذکر کرده‎ایم که یادآوری آن‎ها خالی از لطف نخواهد بود:

الف ـ تأثیر بر اجتماع:

در اسلام فرایض متعددی وجود دارد که بر جمعی بودن آن تأکید شده است و حتی در برخی موارد انجام آن به صورت فردی مقبول و پذیرفته نیست. حج نیز از جمله فرایضی است که به صورت جمعی انجام می‎گیرد و به طور قطع فواید آن در بعد سیاسی اجتماعی اهمیت بیشتری دارد و این اهمیت تا جایی است که امام صادق(ع ) می‎فرماید: دین برپاست مادامی که کعبه برپاست.

در مراسم حج که با احرام آغاز می‎شود، همه با یک لباس متحد‎الشکل که مرکب از دو تکه سفید رنگ است، در کنار یک‎دیگر قرار می‎گیرند و تمام انسان‎ها از جای‎گاه یکسانی برخوردارند و تفاوتی بین فقیر و غنی، خرد و کلان، زن و مرد و حتی بین زاهد و عابد با فردی که گناهان بی‎شماری را مرتکب شده است، وجود ندارد. در حج حتی پیامبر و اولیای الهی در بین جمعیت بوده‎اند و هیچ تفاوتی به ـ صورت عام ـ بین آن‎ها در انجام اعمال نمی‎باشد و آن چه است برابری است و نبودن تفاوت و تبعیض بین انسان‎ها.

از جانبی دیگر چون حجاج از اقصی نقاط جهان در مکه مکرمه به عنوان نقطه پرگار جامعه اسلامی گردهم می‎آیند، حج کانگره‎ای عظیم از مسلمانان است که اوج معنویت و برادری با صفا و صمیمیت و به دور از هر تعلق مادی و وجود امتیازات طبقاتی ایجاد می‎گردد، مسلمانان با حضور در کنار یک‎دیگر از مشکلات هم با خبر شده و با تبادل نظرات راه‎کارهایی را برای حل آن‎ها می‎یابند.

برائت از مشرکین از دیگر مواردی است که به زعم برخی از علمای دین باید در ایام حج توسط حاجیان به انجام برسد که می‎تواند نشانی از وحدت بین آنان و مشت کوبنده‎ای بر دهان همه کسانی باشد که در مخالفت با اسلام بوده و سعی در مقابله با مسلمانان دارند.

به عبارتی دیگر می‎توان مراسم حج را رسانه‎ای دانست که از طریق آن صدای مسلمانان به تمام جهان مخابره می‎گردد و در معنایی وسیع‎تر می‎توان آن را رهگذری به سوی ایجاد وحدت کلمه و هم‎آهنگی از تمام جهات برای ایجاد یک امت واحد اسلامی دانست که هدف نهایی دین اسلام در بعد سیاسی ـ اجتماعی است.

فواید جمعی این فریضه تنها به بعد سیاسی ـ اجتماعی محدود نمی‎گردد و از نظر اقتصادی نیز این ایام زمینه‎ساز ایجاد بازاری از مسلمانان است و مبادلات تجارتی را بین مسلمانان رونق می‎بخشد که این تنها به حاجیان منحصر نبوده و از طریق آنان به تمام ساکنان جهان تسری می‎یابد و می‎تواند تأثیرات بی‎شماری را از نظر اقتصادی بر امت اسلامی داشته باشد.(۲)

ب ـ تأثیر فردی:

فریضه حج اگر چه تأثیرات فراوانی را بر اجتماع می‎گذارد ـ که تعدادی از آن‎ها بر شمرده شد ـ‎، از آن جایی که مشتمل بر اعمال متعددی است، بر فرد نیز تأثیرات به سزایی خواهد داشت که از جمله آن‎ها ایجاد احساس حریت در انسان می‎باشد.

انسان‎ها در زنده‎گی روزمره خود با انواع و اقسام مادیات و لذات دنیوی سر و کار دارند. تقلی و دست و پا زدن برای کسب روزی و تلاش برای رقابت در زنده‎گی اجتماعی اگر چه از نظر اسلام ناپسند نیست و در بسیاری از موارد به خصوص در زمینه تهیه قوت و نفقه اهل و عیال واجب دانسته شده است ولی لحظاتی در زنده‎گی پیش آمده و می‎آید که انسان ناخواسته از ذات و جوهر اصلی خود دور گشته و در نتیجه آن فاصله وی با معبود افزایش می‎یابد و آن زمان است که اسیر و بسته در غل و زنجیرهای نامرئی دنیا، علی‎رغم استفاده از لذات آن از زنده‎گی و دست‎و پا گیری آن به تنگ می‎‎آید. در آن لحظات انسان به دنبال راه گریز می‎باشد تا بتواند خود را از آن وضعیت خلاص کند.

شاید برای رهایی از این وضعیت است که خداوند دستور بستن احرام برای حاجی را می‎دهد تا او با پوشیدن دو جامه ساده و عاری از رنگ و نقش و نگار ـ به جز سفیدی که تأثیر فراوانی بر روح خسته می‎گذارد ـ در صحرای عرفات خود را آماده خلوص برای طاعت حق نموده تنش را از هر پوشاك زينتى و هر زينت و زيور ديگر یا تعلقات دنیایی رها نماید. انسان در آن وضعیت به خود مى‎آيد و خود را تنها وابسته و بنده خدای خویش می‎بیند و احساس آرامش از عدم بنده‎گی هر آن چیز دیگری غیر از وی می‎کند.

هفت بار گشتن به دور خانه خدا (کعبه) با لباسی ساده و دلی پاک، آن هم در حالی که قلب انسان در نزدیک‎ترین مکان ممکن نسبت به کعبه قرار دارد، لحظه‎روحانی دیگری است که در آن وقت انسان متوجه مي‎گردد كه تعلقات او به موهومات و مادیات باعث و علت پس‎مانی‎های او از كاروان انسانيت است و تا لحظه‎ای كه پر و بال وى بسته است توان پرواز به سوی معبود برایش متصور نیست.

قربانی کردن در منا که خود به گونه‎ای پاسداشت و یادآور قربانی کردن اسماعیل(ع) توسط حضرت ابراهیم(ع) به دستور پیامبر می‎باشد، گذشت از اموال و هر آن چیزی است که انسان به آن تعلق خاطر دارد و به تعبیر حضرت امام جعفر صادق(ع) حج اکبر. این قربانی کردن گذشته از این که اطاعت از دستور خداوند می‎باشد، تمرینی است بر این که همیشه در راه خداوند از متعلقات خاطر گذشت و نتیجه آن خواهد شد که امام علی بن الحسین(ع) فرموده‎اند: چون حاجی قربانی کند، قربانی او بهای آزادی وی از آتش قیامت است.

دویدن بین صفا و مروه که به تعبیر امام جعفر صادق(ع) «هیچ مکان عبادتی نزد خدا محبوب‎تر از محل سعی نیست»؛ از دیگر اعمالی است که انسان را به خداوند و معبودش نزدیک‎تر می‎نماید. در آن سعی و تلاش است که انسان به هر اندازه که مغرور و خودپسند باشد، سر تسلیم به درگاه الهی فرومی‎آورد و به تعبیر همان امام معصوم(ع) هر گردن‎کش و متکبری در آن جا خوار و ذلیل می‎گردد.

در کل باید گفت چه زیبا آورده‎اند که از قول امام رضا(ع) که درباره فواید حج فرموده‎اند: ورود به‎درگاه پروردگار عزوجل و درخواست افزونى الطاف (مادى و معنوى) از آن درگاه، و بيرون شدن از گناهان گذشته و احساس اين‎كه اكنون بايد عمل را از سر گيرد و خويشتن را براى آينده عمر مهياتر و آماده‎تر سازد، بر اثر صرف اموال و خسته‎گى بدن و خوددارى از شهوات و لذات (به جهت تمرين به تروك احرام) حالت فداكارى در راه ادای وظائف بنده‎گى به وى دست مي‎دهد، به بركت عباداتى كه در اين عمل انجام مي‎گيرد و چهره خضوع و مسكنت و ذلتى كه حاجى بر اثر تحمل گرما و سرما به خود مى‎گيرد، به خداوندگار خويش نزديك مي‎شود، و ديگر خدا دوستى و خداترسى كه در اين راه عايد شخص مى‎گردد، و ديگر برطرف شدن (بيماري‎هاى اخلاقى چون) قساوت قلب و گستاخى به خدا و غفلت از ياد حق تعالى، وى (در نتيجه صفاى باطنى كه از اين اعمال كسب مي‎كند) اميد و آرزو را از مخلوق مي‎برد و همه اميد و آرزويش را به خدا منحصر مي‎سازد... و ديگر منافع مادى كه به تحرك بازار اقتصاد و رونق خريد و فروش نصيب بازرگانان و كسبه و مستمندان از شرق تا غرب عالم مي‎شود اعم از آن‎ها كه در حج شركت كرده و آن‎ها كه شركت ننموده‎اند....(۳)

 

پاورقی:

۱ـ از حضرت محمد(ص) در حدیثی نقل شده است که منظور از وجوب نماز، حج ، طواف و دیگر مناسک بپا داشتن ذکر و یاد خداست.

۲ـ در شرایط کنونی جهان، با وجود مراودات بسیار زیاد در سطح جهان این بعد از حج کمتر مهم جلوه می‎نماید ولی درگذشته از مهم‎ترین بازارهای جهان پس از مراسم حج شکل می‎گرفت که تأثیر فراوانی از نظر اقتصادی در بلاد اسلامی داشت.

۳- بحارالانوار، ج ۶، ص ۹۴.

 

فلسفه‌ی حج به روايت پيامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله

حج بهترين فرصت و برترين زمان براي نمايش عظمت و اقتدار جامعه توحيدي است. پيامبر (ص)به دستور خداوند در فراخواني، مسلمانان را به اداي اين وديعه الهي و شناخت فرايض آن دعوت مي نمود و بارها در فرمايشهاي خود، ارزش و فضيلت حج را بازگو مي كرد. آنچه مي خوانيد گزيده اي از سخنان گرانقدر آن حضرت پيرامون مسأله حج و شناخت فلسفه و آداب آن است. فلسفه حج به طواف پيرامون خانه خدا و بين صفا و مروه و رمي جمرات فرمان داده شد، فقط براي برپايي ياد خدا. برترين اعمال، پس از جهاد از رسول خدا (ص) پرسيدند: كدام يك از كارها با فضيلت تر است؟ حضرت فرمود: ايمان به خدا و پيامبرش. پرسيدند: پس از آن چه؟ فرمود: جهاد در راه خدا. گفتند: پس از آن چه؟ فرمود: حج پذيرفته شده. پيامبر خدا (ص): انفاق در حج، هفتصد برابر انفاق در راه خدا، پاداش دارد. پاداش حج پاداش حج نيكو، جز بهشت نيست. پيامبر خدا (ص): حج گزار هيچ تسبيح و تهليل و تكبيري نمي گويد، مگر آن كه به سبب آن بشارتي به او داده مي شود. نتايج پيوسته حج گزاردن پيامبر خدا (ص): زياد به حج و عمره رفتن، از تنگدستي جلوگيري مي كند. هركس در حال احرام بميرد، لبيك گوي برانگيخته مي شود. باريافته باري تعالي باريافتگان درگاه الهي سه گروهند: رزمنده، حج گزار و به جاي آورنده عمره.  ميهمان خدا حاجيان و عمره گزاران، ميهمانان خدايند. خداوند، دعوتشان كرده، پاسخ گفته اند. آنان هم از خدا درخواست كرده اند، عطايشان كرده است. آثار حج به حج خانه خدا برويد؛ زيرا حج، گناه را مي شويد، همچنان كه آب، چرك را. پيوسته حج و عمره بگزاريد ؛ زيرا اين دو، فقر و گناهان را از بين مي برند، آن گونه كه كوره آهنگري، زنگار آهن را مي زدايد. بي نيازي حج كنيد، هرگز نيازمند نمي شويد. حجر الاسود حجر، دست خدا در زمين است. هر كه دست خود را بر آن بكشد، با خدا بيعت كرده كه نافرماني اش نكند. پاكيزگي ره توشه هركس خود را براي سفر آماده كند و در وسايلش ]حتي [پرچم حرامي باشد، خداوند، حجش را نمي پذيرد. نشانه قبولي نشانه قبولي حج، آن است كه بنده، گناهاني را كه مرتكب مي شده است، ترك كند. ثواب لبيك گويي هيچ حج گزاري نيست كه روز را، به لبيك گفتن به سر آورد، مگر آن كه همراه غروب خورشيد، گناهانش پنهان مي شود. كسي كه يك روز تا غروب آفتاب، لبيك بگويد، گناهانش از بين مي رود و همچون زماني مي شود كه مادرش او را به دنيا آورده است. فضيلت طواف خداوند، به طواف كنندگان افتخار مي كند. هركس هفت بار، خانه خدا را طواف كند و آن را بشمارد، براي هرگامش حسنه اي نوشته مي شود و گناهي از او محو مي گردد و يك درجه بر او افزوده مي شود. پاداش سعي حج گزار وقتي بين صفا و مروه سعي كند، از گناهانش بيرون مي آيد. اهميت عرفات برخي از گناهان، جز در عرفات، بخشوده نمي شود. پاداش جمرات سنگ زدن به جمره ها، ذخيره روز قيامت است. حج گزار، وقتي بر جمره ها سنگ بزند، از گناهانش بيرون مي آيد. فلسفه قرباني قرباني براي آن واجب شده است كه بينوايان، از گوشت به وسعت و نوا برسند (از گوشت سير شوند)، پس به آنان بخورانيد. هشدار نسبت به ترك حج (از وصيتهاي پيامبر خدا (ص) به علي (ع)): يا علي !ترك كننده حج، در حال استطاعت، كافر است. خداي متعال مي فرمايد: براي خداست بر عهده مردم حج خانه خدا، براي كسي كه راهي به آن داشته باشد (و بتواند) و هر كس كفر ورزد، خداوند از جهانيان بي نياز است؟.

فلسفه‌ی حج از دیدگاه امام رضاعلیه السلام

دین به عنوان یک اصل ثابت و غیر قابل انکار در زندگی بشر نقش مهمی را بر عهده دارد و اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست. اما اینکه چه مفاهیمی در قالب یک شریعت عهده دار هدایت انسان است و از زبان چه کسی و با چه مضمونی ارایه شده، سؤالی است که انسان همواره در پی کشف آن بوده است.

هماهنگی تعالیم الهی اسلام با فطرت انسان از ویژگی هایی است که باعث تمایز آن از سایر ادیان و موجب گرایش اندیشه های پاک و حقیقت جو شده است که این نشانه جاودانه و جهانی بودن این شریعت مقدس می باشد. بنابراین بر خداوند حکیم است تا برای دوام این اصل ثابت در زندگی بشر و تداوم موافقت احکام و دستورات آن با فطرت انسان، برنامه هایی تدوین کند که در هر عصری و با وجود هر گونه شرایط زمانی علاوه بر موافقت با فطرت الهی انسان، به نیازهای روحی، جسمی، فردی و اجتماعی او پاسخ دهد.

در این راستا «حج» به عنوان سند گویا و جنبش حرکت آفرین اسلام مایه دوام دین و ایجاد روحیه جمعی بین مسلمانانی است که به لحاظ پراکندگی جمعیتی در نقاط مختلف و گستردگی جغرافیایی کشور اسلامی از یکدیگر فاصله گرفته اند. علاوه براین از آنجا که حج ریشه در اصول اعتقادی و فکری مسلمین دارد باعث استحکام پایه های اخلاقی در فرد فرد مسلمین می شود که می توان از آن به عنوان نهضت خودسازی در اسلام یاد کرد، از طرف دیگر «حج» باعث اصلاح اخلاق اجتماعی و تثبیت اخلاق اسلامی در جامعه می شود.

 * علت وجوب حج

اهمیت این عبادت الهی در آن جاست که آیات متعددی از قرآن کریم وجوب و فلسفه حج را برای مسلمین تبیین کرده و روایات فراوانی از پیشوایان معصوم(ع) در تثبیت این اندیشه قرآنی وارد شده است که خداوند در سوره آل عمران می فرماید:

«و بر مردم، حج و زیارت آن خانه واجب است، بر هر کسی که توانایی یافته و بر آن راه یابد و هر که کافر شود تنها در خود زیان رسانده است»1

همچنین پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) درباره مقصود از وجوب حج فرموده اند:

«منظور از وجوب حج و طواف و دیگر مناسک به پا داشتن ذکر و یاد خداست»2

امام رضا(ع) نیز در این باره می فرمایند:

«ای مکلف به تکلیف حج، خدایت مورد رحمت قرار دهد، به تو هشدار می دهم که حج فریضه ای از فرایض خداوند جلیل و عزیز است و بر آن که دارای استطاعت می باشد واجب است. و این وجوب در تمام عمر انسان یکباراست و خداوند بر انجام دهنده آن وعده بهشت و گذشت از گناهان داده است و در قرآن مجید که سند تمام حقایق است، روی گردان از این واجب عظیم و فریضه بزرگ را کافر نامیده و به تارک آن وعده آتش قیامت داده، پس ما از آن آتش به حق پناه می بریم»3

 * استطاعت شرط وجوب حج

در حدیث شریف حضرت رضا(ع) که در تفسیر آیه مذکور بیان شده است، سخن از شرایط استطاعت به میان آمده است که دلیل بر وجوب حج می باشد.

استطاعت همان توانایی مالی برای حج است و بر هر مسلمانی واجب است که در صورت استطاعت مالی به حج برود، به علاوه از حضرت صادق(ع) روایت شده است که: «تا کعبه برپاست، دین نیز پایدار است.»4 با توجه به نقش مهم حج در حفظ دین و نیز با اهتمام به این امر که پیامبر اسلام(ص) حفظ دین را برهر مسلمانی واجب دانسته اند، نوعی دیگر از استطاعت که ثمره سفر حج است قابل بررسی است و آن استطاعت اجتماعی می باشد.

بنابراین بر مسلمانان واجب است که در صورت توانایی مالی با شرکت در کنگره عظیم حج که مظهر وحدت، انسجام و قدرت امت اسلامی است، استقلال و عدم وابستگی به بیگانگان را برای جامعه مسلمین به ارمغان آورند.

 معارف و علل تشریع حج در اندیشه حضرت رضا(ع)

علی بن موسی الرضا(ع) درباره فلسفه و علل تشریع حج خطاب به فضل بن شاذان می فرمایند: «حج به سوی خدا رفتن و در پیشگاه باری تعالی حاضر شدن است»5

حج باطنی که مقصود از زیارت است باعث بروز تحولات اساسی در زائر می شود چرا که مناسک حج سمبلی از مناسک اسلامی است و باعث ایجاد روحیه تقوی در افراد و تربیت نفس می شود.

هدف از آفرینش انسان، معرفت خداست و انسان زمانی به این معرفت دست می یابدکه بوسیله عبادت به تربیت نفس خود بپردازد و حج مشتمل بر تمام نتایجی است که از سایر عبادات چون نماز و روزه حاصل می شود بنابراین در معرفت انسان نسبت به خدا اثری بنیادین دارد.

 *کمال طلبی

در ادامه آن حدیث شریف حضرت رضا(ع) سر عظیم حج را این چنین بیان می دارند:«حج زیادت طلبی و کمال خواهی است.»

کمال طلبی در انسان از فطریات مسلم و غیر قابل انکار است و آنچه در مراسم پرفیض حج به ندای فطرت انسان پاسخ می دهد، حرکت انسان بر اساس معرفت الهی به سوی کمال مطلق است.

* حج؛ آغاز حرکتی نو در زندگی

امام رضا(ع) فلسفه مناسک و اعمالی که در حج وارد شده را نشان از تحولی می دانند که حج در روح انسان به جای می گذارد و آن ابراز پشیمانی از گذشته و بازگشت به خویشتن است، رجعتی که باعث شروعی نو و هدفمند و جبران کننده خسارتهای گذشته است.

حج، از گذشته تاریک و پر گناه خارج شدن و از آنچه در گذشته انجام شده، توبه کردن است و برای آینده کار خوب و نیک را از نو آغاز کردن.(۶)

* حج؛ تمرین خودسازی

علی بن موسی الرضا(ع) در این رابطه معتقدند که: در حج بدن را به سختی انداختن، از زن و فرزند دور شدن و جان را از هواهای نفسانی و شهوات منع کردن است.(۷)

* راهی برای ادای حقوق اجتماعی

امام هشتم(ع) در ادامه می فرمایند: حج وسیله ای برای خارج کردن و جداسازی داراییها از یکدیگر و پرداختن حقوق فقرا و مستمندان است.

ادای حقوق مستمندان از راه پرداخت خمس و زکات اموال و لزوم جداسازی اموال قبل از سفر حج علاوه بر انجام واجب الهی باعث می شود تا انسان متوجه اطرافیان خود بوده و حقوقی که خداوند بر عهده او نهاده انجام دهد.

این فراز از پیام حضرت رضا(ع) به زائران کعبه، بعد اجتماعی و لزوم توجه به سایر افراد را یادآور می شود و این ویژگی را که حاجیان از نقاط مختلف برای همدلی در نقطه ای جمع می شوند روشن تر و لزوم فریاد رسی به مسلمانان را دو چندان ساخته و حس انترناسیونالیستی اسلامی را در مسلمین بارور می سازد. رشد این ویژگی در زائران، زمینه ساز وحدت اسلامی و حاکی از بلوغ اجتماعی مسلمین است.

 

پی نوشت ها:

۱- آل عمران/۹۷

۲- جامع العادات/ ج۲/ص۳۲۲

۳- بحارالانوار/ ج۹۶/ص۱۱

۴- وسائل الشیعه/ج۸/ ص۱۴/ حدیث ۵

۵- عیون اخبار الرضا/ باب ۳۴، نیز با همین مضمون روایتی از حضرت رضا(ع) در عیون اخبار الرضا(ع) ج۲ ص۱۷۴ خطاب به محمد بن سنان وارد شده است.

۶- همان ۷- همان ۸- همان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

عمره 28 اسفند89 محمد سلیمانی

کاروان عمره با 149 نفر زائر عمره گذار  با مدیریت راهنمای محمد سلیمانی ومعاونت جاوید مهپور و روحانی کاروان اسد میرزائی سرای ملکی ساعت    23:40 شب روزشنبه 28/12/89 به فرودگاه جده پرواز نمود قبلا قرار بر این بوده که به فرودگاه مدینه منوره حرکت نماید ولی عملیات بازسازی فرودگاه . مدینه که شامل افزایش سطح توقفگاه هواپیماها ، احداث چند سالن جدید و نیز افزایش تعداد باند فرودگاه می شود.موجب شد که کاروان مبین خوی بهمراه کاروان یعقوبی ارومیه به جده بروند

گزارشی از توسعه فرودگاه مدینه منوره:


به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه اطلاع رسانی حج به مدینه منوره، کار بازسازی فرودگاه و توسعه آنرا شرکتهای سعودی و خارجی انجام می دهند و دولت ریاض برای آن بودجه 2/4 میلیارد دلاری در نظر گرفته است.

فرودگاه مدینه منوره " Madinah - Prince Mohammed Airport "  یک فرودگاه کوچک است که سعودیها در سالهای اخیر آن را کمی توسعه داده اند و بنا بر بیشتر آن دارند تا این فرودگاه قیافه و مشخصات یک فرودگاه بین المللی را پیدا کند.

فرودگاه مدینه منوره یک باند برای فرود و برخاستن دارد و هم این محدودیت ، عملیات فرودگاهی را با توجه به حجم ترافیک فرودگاه کم و کند می کرد.

فعالیت فرودگاه مدینه منوره همزمان با بازسازی آن ادامه دارد ولی پروازها بخصوص پروازهای بین المللی با هواپیماهای بزرگ به آن محدود شده است .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، زائران عمره گزار ایرانی بواسطه همین عملیات ساختمانی اینک اغلب به جده می روند واز آنجا و با انوبوس راهی مدینه منوره می شوند که حدودا 400 کیلومتر فاصله دارد.

مابا کاروان عمره مبین خوی نیز

ساعت چهار و نیم صبح به وقت عربستان به فرودگاه جده رسیدیم و پس از ادای نماز صبح با چهار اتوبوس به سوی مدینه منوره راهی شدیم و در بین راه در استراحتگاه سلوم به صرف صبحانه و ساعت 11:30 به هتل صافی الیاس در منطقه مرکزی شمال غرب مدیه رسیدیم  و بعداز ظهر همان روز بصورت دسته جمعی بسوی مسجد النبی و قبرستان بقیع و انجام زیارت در بین الحرمین رفتیم وشب بخاطر تحویل سال نو در مسجد النبی به انجام مراسم تحویل سال و تلاوت قران تا ساعت 3:30 نصف شب مشغول بودیم سپس به هتل باز گشتیم و صبح زوداز خواب بر می خیزیم . امروز با  روحانی کاروان هماهنگ کرده ایم که با هم به حرم برای نماز صبح برویم .
سریعا وضو می گیرم و آماده رفتن می شوم . هوای مدینه در این ساعت و این فصل از سال ، سرد است . روزها آنقدر گرم می شود که با یک پیراهن بشود راحت بیرون رفت ولی امروز صبح هوا سرد است و باد سردی نیز می وزد . با خودم می گویم بهتر است برگردم و لباس اضافه ای بپوشم که از آن منصرف می شوم و ترجیح می دهم تا سریعتر به حرم برسم که در آنجا هوا مناسب است.

هنوز وقت اذان نشده است . به قرائت قرآن می پردازم و چند سوره ای از سوره های کوتاه و به نسبت کوتاه آخر قران را می خوانم .

موذن اذان صبح را می گوید . زیباترین آهنگ زندگی هر مسلمان ! اذان که تمام می شود تا وقت اقامه نماز به جماعت چند دقیقه ای فرصت است . دو رکعتی نماز می خوانم و منتظر می شوم تا موذن اقامه گفته و امام نماز را شروع کند.

شمار زیادی از ایرانی ها درنماز صبح کنار سه در بقیع – جبریل و نسا در ضلع شرقی حرم مطهر حاضرند .اینجای حرم فرشی وجود ندارد و لذا بر ای آنهایی که به رغم فتوا دایر بر جواز سجده بر فرش در حرمین ، اصرار بر سجده روی سنگ دارند ، این مکان ، محلی خوبی است.من سجاده ای در محل خریده ام که روی آن نماز می خوانم.

در نماز عده بسیار زیادی از زائران حضور دارند . چند صد هزار نفر ! بله دقیقا ! حرم و محوطه اطراف آن در سالهای اخیر توسعه قابل ملاحظه ای یافته است و الان تا شاید نزدیک به 700 هزار نفر می توانند در حرم و صحنین و مصلاهای آن به اقامه نماز بپردازند.ترکیه ای ها با لشکری از زائران خود آمده اند. فکر کنم که ترکیه امسال بیشترین تعداد عمره گزار را داشته باشد.

نماز که تمام می شود ، شهدی را در تمام وجودم احساس می کنم که در همه ی عمر کمتر آنرا چشیده ام . نماز صبح ، هم به موقع ، هم به جماعت و هم کنار پیغمبر خدا (ص) ، افسوس که در مسجد محل ما در تهران صبح ها جماعت اقامه نمی شود. خیلی از مساجد تهران صبح ها جماعت ندارند.
برای دو میت هم نماز می خوانند و بعد راهی قبرستان بقیع می شویم و به زیارت ائمه معصوم (ع) و حضرت ام البنین (ع) می پردازم و...

 گشتي کوتاه در مدينه ؛ بوسه بر جاي پاي پيامبر (ص)

روز سوم ورود کاروان به مدینه برای زیارت دوره   براي ديدار از مذهبي و اماکن تاريخي شهر مدينه که بواسطه تغيير سريع بافت اين شهر از يک سو و جاي نداشتن باور به اهميت اين مشاهد در اعتقادات وهابي بسياري شان بر اثر عوامل جوي و بيشترشان به دست وهابيون تند رو تخريب شده ، ترتيب داده است . بسياري از اين مشاهد و حوادثي که در آن محل ها رخ داده براي خود اهالي نيز ناشناخته است که اين خود به روند تخريب سريعتر اين مشاهد کمک مي کند.

 بعثه مقام معظم رهبري در مدينه منوره و مکه مکرمه در سالهاي اخير و با کمک گيري از محققان و انديشمندان و پژوهشگران بسياري توانسته است ، موقعيت کنوني برخي از اين مشاهد را از روي عکس ، مدارک مکتوب مانند سفرنامه ها ، فيلم هاي احتمالي و خاطرات زائران شناسايي و با تدوين تاريخ اين اماکن براساس منابع بي شمار ، اطلاعاتي درباره آنها را به اقشار علمي کشور ارايه کند .

اين مجموعه براساس ديدار از اين مشاهد که به "زيارت دوره " شهرت يافته تنظيم شده است .


 همان عده با بفرما بفرما شروع به سوار شدن مي کنيم . آنهايي که متوجه نبودند و حالا اطلاع يافته اند يکي يکي با داد و فرياد مي خواهند : اتوبوس رو نگه دار ما هم مي خواهيم بيايم ! اتوبوس در يک چشم به هم زدن پر مي شود . عده زيادي هم داخل راهروي اتوبوس ايستاده اند . هم بتوانند کنار آنها بنشينند تا بتوانند اماکن را در حين حرکت ببينند. به جز يک نقطه و آنهم "احد " در برنامه نيم روزي زيارت از اماکن مذهبي و تاريخي مدينه قرار بر پياده شدن از اتوبوس نيست چون در غير اين صورت وقت بسياري را خواهد گرفت .زیارت مسجد قبا و ذوالقبلتین و مساجد سبعه و شهدای واقعه احد را زیارت نمودیم

بعد در روز چهارم اقامتمان

  با ما در اين سفر و زيارت چاي پاهاي پيامبر(ص) همسفر شويد :

 اماکن مورد بازديد: مسجد الاجابه، قبرستان شهداي حره واقم، مسجد ابوذر ، مسجد الدرع، مسجد الاستراحه، روايت تفصيلي غزوه احد، مسجد عينين، مسجد عسکر، مسجد سيدالشهدا، خانه امام سجاد و امام صادق، مسجد ثنايا، مسجد فسح، محل شکاف، مسجد شجره، مسجد معرس، ابيار علي، حمراءالاسد و جمل النمل، منطقه بيداء، مسجد قبا، مسجد مصبح، قبرستان قبا، چاه اريس ، خانه کلثوم بن هدم و سعد بن خيثمه، مسجد جمعه، مسجد بنات بني النجار، قلعه کعب بن اشرف، مخروبه هاي قلعه هاي مدينه در دوره عثماني، محل ورود کاروان اهل بيت، مسجد سقيا، مسجد عنبريه، محل سقيفه نبي ساعده. وادي هاي مدينه از جمله عقيق ، رانوناء، بطحان، قناه، کوههاي مدينه از جمله کوه عير، نمل، غرابه، تضارع ، ام خالد، حبشي  و چاههاي حفر شده توسط حضرت (ع) ...كه توضيح  برخي از اماكن به اختصار در زير آمده است.

مسجد الاجابه‌

يكي از طوايف قبيله اوس،بنو معاوية بن مالك بودند.آنها در ميان خانه هاي خود مسجدي بنا كردند كه اكنون به نام «مسجد الاجابه »شناخته مي شود. مورخان درباره نامگذاري آن به «الاجابه» نوشته اند كه روزي رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مسجد اين طايفه در آمد و دو ركعت نماز خواند و پس از نماز سه چيز از خداوند طلب كرد:

يكي آن كه امت اسلام را به قحطي هلاك نكند;

دوم آن كه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط نسازد;

سوم آن كه مسلمانان به جان يكديگر نيفتند.خداوند دو خواسته اول را اجابت كرد و از اين رو آن را مسجد اجابت ناميدند.

ابن شبّه مي‌گويد: پيامبر(ص) دو ركعت نماز در مسجد بني معاويه گزارد. سپس برخاست و به مناجات با پروردگارش پرداخت و آنگاه از مسجد خارج شد.

در منابع شيعه (بحار الأنوار، ج 97، ص 225)   از مسجد مباهله ياد شده که بر اساس آنچه شهرت دارد، همين مسجد الاجابه است و مباهله ميان پيامبر(ص) و هيأت مسيحيان نجران، در اين مسجد به وقوع پيوست، به طوري كه خداوند متعال به رسولش دستور داد تا آنها را نفرين كند ولي آنان با ديدن پيامبر و همراهانش ـ علي، فاطمه و حسنين(عليهم السلام)- در آخرين لحظات، از نفرين متقابل خودداري ورزيدند و پذيرفتند که جزيه بپردازند. و در قرآن در آيه 60 سوره آل عمران آمده است: "  فَمَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَي الْکَاذِبِينَ "  .اشاره شد و شرح آن در کتاب هاي سيره آمده است.

مسجد الاجابه در قرن نهم سقف نداشته و از شرق به غرب 12 متر و از شمال به جنوب(قبله)حدود 10 متر بوده است. اين مسجد در دوره عثماني از نو بنا شد و دو شبستان و يك صحن دارد و مناره اي نيز در ركن شمال غربي آن ساخته شده است.

اين مسجد در فاصله سيصد تا چهارصدمتري شمال شرقيِ بقيع و پانصد و پنجاه متري مسجد النبي(ص) در کنار شارع ستين ـ شارع ملک فيصل ـ قرار دارد.


مسجد مباهله

قبرستان شهداي حره

واقعه حره، قيام مردم مدينه به فرماندهي عبدالله بن حنظله و کشتار و غارت آنان توسط سپاهيان يزيد است كه از جنايات بزرگ امويان پس از به شهادت رساندن امام حسين عليه السلام مي باشد. در سال 63 هجري ، از جانب يزيد سپاهي به فرماندهي مسلم بن عقبه، به سمت مدينه حركت كرد و يزيد به او گفت: «مردم را تا سه روز دعوت كن، اگر پذيرفتند كه بهتر و گرنه با آن‌ها بجنگ و چون غلبه پيدا كردي مدينه را سه روز به سپاهيان واگذار و هر مال و برده، سلاح، خوردني كه در آن هست از آن سپاه باشد و چون سه روز تمام شد از مردم دست بردار، علي بن الحسين (عليه‌السّلام) را ببين و دست از او بردار و با وي نيكي كن و تقرب ده كه در كار دخالت نكرده نامه او نيز به ما رسيده» سپاه مسلم بن عقبه که دوازده هزار نفر بود، نخست شهر مدينه را محاصره كردند و پيام داد تا سه روز مهلت داريد با يزيد بيعت كنيد و برده او شويد. مردم مدينه تسليم نشدند و جنگ صورت گرفت. سرانجام لشكريان يزيد بر آنان برتري يافتند. فرمانده سپاه از سپاهيان خواست در اين سه روز هر كاري كه مي‌خواهند در اموال و امكانات مردم شهر انجام دهند، كشتار زيادي صورت گرفت. جان و مال و ناموس مردم مدينه در چنگال لشكريان شام قرار گرفت. اين كشتار وسيع سبب گرديد كه از آن پس مسلم بن عقبه را «مسرف بن عقبه» ناميدند. مسلم بن عقبه بسياري از اسيران را که شامل تعدادي از قريشيان بودند، به قتل رساند و در ميان مقتولين کساني از ميان صحابه پيامبر نيز بودند. در تاريخ، تعداد کشته‌هاي اين ماجرا مختلف روايت شده؛ از شش هزار تا ده هزار نفر. در جريان حره تنها انصار نبودند که مورد دشمني امويان قرار گرفتند، بلکه تعدادي از خانواده‌هاي مهاجرين نيز از بين رفتند. سپاه شام پس از قتل و غارت مردم مدينه روانه مکه شد تا ابن زبير و ياران او را نيز به همين سرنوشت دچار سازد. شهداي حره که در واقعه حره به شهادت رسيدند در اين قبرستان دفن شده اند.

اين قربستان با عبور خيابان از ميان آن به دو قسمت تبديل شده و جوانان محل دراين گورستان که قبرهاي آن توسط وهابي ها تخريب و با خاک يکسان شده است به بازي فوتبال مي پردازند. بخش غربي قبرستان را شهرداري مدينه به فروش گذاشته و احتمالا با توجه به رونق هتل سازي دراين شهر ، چند سال ديگردر اين محل هتل هاي بنا خواهد شد و به اين ترتيب يکي ديگر از وقايع مهم تاريخ اسلام نيز مشاهد خود را از دست مي دهد . طبق آخرين مشاهده بعد از تدوين اين گزارش و زيارت به عمل آمده ، اين گورستان کاملا تخريب و زمين آن براي هتل سازي آماده مي شود.

 

قبرستان شهدای حره قبل از تخریب

قبرستان شهدای حره هنگام تخریب - هفدهم اسفند 1389

 مسجد ابوذر

مسجدي‌ است‌ که‌ امروزه‌ به‌ نام‌ مسجد ابوذر، صحابي‌ راستگوي‌ رسول‌ خدا (ص‌)، شهرت‌ داشته‌ و به طول تقريبي پانصد و پنجاه متر از شمال مسجد نبوي فاصله دارد و در آخر خيابان ابوذر، كه به خيابان قديم فرودگاه ارتباط دارد، واقع است. نام‌ اصلي‌ اين‌ مسجد، مسجد البحير يا مسجد الاسواف‌ يا مسجد السجده‌ يا مسجد الشكر بوده‌ است‌. اين مسجد، از آنِ بني عبد اشهل بوده و رسول خدا(ص) زماني با نماز خواندن در آنجا، مسجد اين طايفه را متبرّك كرده اند.

نام اصلي اين مسجـد، «مسجد السجده» است. علّت اين نامگذاري آن است كه پيامبر(ص) در اين مسجد دو ركعت نماز خواند و در ركعت دوّم سجده‌اش را طول داد، به طوري كه اصحاب گمان بردند وي جان به جان آفرين تسليم كرده است. ليكن وقتي كه از سجده برخاست فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت هر كس از امّت تو بر تو صلوات بفرستد، خداوند بر او ده صلوات مي‌فرستد و ده بار درجات او را بالا مي‌برد.[1]

سپس نام «البحير» بر اين مسجد اطلاق شد. البحير نام باغي است كه مسجد در كنار آن قرار دارد. سرانجام و به مرور زمان اين اسم به بوته فراموشي سپرده شد [2] و در حال حاضر به نام «مسجد ابوذر» معروف است. مطري در قرن هشتم از آن با نام مسجد ابوذر ياد كرده است.

مسجد ابوذر

مسجد الدِرع

از يادگارهاي غزوه احد مسجد الدرع است; مسجدي كه سر راه رسول خدا قرار داشت. ابن شبه به نقل از سعد آورده است كه رسول خدا(ص) در آنجا توقف كوتاهي داشته اند و براي نماز (درع)زره خود را در آوردند. و تا صبح روز بعد ماندند[3]  رسـول خدا (ص) در مقابل اين مسجد از لشکريان خود سان ديد و کساني که قادر به شرکت در جنگ نبودند را باز گرداند از جمله کساني که بازگردانده شدند، زيد بن ثابت و اسامة بن زيد بودند . همچنين کساني را که لشکر او را کوچک شمردند و گروهان متشکّل از يهوديان همپيمان را نيز بازگردانيد و  فرمود: «ما در جنگ خود بر ضدّ مشرکان، از مشرکان ياري نمي گيريم.[4] اينجا بود که عبدالله بن ابي و  تعدادي از منافقاني که همراهش بودند و  در مجموع يک سوم لشکر اسلام را تشکيل مي دادند، بازگشتند. عبدالله بن ابي بهانه آورد که پيامبر(ص) رأي ديگران را بر رأي وي ترجيح داده است [5]

اين مسجد بعدها به نامهايي چون مسجد الدرع، مسجد البدائع ، مسجدالعدوة و مسجد الشيخين ناميده شده است. اصل نامگذاري اين مسجد به مسجد الشيخين، در انتساب به «اجمه الشيخين» صورت گرفت که در واقع جايگاهي متعلّق به يهوديان بود و گفته شده است اين مکان از اين رو به «اجمه الشيخين» معروفيت يافت که مرد و  زني که از عمر هر يک از آنها از صد سال گذشته بود در همين مکان به ديدار هم آمده و  سرگرم صحبت و  معاشقه مي شدند و  مردم از اين موضوع تعجب کرده و  اين مکان را بدين اسم ناميدند.[6]

[1] - تاريخ معالم المدينه، ص134

[1]-  طبقات ابن سعد، ج2، ص39

[1] - الدر الثمين، ص174

[1] - عمدة الاخبار، ص176 و  الدر الثمين، ص175



 
مسجد شيخين

مسجد استراحت

در امتداد مسير رسول خدا(ص) به سمت احد مسجد ديگري قرار دارد كه در اصل متعلق به طايفه بنو حارثه بوده است. اين طايفه در اين ناحيه سكونت داشته و به كشت و زرع مشغول بوده اند. اين مسجد را از آن جهت كه در منطقه بنو حارثه واقع بود به نام آن طايفه; «مسجد بني حارثه» خواندند و نيز بدان علت كه پيامبر(ص)در آنجا به استراحت پرداخت، «مسجدالمستراح» يا « مسجد الاستراحه» ناميدند. رسول خدا(ص) مكرر به مسجد بنو حارثه آمده و در آنجا نماز مي خوانده اند. منطقه بنوحارثه، در فاصله ميان احد تا مدينه، منطقه مهمّي بود. زماني نيز که خندق کنده شد، مسير خندق از کنار محله اينان، بين شرق و غرب مدينه عبور کرد. بنوحارثه، هم در جنگ احد و هم احزاب، با پيامبر(ص) دشواري داشتند; از جمله آن که به نقل از جابر بن عبدالله انصاري آيه "  ...إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلاَ وَاللهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَي اللهِ فَلْيَتَوَکَّل الْمُؤْمِنُونَ " در واقعه احد، در باره بنوحارثه و بنوسلمه نازل شد[7]. همچنين در خبر ديگري آمده است که آيه "  ...وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ النَّبِيَّ " مربوط به بنوحارثه است.[8]

 از قضا نوشته اند که در وقايع حرّه در سال 62 هجري، زماني که سپاه شام به مدينه حمله کرد وانقلابيون خندقي در اين ناحيه کندند، همين بنوحارثه راه را براي ورود سپاه شام به مدينه هموار کردند[9] ورودي که همراه با يک فاجعه خونين در اين شهر مقدس از سوي امويان ستمگر و حرمَت شِکَن بود.

 بناي جديد اين مسجد اينك كنار خيابان سيد الشهدا واقع شده و بنايي عالي و زيباست.

[1] - کتاب بخاري، کتاب التفسير، حديث ش 4558

[1] - الجامع لأحکام القرآن قرطبي، ج 14، ص 148

[1] - وفاء الوفا، ج 1، صص 130 و 131

 

 
مسحد استراحت

 مسجد المَصرَع

 اين مسجد در سمت شرقي جبل الرماة و تقريباً در دامنه اين تپه قرار داشته است. هنگامي که حمزه(ع ( در کنار شرقي اين تپه با نيزه مجروح گرديد، خود را تا اين مکان کشانيد و سپس به شهادت رسيد. اين مسجد در مکان شهادت حضرت حمزه سيد الشهدا ساخته شده و لذا به مسجد مصرع يعني محل شهادت معروف گشت. مسجد الوادي يا مسجد العسکر نيز ناميده شده است.

مساحت مسجد المصرع 18 × 18 متر و به صورت مربّع بوده است. در دوران سعودي پس از تخريب گنبد و بارگاه مقبره حضرت حمزه سيدالشهدا، اين مسجد را نيز در تعريض خيابان کنار جبل الرّماة و صاف کردن بخش شرقي آن تخريب کردند و هم اکنون اثري از آن نيست.

*****

مسجد فسح

زماني که رسول خد(ص)  به شِعبِ درون کوه احد رفتند، در فاصله تقريبي پانصد تا هفتصد متر، در سمت راست شعب، در پايين کوه، در شِعبي که نامش شعب جِرار بوده، در محلي نماز ظهر و عصر را خواندند.  اين محل بعدها مسجد شد و به نام مسجد فُسح يا فسيح شهرت يافت. در برخي از منابع آمده است كه صحابه از فرط خستگي به صورت راحت و با فاصله به نماز مي ايستادند و فضا را براي ديگر مسلمانان باز نمي کردند، آيه فَسح، " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَح اللهُ لَکُمْ… "  در سوره مجادله نازل شد که خداوند از مسلمانان مي خواست جا را براي ديگران، جهت اقامه نماز باز کنند، لذا از آن هنگام مسلمانان در صفوف خود، به صورتي بسيار به هم چسبيده و متراکم نماز گزاردند.[10]

بناي فعلي اين مسجد،يك چهار ديواري مخروبه است كه اطراف آن را نرده آهني كشيده اند و اين نرده هم رو به ويراني است. در ميان مسجد هم كه مساحت تقريبي آن بين پانزده تا بيست متر مربع است، هوارهاي ديوارهاي تخريب شده مسجد ريخته شده است. پنجاه متر بالاتر از مسجد، در ارتفاع بيست متري، غاري كوچك قرار دارد كه گفته اند آن حضرت ابتدا در آن غار مخفي شدند.

[1] - وفاء الوفا، ج 3، ص 348

 

 
مسجد فسح

 مسجد ثنايا

 ثنايا به معناي دندان است.گويند كه در اين نقطه، در جنگ احد، عتبة بن ابي وقاص دندان رسول خدا(ص)را شكست. حضرت صادق(ع) به عقبة بن خالد فرمودند که در اين مسجد نماز بخوان؛[11]

در اين مكان مسجد بوده كه تا اين اواخر آثار آن وجود داشته و عكسهايي از آن باقي مانده است. محل آن به طور تقريبي به فاصله دويست تا سيصد متر در شمال شرق مرقد حمزه سيد الشهدا بوده است.

[1] - کافي، ج4، ص560

 مهراس

 در بالاي كوه احد محلي است به نام مهراس، جايي كه در دل كوه باران از قبل جمع شده است.رسول خدا(ص) با شماري ياران و از جمله امير مؤمنان(ع) پس از بالا رفتن روي احد آنجا نشستند.اميرمؤمنان(ع) ظرفي آب از مهراس براي شستشوي دهان رسول خدا(ص)، كه به دليل شكسته شدن دندان حضرت خوني بوده،آورد.اين آب به دليل تغيير بو مورد استفاده رسول خدا(ص)كه بسيار هم تشنه بود قرار نگرفت.

 وهابيون کف و بخشي از ديوارهاي شکاف داخل کوه را براي آنکه مومنان در آن نماز نخوانند و يابه آن واردنشوند با قير !! پوشانده اند .طويه اي نيز در کنار راه منتهي به شکاف براي نگهداري دام ها ي محلي ها وجود دارد . با آنکه ظاهر اهالي نشان مي دهد مردماني بسيار فقير و تهي دست هستند ، اما بر بالاي هر خانه باور کنيد ! گاه تا چند ديش ماهواره ديده مي شود. دو پسر بچه گدا که گمان مي کنند ما زائران ترکيه اي هستيم لاي دست و پاي دانشگاهيان مي گردند و به هر شکل که شده از آنها تقاضا " بير ريال – يک ريال " کمک مي کنند .

 حمراءالأسد

 کوه سرخ رنگي است در بيست کيلومتري جنوب مدينه. هرگاه از ذوالحليفه ـ  از راه بدر ـ به سمت مکه بيرون رويد جنوب حمراءالأسد را مي بينيد. اين کوه در کرانه چپ عقيق الحسا، در راه مدينه به الفرع، واقع شده است.در مقابل جبل حمراء الاسد، جبل نمل قرار دارد.

 غزوه حمراالاسد

 روز شـنـبـه هـفـتم (يا پانزدهم ) شوال سال سوم هجرت , جنگ احد پايان پذيرفت و رسول خدا به مـديـنـه بـازگـشـت و شـب يـکشنبه را در مدينه بود و مسلمانان هم به معالجه مجروحين خود پرداختند رسول خدا (ص) بلال را فرمود تا مردم را به تعقيب دشمن فراخواند و جز آنان که ديروز همراه بوده اند, کسي همراهي نکند, در اين ميان «جابربن عبداللّه» که پدرش در احد به شهادت رسيده بود و بنا به دستور پدر براي سرپرستي خاندانش درمدينه مانده و از شرکت در جنگ احد معذور و مـحـروم گشته بود, از رسول خدا(ص) درخواست کرد تا او را به همراهي خويش سرافراز کند و رسول خدا تنها به او اذن داد که در حمراالاسد شرکت کند.

  ابـوسفيان و همراهان وي مشورت مي کردند که بازگردند و هرکه را از مسلمانان باقي مانده است از مـيـان بـبـرنـد, امـا «صفوان» اين راي را نپسنديد و پيشنهادشان را رد کرد. رسول خدا(ص) بعد از شنيدن اين گزارش و مشورت با بعضي از صحابه تصميم حرکت و تعقيب دشمن گرفت . در اين حرکت سه انگيزه وجود داشت:


1- اينکه قريش مغرور نشوند و بدانند که نيروهاي مسلمانان باقي مانده و قوي هستند.

2- خود اين کار، پاسخ دندان شکني به منافقان و يهوديان بود که مبادا قصد حمله کنند.

3- موجب تقويت روحيه ي مسلمانان شد و آثار شکست احد را از ذهن آنان زدود.

 بـزرگان اصحاب , زخمداران را فراخواندند و مردان قبايل با اين که هر کدام چندين زخم برداشته بودند به راه افتادند و رسول خدا براي ايشان دعا کرد.

 داستان معبدبن ابي معبد خزاعي

 قبيله خزاعه , چه مسلمان و چه مشرک , خيرخواه رسول خدا(ص) بودند, معبد هنوزمشرک بود که ديد رسول خدا(ص) در تعقيب دشمن است رسول خدا(ص) هنوز در حمراالاسدبود که معبد با ابوسفيان ملاقات کرد ابوسفيان ازمعبد پرسيد که : چه خبر داري؟ گفت : محمد با سپاهي که هرگز نديده ام, آکنده از خـشـم در تـعقيب شما هستند. ابوسفيان گفت : ما هنوز تصميم بازگشتن داريم تا هر که را از سـپاه ايشان زنده مانده است نابودکنيم گفت : من اين کار را مصلحت نمي دانم , با ديدن سپاهيان مـحمد اشعاري سروده ام و چون اشعار خود را خواند ابوسفيان بيمناک شد و فکر بازگشتن را از سر بدرکرد

 پيامبر سه روز در «حمراالاسد» که در هشت ميلي مدينه قرار دارد ماندند و سپس به مدينه بازگشتند.

 مسجد قبا

 منقطه قبا در فاصله شش كيلومتري جنوب مسجد النبي قرار دارد. اين منطقه به دليل واقع شدن در جنوب شهر،اولين محلي بود كه از رسول خدا(ص) استقبال كرد.آن حضرت پس از رسيدن به قبا، چند روزي را در آنجا بسر بردند تا آن كه امير مؤمنان، علي(ع) و برخي ديگر از اعضاي خانواده اش به ايشان پيوستند، آنگاه همگي راهي يثرب شدند.

 در چهار روزي كه رسول خدا(ص) در قبا بود، مسجدي در اين ناحيه بنا فرمود كه طي آن تنها ديواري از سنگهاي حره بر گرد آن كشيده شد. البته تا زمان توسعه وليد مسجد سقف نداشت يا اگر هم داشت از همان شاخه هاي خرما بود.

 بنا به نقل روايات بسيار، مسجد قبا مصداق آيه «لمسجد اسس علي التقوي من اول يوم احق ان تقوم فيه» [12]مي باشد. اين آيه اشاره به اين نكته كه اين مسجد از روز نخست بر پايه تقوا ساخته شده و لذا سزاوار است تا رسول خدا(ص) نه در مسجد ضرار در اين مسجد نماز بگزارد.به دليل نزول همين آيه در شان مسجد قبا،در آن زمان مسجد قبا را به نام «مسجد التقوي»[13] مي شناختند. اين آيه در برابر مسجد ضرار ساخته شده كه آن هم در قبا بوده و اساس آن بر پايه نفاق ساخته شد.

 بدين ترتيب، مسجد قبا نخستين مسجدي است كه رسول خدا(ص)آن را بنا كرده است.آن حضرت درباره نماز خواندن در مسجد قبا فرمود: «من تطهر في بيته ثم اتي مسجد قباء فصلي فيه ركعتين كان كاجر عمرة.» «كسي كه خود را در خانه اش تطهير كند،آنگاه به مسجد قبا در آيد و دو ركعت نماز بخواند،ثواب يك عمره را برده است. »[14] ورود رسول خدا(ص) را به قبا،دوشنبه دوازدهم يا چهاردهم ربيع الاول دانسته اند.

  رسول خدا(ص)بعدها نيز كه در مركز مدينه ساكن شد، هر هفته،گاه روزهاي شنبه و گاه دوشنبه به قبا مي آمد و در اين مسجد نماز مي گزارد. [15] ساكنان قبا نوعا از چهره هاي بسيار خوب اصحاب آن حضرت بودند. بناي جديد آن، که در 26 صفر سال 1406 قمري به پايان رسيد، در شکل معماري جديدخود، يکي از مهم ترين و زيباترين مساجدي است که در مدينه منوره قرار دارد. در بناي فعلي چهار مناره براي اين مسجد در نظر گرفته شده که هر کدام 47 متر طول دارد. مساحت تقريبي آن و بناهاي جانبي مربوط به آن، در محدوده اي به مساحت 13500 متر مربع مي باشد که بر اساس محاسبات معماران آن، جاي بيست هزار نمازگزار را دارد

[1] -  توبه : 108


[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 55

[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 41

[1] - التاريخ القويم لمکّة و بيت الله الکريم، ج 1، ص 264

  خانه کلثوم بن هِدْم و سعد بن خَيْثمه

 پيش از بازسازي جديد مسجد قبا، دو مسجد کوچک در سمت قبله آن بوده است; نخست خانه کلثوم بن هِدْم و دوّم خانه سعدبن خيثمه که هر دو در بازسازي جديد تخريب و جزو مسجد شده است. اين دو خانه محل فرود آمدن رسول خدا(ص) پس از هجرت و محل زندگي شماري از مهاجرانِ نخست به مدينه بوده است

 چاه اريس

 اريس در لغت اهل شام،به معناي «فلاح »است.چاه مزبور را به نام «بئر اريس »،«بئر خاتم »و«بئر النبي» هم مي نامند.چاه مزبور تا جايي كه به آب مي رسيده پله داشته است.از اين چاه دهها بار در مصادر تاريخي و حديثي ياد شده است. عمده ترين آنها اشاره به جريان افتادن خاتم رسول خدا(ص)در زمان عثمان و توسط وي در آن چاه است. پس از آن بود كه هر چه مسلمانان كاوش كردند خاتم را نيافتند. محل آن در غرب مسجد قبا بوده و تا پيش از بازسازي مسجد در چند سال اخير محل آن كاملا مشخص بوده است.

 اكنون حوض و آبشاري در كنار مسجد قبا در ضلع غربي آن هست كه بر اساس گفته يكي از شاهدان كه پيش از خرابي آن را ديده بود، به احتمال بسيار قوي در همان محل چاه ساخته شده است.

 مسجد مصبح

 از جمله مساجدي كه در قبا بوده مسجد مصبح است.خياري نوشته است كه اين مسجد بر فراز تلي است در قبا،در پشت مخازن آب چاه زرقاء.در پاورقي همان كتاب آمده است كه اين مسجد هنوز باقي است،ساختماني است بدون سقف در كنار مستودعات غسان در قبا،در جنوب غربي مسجد قبا.در حاشيه غربي آن هم بناي مصبح و ثنية الوداع است كه رسول خدا-ص-در آنجا مورد استقبال قرار گرفت. [16]اين غير از ثنية الوداعي است كه در غرب مسجد النبي قرار داشته است

[1] -تاريخ المعالم المدينة المنوره،ص 125

مسجد صبح

 مسجد جمعه

 پيامبر(ص)در ادامه مسير از قبا به يثرب، در ميان قبيله بني سالم براي نخستين بار نماز جمعه را اقامه كرد و همين مساله سبب شد تا محل نماز خواندن رسول خدا(ص)به عنوان «مسجد الجمعه » شناخته شود.نامهاي ديگر آن،«مسجد عاتكه »[17] و «مسجد الوادي » (وادي رانونا) است. اين مسجد نظير مسجد النبي از خشت و گل ساخته شده بود و سقفي كوچك داشت. مسجد جمعه بعدها با سنگ ساخته شد، اما تا قرن هشتم مساحت آن بسيار كم بود. در قرن نهم هجري، مسجد باز سازي شدو طول آن از شمال به جنوب 10 متر و عرض آن از شرق به غرب 25/8 متر بوده و شبستان مسقفي نيز داشته است. اين مسجد در دوره عثماني اندكي بزرگتر و از اساس بنا شد. بناي فعلي آن، كه بسيار مجلل ساخته شده از دوره سعودي و با  مساحتي  در حدود 1630 متر مي باشد. 


 مسجد بنات بني النجار

در شمال مسجد جمعه، در فاصله تقريبيِ صد متري، مسجد کوچکي با مساحت تقريبيِ دوازده متر مربع بدون سقف تا سال 1373 شمسي وجود داشت. اين مسجد از مساجد قديمي مدينه بوده و چنين شايع بود که دختران بني نجار در اينجا ايستادند و وقتي رسول خدا(ص) وارد قبا شد، سرود طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَين را خواندند.

 مسجد مزبور ـ که به نوشته استاد عبدالعزيز کعکي مسجد عتبان بن مالک است[18] روبروي در ورودي مسجد جمعه در فاصله بيست متري در اين سوي خيابان قرار داشت که هم اکنون تخريب شده است.

[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 68

[1] - المجموعة المصوره، ج 1، ص 150

 مسجد سُقْيا

 اين مسجد در حرّه سقيا در غرب مسجد شريف نبوي و در فاصله 2100 متري آن واقع است. مسجد سقيا با داشتن سه گنبد كه بزرگترين آنها گنبد مياني است، ويژگي پيدا كرده است. در حال حاضر اين مسجد در داخل محوطه ايستگاه راه‌آهن و در سمت جنوب آن واقع است. مردم به اين ايستگاه راه‌آهن، «استاسيون» مي‌گويند.

 اين مسجد در محل استقرار رسول خدا(ص) به هنگام خروج از مدينه براي جنگ با مشركان در غزوه بدر، احداث گرديد. در اين محل پيامبر(ص) از نيروهايش سان ديد و در همانجا اين آيه نازل گرديد: «وإذ يَعِدُكُمُ الله إحدي الطائِفَتينِ انّها لكم وتودّون أن غير ذات الشوكه تكونُ لكم و يريدُ اللهُ أن يُحقّ الحقّ بكلماته و يقطع دابرَ الكافرين». يعني: «هر آينه كه خدا شما را وعده پيروزي بر يكي از دو طايفه (قافله قريش يا كاروان شام) داد و شما مايل بوديد آن طايفه، كه شوكت و سلاحي به همراه ندارند (بي‌رنج جهاد) اموالشان نصيب شما شود و خدا مي‌خواست صدق سخنان حق را ثابت گرداند و ريشه كافران را از بُن بركند.»

 و بر اساس روايتي، حضرت وارد حرّه سقيا شدند و در محلي که متعلق به سعد وقاص بود، فرود آمدند. در آنجا آب خواستند، سپس وضو گرفته، رو به سوي قبله کردند و فرمودند: خدايا ! ابراهيم بنده و خليل تو، براي اهل مکه دعا به برکت کرد. من هم بنده و رسول تو، براي برکت اهل مدينه دعا مي کنم.در جنوب اين مسجد چاه «السقيا» قرار داشت كه از آن براي رسول خدا(ص) آب آورده مي‌شد. اكنون اثري از اين چاه يافت نمي‌شود.

   بئر علي ابن ابي طالب (ع)

اين چاهها در شمال غربي مدينه واقع شده و ذخيره بزرگي از آب شيرين دارد . از اين چاهها کشاورزان بسياري در منطقه براي آبياري استفاده مي کنند و کارخانه اي نيز آب اين چاهها را در بطري کرده و مي فروشد .

محصولات منطقه بئر علي ابن ابي طالب (ع)در مدينه طرفداران بسياري به جهت تبرم وتيمم  و انتساب آن به مولي علي (ع) دارد . در سر راه به اين چاهها کشاورزان بسياري را ديدم که در نيمه تابستان و اوج گرما ، محصولات خود را که شامل سبزي ، انگور و خرما و ديگر محصولات بود مي فروختند.

وهابي ها ديدار از چاهها از برداشت مستقيم آب از آنرا براي زائران حرم شريف نبوي ممنوع کرده اند . لحظه اي که ما به زيارت رفتم ، کشاورزي که در محل فعاليت دارد و پاکستاني است !  بعد از آنکه فهميد که ما ايراني علاقه مند به مولي علي (ع) هستيم در را به رويمان گشود تا از آب چاه وضو بسازيم . البته در پايان هم انتظار کمکي داشت که از آن نيز دانشجويان دريغ نکردند.

در بازگشت به مدينه ودرابتداي شهر جايي که نشانه (حد ) شهر را تازه پشت سر گذاشته بوديم ، و چند لحظه اي بيشتر نبود که از مقابل ايستگاه قطار مدينه و شهرداري اين شهر عبور کرده بوديم ،   حجت الاسلام و المسلمين غلامي دلاور از راننده خواست تا لحظه اي توقف کند . و سپس زميني خالي کنار يک پمپ بنزين را نشان داد و پرسيد : چه کسي از شما مي تواند بگويد اينجا کجاست ؟

کسي جوابي نداشت – تابلويي – نشاني – هيچي نبود – يک زمين خالي آنهم کنار پمب بنزين – حسي درونم مي گفت که محلي حداقل براي شيعيان بسيار مهم است . حاج آقا غلامي دلاور ديگر نتوانست طاقت بياورد و زد زير گريه ودر همان حال روضه کربلا – اسراي شام و حضرت زينب را خواند . اينجا محلي است که اسراي فاجعه کربلا بعداز بازگشت به مدينه در آن متوقف شدند و نقل است که وقتي اطلاع به اهالي مدينه رسيد آنها سراسيمه از خانه ها بيرون رفته و بر سر زنان به استقبال اهل بيت رسول الله (ص) رفتند و حضرت زينب (س) با تشرف به حرم شريف نبوي (ص) پيراهن خونين امام حسين (ع) را به روي قبر رسول الله (ص) انداخت و از حضرت خواست تا ببيند با فرزند او چه کرده اند . و لعنت دائم و ابدي خداوند بر اولين تا آخرين ظالمين در حق محمد (ص) و آل محمد سلام الله اجمعين

چشم هاي پر از اشکمان به حرم شريف نبوي مي افتد – السلام عليک يا رسول الله (ص) السلام عليک با اهل بيت رسول الله (س) و...

[1] - کنز العمال ج2، ص267، ح2982

[2] - الدر الثمين، ص170

[3] - تاريخ معالم المدينه، ص134

[4]-  طبقات ابن سعد، ج2، ص39

[5] - الدر الثمين، ص174

[6] - عمدة الاخبار، ص176 و  الدر الثمين، ص175

[7] - کتاب بخاري، کتاب التفسير، حديث ش 4558

[8] - الجامع لأحکام القرآن قرطبي، ج 14، ص 148

[9] - وفاء الوفا، ج 1، صص 130 و 131

[10] - وفاء الوفا، ج 3، ص 348

[11] - کافي، ج4، ص560

[12] -

[13] -

[14] -

[15] -

[16] -تاريخ المعالم المدينة المنوره،ص 125

[17] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 68

[18] - المجموعة المصوره، ج 1، ص 1

مسجد ذوقبلتين

در ادامه به زيارت مسجد ذوقبلتين نايل مي آيم ودو ركعت نماز تهيت مسجد در آن مي خوانم .پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در شانزدهم يا هفدهمين ماه از هجرت ، در ميان قبيله ((بني سلمه )) و مسجد آنان به نماز ايستاده و به ويژه شبها از خداوند مي خواستند تا مسلمانان را از سرزنش يهود در پيروي از قبيله آنان يعني بيت المقدس برهاند. رسول خدا صلي الله عليه وآله هرگاه به نماز مي ايستادند، منتظر بود تا خداوند دعاي ايشان را مستجاب كند.
به روايتي روز دوشنبه نيمه ماه رجب ، ميان نماز ظهر، آيات تغيير قبله بر پيامبر صلي الله عليه وآله نازل شد: قد نري تقلب وجهك في السماء فلنولينك قبلة ترضاها فول وجهك شطر المسجد الحرام ،...
آن حضرت هنگام نزول اين آيات ، در حالي كه دو ركعت از نماز ظهر را اقامه فرموده بودند، به صورت نيم دايره اي برگشته و رو به سمت جنوب نمودند.
با اين چرخش 160 درجه اي ، مردان در مكان زنان يعني صفوف عقب و زنان در مكان مردان يعني در صفوف جلو واقع شدند و همراه رسول خدا صلي الله عليه وآله دو ركعت نماز باقي مانده را به سوي مسجد الحرام اقامه كردند. به سبب نزول اين آيات آن مسجد به (ذوقبلتين )) مشهور گرديد.
خبر نزول آيات تغيير قبله كه باعث خشنودي مسلمانان شده بود سريعا به مسجد قبا و مسجد النبي صلي الله عليه وآله و ساير مساجد رسيد و مسلمانان نماز عصر خود را به سوي مسجد الحرام اقامه كردند. از اين رو تمامي مساجد مدينه در آن روز به دو قبله نماز خوانده شد. پس از آن ، محراب قبله هاي سمت بيت المقدس را بسته و به سوي جنوب ساختند. اين مسجد به سبب نزول آيات تغيير قبله و خوانده شدن يك نماز در يك زمان به دو قبله ، به ذوقبلتين مشهور شد. سرانجام تغيير قبله واكنشهاي زيادي بين منافقان و يهود به دنبال داشت . خداوند در آيه ديگري گفته هاي يهود و منافقان را از روي سفاهت ، ناداني و اغراض سوء خواند...
سيقول السفها من الناس .... (  بقره 142 و 143) مسجد ذوقبلتين در حرة سلع ، شمال غربي مدينه و غرب مساجد سبعه (كوه سلع ) قرار دارد.
به ياد آن حادثه مهم يعني تغيير قبله داخل شبستان مسجد آيات مورداشاره سوره بقره  بر ديوار شمالي يعني سمت چپ مدخل ورودي كنوني بوده كه قبلا سنگي به عنوان نشانه آن نصب كرده بودند. در سال 1398 قمري آن سنگ را برداشته و آيات تغيير قبله بر ديوار شمالي نگاشته شد. مساحت مسجد اكنون 3920 متر مربع است كه دو گنبد بزرگ به قطر 8/7 متر و ارتفاع 8/18 متر نيز بر آن استوار است .

پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری دستور صریح و جدی عبدالعزیز بن ماجد امیر مدینه به کمیته مامور پیگیری دست فروشان جهت پایان دادن به این نابسامانی ها در منطقه بین الحرمین را ارج می نهد و امیدوار است هر چه سریع تر این معظل برای همیشه از بین برود.

http://hajj.ir/hadjwebui/Imagegallery/Logo/3688.jpgبه گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، در تشرف به مدینه منوره نشانه هایی را در پیرامون شهر خواهید دید که  محدوده حرم را مشخص می کند. در مسیر ورود ، این نشانه های طاقدیسی شکل ، "ورود "و به هنگام بیرون رفتن از شهر ، "خروج از محدوده حرم " را نشان می دهند.

به این ترتیب محدوده وسیعی که شامل بخش بزرگی از مدینه منوره می شود ، جزو حرم قرار می گیرد و طبیعتا آداب خاص خود را دارد.

 این اعتقاد که همه ی مدینه جزوحرم است در نظرات برخی از علمای شیعه نیز قرار دارد .

تردیدی نیست که بقای مدینه و شان آن بر وجود شریف رسول الله (ص) و اهل بیت آن حضرت برای همه ی ارادتمندان به خاندان ایشان بوده و هست و خواهد بود. مدینه حتی نام خود را از وجود شریف رسول خدا (ص) دارد .

همانطورکه گفته شد از نگاه بسیاری همه ی مدینه حرم است ولی دراین میان قطعا حرم شریف رسول الله (ص) با فضیلت تر است و در وصف آن همین بس که گفته شده است هر رکعت نمازگذاردن در آن ده هزار و به روایتی دیگر صد هزاررکعت نماز ثواب دارد.

دومین حرم با فضیلت در مدینه منوره ، حرم شریف ائمه بقیع (ع) است که سلفی ها بنای آنها را تخریب و اینک جز در ساعاتی خاص از روز ، وقت دیگری نمی توان به زیارت آنها رفت.

با این توصیف و امکانات موجود ، توصیه وتاکید بعثه مقام معظم رهبری به  حضور بیشتر زائران در حرم شریف رسول الله (ص) و در ساعات مقرر در بقیع شریف و قرائت قران و اقامه نماز در حرم شریف پیامبر عظیم الشان اسلام می باشد که هم ثواب و اجر بیشتر دارد و هم اینک مزاحمتی برای کسی نیست و به علاوه موجب وهن نمی شود.

فضای میان دو حرم شریف رسول الله (ص) و ائمه بقیع (ع) که در مدایح و روضه ها از آن به عنوان بین الحرمین نام برده می شود ، در سالهای اخیر با بازسازی های صورت گرفته تبدیل به فضایی شده است که اغلب مورد استفاده دست فروشان و دوره گردان قرار می گیرد .

آنها با استقرار در این محل ضمن آنکه زائران را عملا از پرداختن به زیارت و بهره مندی از فیوضات آن محروم می کنند، بلکه با ایجاد سر و صدا و سد معبر موجب اخلال در آمد و شد زائران می گردند .

به این عمل دست فروشان بارها و بارها اعتراض شده است ولی به نظر می رسد که شهرداری مدینه به دلیلی شاید روشن ، تمایل جدی به برخورد و اصلاح و رفع دائمی مساله ندارد.

بهترین کار و توصیه برای زائران ایرانی و به آنها این است که از خرید در بین الحرمین خودداری کنید که در وهله اول موجب ناراحتی دیگر زائران می شوید و در مرحله بعد اهدافی احتمالی تامین می شود که بعید نیست در ذهن سلفی ها برای بهره بردن از آن در جهت وهن زائران ائمه بقیع (ع) وجودداشته باشد.

توصیه اکید بعثه مقام معظم رهبری در مدینه منوره به زائران محترم ایرانی برخودداری از خرید در محدوده مورد اشاره ، عدم استقراردر آن به شکلی که موجب سد معبر شود ، می باشد.

پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری دستور صریح و جدی عبدالعزیز بن ماجد امیر مدینه به کمیته مامور پیگیری دست فروشان جهت پایان دادن به این نابسامانی ها در منطقه بین الحرمین را ارج می نهد و امیدوار است هر چه سریع تر این معظل برای همیشه از بین برود.

کوه فخ- محل دفن شهدای فخ
وادی فخ محل یورش لشگریان هادی عباسی در سال 169 ه به سادات حسنی که قصد مشرف شدن به زیات بیت الله الحرام را داشتند و پیامبر در سال 7 یا 9 هجری از شهادت یکی از فرزندان خود در این محل خبر داده بود.
 

 مسجد وادی فخ

مسجد بوقریه در وادی فخ محل نماز پیامبر

 

زائران ایرانی در مسجد وادی فخ

قرائت زیارت شهدای فخ توسط زائران نخبه ایرانی

مسجد تنعیم در مکه

ادنی الحل... نزدیکترین منطقه حل به مسجدالحرام و محل محرم شدن اهالی مکه برای عمره مفرده واقع در شمال مکه

 

مسجد تنعیم در مکه

مسجد جعرانه محل محرم شدن حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) پس از جنگ حنین و محل جمع غنایم در سال هشتم هجری و محل عبور امام حسین از مکه به سوی کربلا


محرم شدن جمعی از زائران در مسجد جعرانه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

وبلاگ های عتبات عالیات 1

لیست یادداشت ها

سخنرانی با موضوع آداب زیارت از حاج آقای حسینی یزدی
مژده به بانوان بی حجاب!!
گفتم می خوام بیام خواستگاریت گفت بیا
و فاطمه سلام الله علیها حجت راستین و پرشکوه
صحبتهای حجت الاسلام آقا تهرانی در رابطه با دکتر احمدی نژاد و وقا
آیا مى‏توان غسل جنابت را در حال حیض انجام داد؟
هوای دم دمای صبح در بهشت!
عذرخواهی بخاطر عدم تبادل لینک
روش جلوگیری کتک خوردن توسط شوهر!!!!!
سامانه پاسخگویی پیام کوتاه ... مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سنت حسنه مسافر کشی صلواتی!
کریمی و سیب سرخی - زهرا تنها با یک لشگر ، واویلا
علامه حسن زاده آملی - روضه حضرت زهرا (س)
کلیپ وای آسمون بارونی وای ( ویژه ایام فاطمیه س )
کتاب «راهنمای مصوّر سفر زیارتی عراق»
[همه عناوین(3591)][عناوین آرشیوشده]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 

قبل از شروع
امیدوارم سال جدید، سالی پر از موفقیت و شادکامی باشد و به قولی، چرخ دنیا به کامتان همینطور قل قل بخورد. خدا را شاکرم که حال نوشتن قسمت دوم سفرنامه عراق را نصیبم کرد، چون یواش یواش داشتم بی خیالش می شدم.

ورود به نجف اشرف
حدود ساعت ۹ شب به نجف رسیدیم. بعد از حدود ده دقیقه، راننده با اشاره به سمت چپش حرم امیرالمومنین را به مسافران نشان داد. همگی صلوات فرستادیم و بعد هر کس زیر لب، با زبان حال خود به مولا سلامی گفت و اشک شوقی که حتما ریخته شد … فاصله هتل محل اقامت تا حرم حضرت امیر بسیار نزدیک بود. به این صورت که فاصله آن با حرم بیشتر از ۳۰۰ مترنبود. ساکها و وسایل را از ماشین بدر آوردیم و گذرنامه ها را تحویل یکی از مسئولین کاروان دادیم و خودمان هم روی مبلهای لابی هتل ولو شدیم! گوشه لابی، روی یک میز چای کیسه ای و لیوان و شکر به وفور گذاشته بودند. برای همین چون همسفران عزیز دیدند حیف است تبرکی نجویند. لذا فی الفور میز مزبور پاک سازی شد!

خیلی طول نکشید تا مدیر کاروان مشغول توزیع اتاق ها شود. یکی دو تخته می خواست، یکی می گفت ولچری داریم طبقه همکف باشه، یکی دیگر سوئیت می خواست و خلاصه اکثرا (بجز من!) به تنها چیزی که فکر نمی کردند فداکاری و این قسم ژست های خداپسندانه بود. بالاخره اتاقمان مشخص شد. بارهایمان را که داخل اتاق گذاشتیم برگشتیم تا از خجالت شکم در بیاییم. بعد از شام به اتاق برگشتم تا کمی استراحت کنم. ساعتم را برای ۱ ساعت قبل از اذان صبح تنظیم کردم. خوشبختانه چون خیلی خسته بودم زود خوابم برد.سر ساعت بیدار شدم و به اتقاق مادر راهی حرم شدیم. از هتل که بیرون زدیم بعد از ۵ دقیقه به گیت اول بازرسی رسیدیم. سربازهای مربوطه خواب تشریف داشتند برای همین از توی کیوسک اشاره کرد که برویم. از این گیت وارد خیابانی می شدیم که تا حرم حدود۱۰ دقیقه راه بود. دست چپ آن مغازه های جوراجور بود و دست راست آن هم مشغول خاک برداری بودند. البته این خاک برداری عمیق، عملیات معظمی بود و آنجور که بعدا فهمیدم ظاهرا قرار است از مقابل حرم تا یکی از خیابنهای اصلی به فاصله حدود یک کیلومتر به صحن حرم تبدیل شود و قسمت زیر آن هم پارکینگ طبقاتی شود. کناره های این مسیر می شد افرادی را که روی یک تکه پتو یا کارتن خوابیده اند را دید. بعضی ظاهرا زائر بودند و بعضی هم مقیم. به گیت دوم رسیدیم. سربازان این قسمت دیگر بیدار بودند و بهتر بازرسی کردند. همینجا بگویم که نمی دانم چرا حس خوبی نسبت به نیروهای نظامی عراق نداشتم. هر وقت می دیدمشان نا خودآگاه یاد صدام و جنایاتش می افتادم. بالاخره اگر نه خود این مادر مرده ها، اما حتما پدران همین سربازان هشت سال تمام با تمام توان، خویشان ما را کشتند و یک آب هم رویش!

 

بگذریم. از این قسمت به بعد تقریبا جزو محدوده حرم محسوب می شد. روبروی یکی از کفشداری ها یا کویشانیه ها داربست های فلزی زده بودند و با برزنت روی آن را پوشانده بودند. جماعت عظیمی از زائران عراقی بی خانمان شب را زیر همین برزنت به صبح می رساندند. سرما و نبود بهداشت و جمعیت انبوه و بخصوص شیعه بودن این جماعت فقیر، صحنه رقت انگیزی را ایجاد می کرد. کفشهایم را دادم و دوباره تفتیش شدم و پا به درون آستان امیرالمومنین گذاشتم. همان بدو ورود غربت حرم را احساس کردم. هنوز هم علی در این بلاد غریب است. در و دیوار حرم این غربت را انگار فریاد می کشید. بعد از زیارت ضریح مقدس دوباره به صحن برگشتم تا به نماز جماعت برسم. نجف با اینکه روز هوای مطبوع و نسبتا گرمی داشت، اما شبها و بخصوص سحرهایش سوز سردی داشت. با این حال چون تمامی صحن شریف فرش شده بود، آدم خیلی یخ نمی کرد. نمازم که تمام شد، راه افتادم و دورتادور صحن را برانداز کردم. طلاکوبهای وردی رواق مطهر، گنکره های اطراف صحن، دیوارهای در دست مرمت … فقط راه می رفتم و نگاه می کردم. صحن شریف حرم حضرت امیر برخلاف صحن های حرم امام رضا، خیلی بزرگ نیست. مجموعا یک صحن مربع مانند است که حرم در وسط آن واقع شده است. شاید اندازه آن به بزرگی صحن اصلی حرم امام رضا باشد.

در یکی از ورودی ها (شاید باب القبله) چشمم افتاد به تابلویی که روی آن اسم شیخ مرتضی انصاری نوشته شده بود. فهمیدم اینجا قبر ایشان است. شیخ مرتضی انصاری، از علمای شیعه قرن ۱۳ قمری است(زادهٔ ۱۲۱۴ ـ دزفول و درگذشتهٔ ۱۲۸۱ ـ نجف). نسب ایشان به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه حضرت رسول صلوات الله علیه می‌رسد. در سال ۱۲۶۶ پس از وفات آیت‌الله شیخ محمدحسن صاحب جواهر، مرجع بزرگ شیعیان، شیخ مرتضی مرجعیت یافت. شیخ انصاری پس از شیخ علی کاشف الغطا، برادرش شیخ حسن کاشف الغطا و همچنین شیخ محمدحسن صاحب جواهر ریاست و اداره حوزه علمیه نجف را از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ به مدت ۱۵ سال به عهده داشت و شیعیان جهان از وی تقلید می‌کردند. دو کتاب رسائل (در باب اصول فقه) و مکاسب (در باب تجارت و کسب) به علاوه دهها اثر دیگر ایشان هنوز هم از کتب معتبر و اصلی و مرجع در حوزه است. فاتحه ای خواندم و دوباره برگشتم سمت صحن. در نزدیکی یکی از دربهای وروی رواق مطهر، در راهروی جنب گلدسته شمالی، دیدم حجره مانندی وجود دارد که عده ای داخل آن می روند و عده ای هم منتظرند به داخل بروند. فضولی، همان رفیق همیشگی ام، تحریکم کرد سرکی بکشم. داخل حجره که شدم معلوم شد که اینجا قبر حاج آقا مصطفی، فرزند ارشد امام خمینی است. کنار دست ایشان هم قبر مرحوم آیت الله کمپانی، بود. آیت‏الله شیخ محمدحسین غروی  اصفهانی معروف به کمپانی (متولد ۱۲۹۶ ق. در کاظمین، متوفی ۱۳۶۱ ق. در نجف) از فقها و اصولیین، عارف، حکیم، شاعر و فیلسوف است. آیت الله سیدابوالقاسم خویی، یکی از دهها شاگردان برگزیده و خصوصی ایشان در باب عرفان اخلاق است. علاوه بر اجتهاد، ایشان از شعرای نامدار معاصر نیز می باشد.

به سمت ایوان طلای امیرالمومنین برگشتم. از آنجا دری به رواق علوی باز شده است. پس از ورود به سمت راست ، حجره ای کوچکی را دیدم که دارای پنجره فولادی است. این حجره مخصوص قبر علامه حلی از دیگر علمای قرن هفتم هجری است. ایشان پس از وفات محقق حلی در سال ۶۷۶ قمری که مرجعیت شیعیان را برعهده داشت، به علت توان علمی و قدرت اجتهاد بالا و با اینکه تنها ۲۸ سال سن داشت زعامت و مرجعیت شیعیان را بر عهده می‌گیرد. ایشان از جمله مراجعی است که خدمت حضرت صاحب الامر عجل الله فرجه الشریف، شرفیاب شده اند.

علمای دیگری هم در گوشه و کنار صحن مدفون بودند که دوست داشتم قبر ایشان را از نزدیک ببنیم، اما چون با مادر وعده کرده بودم از دور فاتحه ای نثار کردم و بیرون آمدم. هوا روشن شده بود و مغازه های اطراف حرم باز کرده بودند. به هتل که رسیدیم صبحانه را خوردیم. طبق برنامه ساعت ۲:۳۰ باید به مسجد کوفه می رفتیم. البته ظاهرا برنامه مسجد کوفه استثنائا از صبح به این ساعت موکول شده بود. بعدا مدیر کاروان گفت که برنامه زیارتی عتبات عراق با مکه و مدینه فرق دارد. در عراق به علت وضعیت خاص آن حتی گاهی تا آخرین لحظه هم شاید خود مدیر کاروان هم نداند دقیقا برنامه بعدی چیست. گاهی هم یک برنامه زیارتی که قبلا هماهنگ شده، در لحظات آخر لغو می شود یا بالعکس .

چون ساعت ۲:۳۰ می بایست به سمت مسجد کوفه حرکت می کردیم، ناچارار فقط به نماز ظهر و عصر حرم و یک زیارت نمکی بیشتر نرسیدیم. مطابق معمول، درست راس ساعت، یعنی با یک ساعت تاخیر(!) راه افتادیم به سمت کوفه ….

اگر خوشتان آمد و دوست داشتید دعا کنید ادامه داشته باشد …

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 


172 نکته از واقعه جانسوز و 72 شهید کربلا , 172 نکته , واقعه جانسوز , 72 شهید کربلا , کربلا , عکس کربلا , خاک کربلا , شهادت امام حسین و یارانش در کربلا




واقعه کربلا تنها یک بار در طول تاریخ اتفاق افتاد، اما این رویداد بی‌نظیر و مسائل قبل و بعد از آن را افراد مختلفی نقل و روایت کرده اند، به همین دلیل برخی از اطلاعات و آمارها با یکدیگر تفاوت دارد. به گزارش خبرگزاری مهر، با استفاده از آمار می توان هر موضوع یا حادثه ای را دقیق تر بیان کرد تا افراد نیز آن را بهتر درک کنند؛ نقش آمار در ارائه سیمای روشنتر از هر موضوع و حادثه، غیر قابل انکار است. به دلیل آنکه بعضی از مطالب آماری، زمانی و مکانی، حادثه کربلا را گویا تر می سازد، ۱۷۲ نکته از این واقعه جانسوز و ۷۲ شهید کربلا بیان می شود:

• خصوصیات منطقه عملیاتی کربلای ۶۱ هجری

1. واقعه کربلا نزدیک رودخانه دجله و فرات اتفاق افتاده است 2. دجله در سمت چپ و فرات در سمت راست کربلاست 3. از نظر آب و هوایی در منطقه خشک و گرم عراق قرار گرفته و در ضلع شمال شرقی ایران قرار دارد و در جنوب غربی حجاز واقع شده است 4. منطقه رملی و نیمه جنگلی است 5. در حاشیه نهرعلقمه، نخلستانی قرار دارد 6. دارای تپه ماهور و پستی و بلندیهای بسیار است 7. نهر علقمه از فرات منشعب شده و در نزدیکی اردوگاه حسینی قرار دارد 8. موسم تابستان با گرمای مخصوص منطقه همراه است 9. کربلا در حاشیه فرات و قبرستان یهود قرار گرفته است 10. از نظر اهمیت جغرافیایی، نقطه کور، منزوی و فراموش شده، فاقد هر گونه امتیاز و اهمیت ویژه سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی در آن دوران است.

• خصوصیات حرکت زمینی سید الشهدا(ع)

1. عقب نشینی تاکتیکی در زمان غیر قابل پیش بینی 2. بهره گیری از زمین برای ایجاد جنگ روانی 3. انتخاب کمیت زمین برای به دست گرفتن ابتکارعمل در جنگ 4. در اختیار گرفتن زمان و سلب آن از دشمن
5. ایجاد توازن دفاعی 6. تجزیه نیرو و تغییر جهت دشمن به سمت ضعف 7. به هم زدن نظم تشکیلاتی و ایجاد تغییر در قرارگاه جنگی دشمن ۸. سلب اختیار از دشمن و به دست گرفتن ابتکار حرکت 9. اخلال در سیستم تصمیم گیری فرماندهان نظامی 10. به دست گرفتن ابتکار عمل در زمین 11. به موضع انفعالی کشیدن دشمن 12. استفاده از پوشش طبیعی و تصنعی زمین و بهره گیری از آن برای استتار و اختفاء
13. جلوگیری از تمرکز قوا هنگام حمله دشمن و ایجاد فاصله جغرافیایی بین فرماندهی، تدارکات و ارتباطات 14. ایجاد شتابزدگی در تصمیم گیری نظامی و کندی در عمل دشمن 15. سلب هر گونه بهره گیری استراتژیک از زمین (از دشمن) 16. افزایش محدودیت در میدان عمل و کاهش شدید میزان کارآیی دشمن 17. تعیین جهت حمله و نوع آرایش جنگی دشمن به وسیله زمین 18. به دست گرفتن ابتکار عمل در سازماندهی و تجدید سازمان از لحاظ کیفی و کمی 19. تعیین نوع بهره وری از برای دشمن به صورت مطلوب 20. موضع گیری و آرایش مطلوب در دفع حمله 21. احراز آمادگی در هر شرایطی تا هر زمان و سلب آمادگی از دشمن به وسیله زمین 22. بدون حرکت و صرف انرژی، آرایش دشمن را برای چند ساعت به صورت جنگ روانی برهم زد.

• مختصات جبهه جنگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)

1. نام عملیات: هیهات من الذله 2. سال عملیات: 61 هجری قمری 3. ماه عملیات: محرم الحرام 4. روز عملیات: جمعه دهم محرم 5. نوع عملیات: جهاد ابتدایی 6. استراتژی حرکت و حمله: افشای چهره نفاق و تشکیل حکومت 7. موضع جنگی : دفاعی 8. طول جبهه دفاعی : 180 متر 9. طول محور عملیات: 360 متر 10. فاصله خیمه ها: دومتر 11. تعداد خیمه ها : 60 عدد.

12. ترکیب کیفیت نیرو: بنی هاشم، یاران، زنان و کودکان 13. وضعیت روحی و روانی : عاشقانی حفاظت پیشه 14. تعداد سواره نظام : 32 نفر 15. تعداد پیاده نظام: 40 نفر 16. تعداد کل نیروهای رزمی : 72 نفر 17. فرمانده کل قوا: سید الشهدا حسین بن علی(ع) 18. پرچمدار لشکر: ابوالفضل العباس(ع) 19. فرمانده سمت راست: زهیر بن قین 20. فرمانده سمت چپ: حبیب بن مظاهر.

21. وضعیت تدارکات : محاصره کامل 22. وضعیت تجهیزات: کمبود شدید 23. وضعیت آب و آذوقه: محاصره (تشنگی و گرسنگی) 24. موقعیت جغرافیایی: قتلگاه 25. زمان و ساعت شروع حمله: دو ساعت گذشته از روز(8 صبح) 26. رمز عملیات: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم 27. نوع آرایش جنگی: ساعتی – مثلثی – نعلی 28. تعداد بر هم زدن آرایش دشمن : در سه مرحله که مرحله چهارم به جنگ تن به تن انجامید 29. طول مدت عملیات: هشت ساعت 30. پایان عملیات: غروب آفتاب همان روز.

• مختصات جبهه جنگی یزید بن معاویه

1. نام جنگ وعملیات: بیعت ظالمانه 2. استراتژی عملیات: محو کامل اسلام ناب محمدی 3. ترکیب کیفیت نیرو: مردان مجهز و آماده 4. موقعیت جغرافیایی : استراتژیک ترین منطقه 5. وضعیت روحی و روانی : در خواب کامل سیاسی 6. تعداد سواره نظام: به علت کثرت آنان نامعلوم 7. تعداد پیاده نظام: به علت کثرت آنان نامعلوم 8. کل نیروی رزمی : 30 هزار نفر.

9. فرمانده کل لشکر : عمر سعد 10. پرچمدار لشکر : درید، غلام عمر سعد 11. فرمانده سواره نظام: عروه بن قیس احمصی 12. فرمانده پیاده نظام: شیث بن ربعی 13. فرمانده ستون سمت راست: عمروبن حجاج 14. فرمانده ستون سمت چپ: شمر بن ذی الجوشن.

15. وضعیت تدارکات : سریع، به موقع و فوق العاده 16. وضعیت تجهیزات: به میزان چند ماه 17. وضعیت آب: مسلط بر رود فرات 18. وضعیت آذوقه : به میزان چند ماه 19. نوع جنگ : تهاجمی 20. موازنه قوا: برتری کمّی ( 400 نفر مقابل یک نفر) 21. خط مشی سیاسی و فرهنگی : نفاق 22. رمز اول عملیات: لشکر خدا به پا خیزید 23. رمز دوم عملیات: پرتاب تیر توسط عمر سعد 24. تعداد آرایش: سه عدد 25. آرایش اول : مدور، پله چپ و راست ( پیاده سنگین) 26. آرایش دوم : ستون سمت چپ ، سواره سنگین 27. آرایش سوم: ستون سمت راست ، سواره سنگین 28. تن به تن: خطی، بسیجی ، عمومی ، سواره 29. رعایت قوانین جنگی : نقض کامل.

• بخشی از روز شمار قیام کربلا

1. ورود امام حسین(ع) به کربلا و فرود آمدن در آنجا: دوم محرم 61 هجری 2. ورود عمر سعد به کربلا، به همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه برای بیعت: سوم محرم و ورود شیث بن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا: پنجم محرم 61 هجری 3. رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت سپاه امام از آب: هفتم محرم 61 هجری.

4. ورود شمربا چهار هزارنفربه کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمرسعد، مبنی برجنگیدن با حسین(ع) و کشتن او: نهم محرم 61 هجری 5. درگیری یاران امام، با سپاه کوفه: دهم محرم 61 هجری 6. حرکت سپاه عمر سعد و اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه: یازدهم محرم 61 هجری 7. ورود اسرای اهل بیت از کربلا به دمشق: ماه صفر 61 هجری 8. بازگشت اهل بیت ازصفر شام به مدینه: بیستم صفر61 هجری.

• آمارهایی از آغاز و انجام نهضت خونین کربلا

1. قیام حضرت امام حسین (ع) از روز خودداری از بیعت با یزید تا روز عاشورا: 175 روز 2. آغاز و خاتمه قیام امام حسین(ع): مدینه به مکه 3. مدت قیام امام حسین(ع): یک هفته در مدینه، چهار ماه و 10 روز در مکه، 23 روز بین راه مکه تا کربلا "از دوم محرم تا دهم محرم" 4. تعداد منزلهایی که کاروان امام حسین (ع) از آنها عبور کرد: 18منزل.

5. فاصله میان منزلهایی که کاروان امام حسین(ع) از آنها عبور کرد با همدیگر: حدود سه فرسنگ و گاهی پنج فرسنگ 6. تعداد منزلهایی که اسرای اهل بیت امام حسین(ع) از کوفه تا شام ازآن عبور کردند: 14 منزل 7. تعداد نامه های دریافتی امام حسین(ع) از کوفه: 12 هزار نامه 8. تعداد بیعت کنندگان با فرستاده امام حسین(ع)" مسلم بن عقیل" به کوفه : 18 هزار نفر.

9. تعداد فرزندان ابیطالب که نام آنها درزیارت ناحیه به عنوان شهید کربلا آمده است: 17 نفر 10. تعداد کودکان بنی هاشم در بین شهدای کربلا: سه نفر 11. تعداد اعضای خاندان بنی هاشم که درواقعه کربلا شهید شدند: 33 نفر 12. تعداد فرزندان فرزندان امام حسین(ع) که در کربلا شهید شدند: سه نفر 13. تعداد فرزندان امام علی(ع) که در کربلا شهید شدند: 9 نفر.

14. تعداد فرزندان امام مجتبی (ع) که در کربلا شهید شدند: چهار نفر 15. تعداد فرزندان جعفر بن ابیطالب که در کربلا شهید شدند: 4 نفر 16. تعداد شهدا و افرادی که نامشان در زیارت "ناحیه مقدسه" آمده است: به غیر از سالار شهیدان و خاندان بنی هاشم، 82 نفر 17. مجموع شهدای کوفه، از یاران امام حسین(ع): 138نفر 18. تعداد غلامهای شهید کربلا: 12 نفر.

19. تعداد سرهای شهدای کربلا که توسط دشمنان ازبدن جدا شده و کوفه بردند: 78 سر 20. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قیس بن اشعف"رئیس قبیله بنی کنده" : 13 سر بریده 21. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط رئیس هوازن: 12 سر بریده 22. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قبیله بنی تمیم: 17 سر بریده 23. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قبیله مذحج : شش سربریده 24. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط افراد متفرقه از قبایل گوناگون: 13 سر بریده.

25. تعداد زخمهای نیزه بر بدن مطهر امام حسین(ع): 33 زخم 26. تعداد ضربه های شمشیر بر بدن مطهر امام حسین (ع): 34 ضربه 27. سن سیدالشهدا(ع) در هنگام شهادت: 57 سال 28. تعداد افرادی که بعدازشهادت سیدالشهدا(ع) بر بدن آن حضرت، اسب تاختند: 10 نفر 29. تعداد افرادی که حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا برای آنان مرثیه خواند: 10 نفر.

30. تعداد کودکان و نوجوانان شهید واقعه کربلا که به سن بلوغ نرسیده بودند: 5 نفر 31. تعداد افرادی که امام حسین(ع) در شهادت بر آنان درود و رحمت فرستاد: دو نفر 32. تعداد شهدایی که سیدالشهدا(ع) در واقعه کربلا بر بالین آنها با پای پیاده رفت: هفت نفر 33. تعداد افرادی که دشمنان سرهای بریده آنها را سمت امام حسین(ع) پرتاب کردند: سه نفر 34. تعداد پیکرهایی که در واقعه کربلا توسط دشمنان قطعه قطعه شدند: سه نفر 35. تعداد اصحاب رسول (ص) که در واقعه کربلا شهید شدند: پنج نفر.

36. تعداد غلامهایی که در واقعه کربلا، خارج از کربلا( در بصره) شهید شدند: یک نفر 37. تعداد یاران امام حسین(ع) که در کربلا به اسارت درآمدند: دو نفر 38. تعداد یاران امام حسین(ع) که بعد او به شهادت رسیدند: چهار نفر 39. تعداد افرادی که در کربلا با حضور پدرانشان به شهادت رسیدند: هفت نفر 40. تعداد زنانی که در کربلا به شهادت رسیدند: یک نفر" ام وهب، همسرعبدالله بن عمیر کلبی".

41. تعداد زنانی که در واقعه کربلا از خیمه خارج و به دشمن حمله ور شدند: پنج نفر 42. سن حضرت علی اکبر در زمان شهادت: 27 سال 43. تعداد شهیدانی که سرشان از تن جدا نشد: دو نفر 44. تعداد افرادی که بعد از شهادت امام حسین(ع) وسایل او را غارت کردند: 10 نفر 45. تعداد فرزندان ابیطالب که در کربلا شهید شده و نام آنها در زیارت ناحیه آمده است: 13 نفر.

46. تعداد خیمه های صحرای کربلا: 60 خیمه 47. فاصله خیمه های صحرای کربلا از هم : دو متر 48. تعداد شهدای کربلا که با خانواده در این واقعه حضور داشتند: سه نفر 49. تعداد مردان و پسرانی که در واقعه عاشورا به اسارت درآمدند: هشت نفر 50. تعداد افراد اسیر شده در واقعه کربلا که به سن بلوغ نرسیده بودند: شش نفر.

51. تاریخ هجری واقعه عاشورا: دهم محرم سال 61 هجری 52. تاریخ شمسی واقعه عاشورا: 21 مهر شمسی 53. لقب گروهی ازشیعیان کوفه که به خونخواهی شهدای کربلا قیام کردند: توابین 54. ازاصحاب خاص امیرالمؤمنین که در کربلا شهید شد: حبیب بن مظاهر 55. ازشهدای کربلا و مؤذن سیدالشهدا(ع): حجاج بن مسروق جعفی.

56. شهیدی که به بهانه آب دادن اسب خویش از اردوگاه عمر سعد جدا شده و امام حسین(ع) پیوست: حربن یزید ریاحی 57. کسی که کودک شیرخوار امام حسین(ع) را به شهادت رساند: حرمله 58. از مهمترین درسهای نهضت کربلا و الفبای نخست فرهنگ عاشورا: آزادگی 59. قاتل طفلان مسلم بن عقیل: حارث 60. قاتلی که به دستور ابن زیاد، مسلم ین عقیل را بالای دارالأماره بردو سر از بدن جدا کرد: بکیربن حمران احمری.

- شهدایی که سرهایشان در روز عاشورا توسط دشمن به سمت امام حسین(ع) پرتاب شد: عبدالله بن عمیر کلبی، عمروبن جناده، عابس بن ابی شبیب شاکری.

- شهدایی که پیکر آنها در واقعه کربلا توسط دشمن قطعه قطعه شد: حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر، عبدالرحمن بن عمیر.

- شهدایی که حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا برای آنان مرثیه خواند: حضرت علی اکبر، حضرت ابوالفضل العباس، حضرت قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شیر خوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حربن یزید ریاحی، زهیربن قین، جون.

- کودکان ونوجوانان شهیدی که به سن بلوغ نرسیده بودند: عبدالله بن الحسین(علی اضغر) کودک شیر خوار امام حسین(ع)، عبدالله بن الحسن(ع)، محمدبن ابی سعید بن عقیل، قاسم بن الحسن(ع)، عمروبن جناده انصاری.

- تعداد شهدایی که اصحاب حضرت رسول(ص) بودند: انس بن حرث کاهلی، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هانی بن عروه، عبدالله بن بقطر عمیری.

- غلامهایی که در رکاب سالار شهیدان، به درجه رفیع شهادت رسیدند: نصر و سعد. ازغلامان امام علی(ع)، منحج. غلام امام حسن مجتبی(ع)، اسلم و غارب. غلامان امام حسین(ع)، حرث. غلام همزه، جون. غلام ابوذر غفاری، رافع. غلام مسلم ازدی، سعد. غلام عمرصیداوی، سالم. غلام بنی المدینه، سالم. غلام عبدی، شوذب. غلام شاکر، شیب. غلام حرث جابری، واضح. غلام حرث سلمانی

- افرادی که بعد از شهادت امام حسین (ع) به شهادت رسیدند: سعد بن حرث، ابوالحتوف، سوید بن ابی مطاع که مجروح بود، محمد بن ابی سعید بن عقیل.

- شهدای کربلا که در حضور پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند: حضرت علی اکبر(ع)، عبدالله بن حسین(علی اصغر)، عمرو بن جناده، عبدالله بن یزید، عبیدالله بن یزید، مجمع بن عائذ، عبدالرحمن بن مسعود.

- زنانی که در واقعه کربلا به دلایلی از خیمه ها بیرون آمده و به دشمن حمله ور شدند: حضرت زینب کبری(س)، کنیز مسلم بن عوسجه، مادر عمرو بن جناده، ام وهب همسر عبدالله کلبی، مادر عبدالله کلبی.

- اولین نفر از خاندان بنی‌هاشم که در کربلا به شهادت رسید: حضرت علی اکبر (ع) فرزند سالار شهیدان کربلا.

- شهیدانی که در کربلا سر از پیکرشان جدا نشد: حضرت علی اصغر (ع) و حربن یزید ریاحی.

- شهدایی که با خانواده های خود در این حماسه ماندگار شرکت داشتند: جناده بن حرث، عبدالله بن عمیر کلبی، مسلم بن عوسجه.

- مردان و پسرانی که در واقعه عاشورا به اسارت درآمدند: امام زین العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع)، عمر بن حسین، حسن بن حسن، زید بن حسن، عمر‌‌بن ‌حسن، محمد بن عمر بن حسن، محمد بن حسین.

+ نوشته شده در ساعت 18 توسط محمدسلیمانی <شمس خوئی> | نظر بدهید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 
توصیه‌های حفاظتی وزارت اطلاعات به شهروندان
کد خبر: ۳۳۱۲۸۳
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۱
ما در دنیای پرآشوبی زندگی می‌کنیم. حفظ امنیت خویشتن و اجتناب از آسیب برای هر فردی قابل تصور است. گاهی حتی محتاط‌ترین و به لحاظ امنیتی آگاه‌ترین افراد، دچار آسیب‌های امنیتی می‌شوند.

وزارت اطلاعات کشورمان در سایت اطلاع‌رسانی خود در این زمینه می‌افزاید: گرچه امنیت تضمین شدنی نیست ولی به طور خارق‌العاده‌ای قابل افزایش است. همه دستگاه‌های امنیتی کشور از جمله کارکنان وزارت اطلاعات، برای حفظ امنیت ملی، به طور شبانه‌روزی در حال تلاش هستند. اما این میسر نخواهد شد مگر این که هر یک از شهروندان عزیز ایرانی، نسبت به امنیت خود و سایر همنوعان احساس مسوولیت و تلاش نمایند. برای این مقصود، هر شخص باید برای افزایش ایمنی خود، قواعد مربوط به امنیت فردی را بیاموزد. آشنایی هر یک از ما با برخی اقدامات خود حفاظتی، اولین گام برای دفاع و حفاظت شخصی در مقابل خطرات غیرقابل پیش‌بینی است.

توصیه‌های حفاظتی در محل سکونت و کار:
1- هرگز نسبت به آن‌چه که در اطراف شما رخ می‌دهد، بی‌اعتنا نباشید.

2- هرگز نسبت به حضور نیروهای خدماتی در محیط زندگی به‏ صورت ناخواسته بی‌تفاوت نباشید.

همواره نسبت به حضور بی‌موقع، طولانی مدت و خارج از برنامه افرادی با پوشش نیروی خدماتی شهرداری، کارگران سیار و ... در کوچه و خیابان خود حساس باشید. دشمن ممکن است از طریق ارسال نیروهای خدماتی و‏... نسبت به شناسایی و آسیب رساندن به شما یا نزدیکان‌تان اقدام نماید.

3- هرگز فرزندان خردسالتان را حتی لحظه‌ای در کوچه یا ورودی منزل برای بازی یا هر دلیل دیگر، تنها نگذارید.

کوچک‌ترین فرصت می‌تواند احتمال آسیب رساندن افراد شیاد و آدم‌ربا را به شما افزایش دهد.

4- هرگز افراد دوره گرد و ناشناس نظیر کارگر، فروشنده سیار و ... با منظورهای مختلف به منزل خود راه ندهید.

دشمن به ‏منظور جمع‌آوری اطلاعات با پوشش‏‌های مختلف کارگری، در اطراف محیط زندگی شما حضور پیدا کرده تا با این پوشش به داخل منزل شما ورود نماید.

5- هرگز نسبت به پارک طولانی مدت اتومبیل‏‌های متفرقه در اطراف محیط کار یا زندگی خود بی‌تفاوت نباشید.

اتومبیل‏‌هایی که به‏ صورت طولانی و نامعلومی در اطراف محل کار شما پارک شده باشند، می‏‌توانند متعلق به یک گروه متخلف، سارق یا حتی جنایتکار باشد.

6- هرگز کلیدهای محل کار، منزل، خودرو و سایر اماکن خود را در اختیار افرادی که اطمینان قطعی از او ندارید، قرار ندهید (حتی نزدیک‏ترین افراد).‌

قرار دادن کلید در اختیار دیگران حتی برای یک لحظه امکان قالب گیری و ساخت کلید یدکی را برای آن‏‌ها ‏فراهم می‏‏‌سازد.

7- هرگز جهت تعویض یا تعمیر قفل‏‌های محیط زندگی و کار خود، از افراد متفرقه استفاده ننمائید.

استفاده از افراد متفرقه جهت تعمیر قفل‏‌های یک محیط می‏‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد؛ زیرا این‏‌گونه ‏‏‏‏افراد مهارت خاصی در باز کردن قفل‏‌ها داشته و به‏ راحتی می‏‌توانند نمونه‏‌هایی از کلیدها برای خود تهیه نمایند. تعویض مغزی داخل قفل کار چندان پیچیده ای نیست، سعی نمایید خودتان آن را تعویض نموده و یا به افراد مطمئن بسپارید.

8- هرگز محیط کار و زندگی خود را بدون اطمینان از قفل بودن درب‏ها، رها نکنید.

9 -هرگز از وسایل ایمنی محیط زندگی و کار خود غافل نشوید.

همیشه نسبت به سیستم‏‌های ایمنی منزل و محیط کار خود مانند (سیستم‏‌های اطفای حریق، سنسورها، راه‏‌های اضطراری و .... ) ‌توجه داشته باشید تا خدای ناکرده دچار عواقب آن نگردید.

توصیه‌های حفاظتی در رابطه با همسایگان:
یکی از روش‌های ساده و بسیار خوب برای افزایش امنیت، برقراری روابط حسنه با همسایگان است. اغلب گفته می‌شود حصار خوب همسایگان خوب می‌سازد، ولی این شامل همه حقایق نیست؛ زیرا، همسایگان خوب حصارهای خوبی هستند. افرادی که شما را می‌شناسند احتمالاً وضعیت غیرعادی شما را نیز تشخیص می‌دهند و به کمک‌تان می‌آیند. به طور مثال اگر بدانند شما در مسافرت به سر می‌برید، با شنیدن صدای مشکوک از منزل‌تان کنجکاوی نموده، با شما و یا با پلیس تماس خواهند گرفت. همسایگان ما معمولاً خودروهایی که در جلوی خانۀ‌مان و یا در کوچه مقابل پارک می‌نمایند، یا حتی خودروهای برخی از میهمانان و بستگان ما را که به منزل ما تردد دارند، می‌شناسند. آن‌ها با شناختی که از وضعیت ما دارند، می‌توانند نگهبان خوب و مطمئنی برای اماکن ما باشند؛ بنابراین توصیه‌های زیر را مد نظر قرار دهید:

1- هرگز روابط خود با همسایگان را تخریب ننمایید. حتی اگر همسایه‌ای به شما آزار می‌رساند، هرگز با او تندی و درگیری فیزیکی ایجاد نکنید. برای حل هر مشکل راه‌های متختلفی وجود دارد. شما دقت کنید تا بهترین یا کم‌ضررترین راه را برای حل مشکل خود با همسایه انتخاب نمایید.

2- اگر به صداقت و امانتداری همسایه‌ای که قصد دارید او را از سفر خود مطلع نمایید، تردید دارید. هرگز مقصد نهایی و زمان دقیق برگشت خود را آشکار ننمایید. به گونه‌ای که هر روز تصور کند، به منزل برخواهید گشت. همسایه‌ها به سرعت به عدم حضور شما پی می‌برند، ولی با این وجود، چنانچه شما اطلاعاتی در اختیار آن‌ها قرار ندهید، از زمان برگشت شما چیزی نخواهند فهمید.

3- - هرگز در مواقعی که قصد سفر طولانی مدت دارید و روابط شما با همسایگان مطلوب نیست، هیچ یک از آن‌ها را از طولانی بودن سفر خود، مطلع ننمایید. حتی در مواقعی که فقط با برخی یا یکی از همسایه‌ها، روابط خوبی ندارید، ترجیحاً برای احتیاط در برابر کنجکاوی‏ او و جلوگیری از آسیب احتمالی، فقط اطلاعات ضروری را درباره علت عدم حضور خود، در اختیار همسایه ذی صلاح قرار دهید.

توصیه‌های حفاظتی در برخوردهای اجتماعی و حضور دیگران:

1- هرگز به افرادی که از پیشینه و اصل و نسبش اطلاع دقیقی ندارید، اعتماد نکنید.

2- هرگز به کسانی که بدون دلیل منطقی به شما ابراز علاقه می‌کنند، به ویژه غریبه‌ها اعتماد نکنید.

3- اگر با افراد ناشناس قرار ملاقات دارید هرگز با او در مکان‌های ناآشنا و خصوصی دیدار نکنید؛ زیرا افراد معمولاً در ملاء عام کم‌تر مورد حمله واقع می‌شوند.

4- هرگز دیگران را از اهداف کاری خود مطلع نکنید.

در صورتی که نیازی به اطلاع دیگران از اهداف کاری نباشد، هرگز اهداف و مراحل کار خود را برای دیگران بازگو نکنید. اطلاع دیگران از اسرار و اهداف کاری شما معمولاً باعث مشکلات لاینحلی خواهد شد که شما را به ‏شدت پشیمان خواهد کرد.

5- هرگز نسبت به کنجکاوی دیگران در امور کاری خود بی‌تفاوت نباشید.

کنجکاوی دیگران در امور کاری شما ممکن است موجب دردسرهایی گردد. برخی افراد سودجو پس از اخذ اطلاعات لازم، اقدام به غصب عنوان شغلی و جایگاه اداری شما نموده و با نام شما از اعتماد مردم سوءاستفاده نموده و تحت عنوان حل مشکل اداری آن‌ها، اقدام به کلاهبرداری نماید.

6- هرگز نسبت به اطلاع دیگران از مسائل کاری خود بی تفاوت نباشید.

در صورتی که متوجه شده‌اید دیگران از مسائل محرمانه کاری شما مطلع شده‏اند، ‏آن‏ را جدی بگیرید. زیرا ممکن است به نحوی به اطلاعات شما دسترسی یافته یا ‏‏‏‏اطلاعات شما به سرقت رفته باشد.

7-هرگز نسبت به رفتار غیرعادی دیگران (سردی یا گرمی) نسبت به خود، بی‌تفاوت نباشید.

برخوردهای سرد می‌تواند حاکی از کدورتی باشد که قادر به بیان آن نیست یا شرایط مناسبی برای آشکار کردن آن فراهم نشده است. این کدورت تدریجاً مبدل به دشمنی خواهد شد؛ لذا قبل از این‌که بذر کینه و نفرت رشد نماید، سعی کنید از بی‌ربط بودن رفتار غیرعادی دیگران نسبت به خود مطمئن شوید. گرمی و ابراز عطوفت غیرعادی نیز ممکن است ناشی از شکل گیری یک توطئه یا هدفی شوم باشد و ... .

8- هرگز در پی برقراری ارتباط با اتباع بیگانه و اعضای سفارتخانه‏‌ها نباشید.

هرگونه ارتباط با اتباع بیگانه بدون اطلاع مسوولین چه در داخل و چه در خارج از کشور، ممکن است شما را اسیر دست اجانب و سرویس‏‌های بیگانه نماید.

9- هرگز از وسایل ارتباطی اهدایی از سوی افراد استفاده نکنید.

یکی از بهترین روش‏‌های دسترسی به اطلاعات شخصی یا ورود به حریم خصوصی افراد، اهدای وسایل ارتباطی مانند: دستگاه تلفن، نمابر، مودم، پرینتر، دستگاه کپی، گوشی موبایل و ... می‏‏‌باشد.

10- هرگز قفل‏‌های رمزدار خود را ‏‏در حضور دیگران باز نکنید.

هر قدر سرعت عمل شما در باز کردن قفل‏‌های رمزدار بالا باشد، باز هم نمی‏‏‏‏‌توان اطمینان داد که ذهن افراد حاضر نمی‏‏‏‏‌تواند آن را به‏ خاطر بسپارد. افراد تیزهوش با یک‏بار نگاه کردن به نحوه باز کردن قفل‏‌های رمزدار، می‏‌توانند آن را به خاطر بسپارند.

11- هرگز در هنگام باز کردن قفل‏‌های رمزدار، رمز قفل‏‌ها را به زبان نیاورید.

بعضی افراد طبق عادت هنگام بازکردن قفل‏های رمزدار رمزها را به زبان می‏‏‌آورند. این کار می‏‌تواند مخاطرات جدی برای آن‏‌ها ‏در برداشته باشد؛ زیرا در صورتی که افرادی در محیط حضور داشته باشند، به‏ راحتی از اعداد رمز مطلع گردد.

12- هرگز در مکان‏‌های عمومی، باز، ساکت و پابت با بستگان، دوستان و همکاران به بحث و گفت‏وگو نپردازید.

با توجه به متصور بودن ‌دقت و توجه غریبه‌ها به سخنان شما، هرگونه بحث و گفت‏‌وگو در این مکان‏‌ها عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت؛ لذا در صورت نیاز و ضرورت بحث به گفت‏‌و‏گو در این اماکن، حتماً در حال حرکت و آهسته‌تر صحبت کنید.

13- هرگز نیازمندی‏‌های شخصی خود را نزد افراد غیرمطمئن بازگو نکنید.

بازگو کردن نیازهای شخصی نزد دیگران ارائه نقطه ضعفی از سوی شماست که غریبه‌ها می‏‌توانند از این نقطه ضعف سوءاستفاده کرده شما را مدیون خود نموده تا در مواقع نیاز از شما بهره کشی نمایند.

14- هرگز از اعداد مشخص مانند ( شماره تلفن،‌تاریخ تولد، شماره ماشین، سال تولد و ...) به‏ عنوان‏‏ رمز قفل‏‌های رمزدار خود استفاده ننمایید.

معمولاً افراد به‏ منظور سهولت در به‏ خاطر سپردن رمزها از شماره‏‌های شناخته شده استفاده می‏‏‌کنند. این امر کمک زیادی به افرادی می‏‏‌کند که می‏‌خواهند قفل‏‌های رمزدار را باز کنند. پیشنهاد می‏‏‌شود رمز قفل‏‌های خود را هر از گاهی تعویض نمایید تا امنیت قفل‏‌ها بیش‏تر‏‏‏ گردد‏.

15- هرگز رمز قفل‏‌های خود را در جایی یادداشت نکنید.

بعضی از افراد به خاطر عدم اطمینان به حافظه خود رمزهای خود را یادداشت کرده و در جایی نگهداری می‏‌کنند. این کار ضریب اطمینان و حفاظت شما را به‏ شدت کاهش می‏‌دهد؛ زیرا ممکن است این رمز بر حسب اتفاق در اختیار دیگران قرار گیرد.

16- هرگز به امید انجام معاملات پرسود، سرمایه‌گذاری در بورس‌های خارجی و شرکت‌های اقتصادی و ... ، پول خود را در اختیار حتی صمیمی‌ترین دوست خود قرار ندهید.

چه بسا ممکن است دوست صمیمی شما به اشتباه خود واقف نبوده و مغلوب نیرنگ افراد شیاد و گروه های گلدکوئیستی شده باشد.

17- هرگز از به ‏خاطر سپردن شماره تلفن‏‌های ضروری غفلت نکنید.

همواره سعی کنید شماره تلفن‏‌های ضروری خود را مانند (شماره تلفن روابط عمومی وزارت اطلاعات، فوریت‏‌های پلیسی، اورژانس، آتش نشانی و ....) را به‏ خاطر سپرده تا در مواقعی که دچار مشکل شده یا ‏‏‏‏مورد نیازتان شد، به آ‌ن‏‌ها ‏دسترسی داشته باشید.

18- هرگز آمادگی جسمانی خود را از دست ندهید.

کسب آمادگی جسمانی علاوه بر سلامتی و نشاط، شما را در خطرات احتمالی یاری رسانده و در بعضی مواقع جان شما را از بعضی تهدیدات حفظ می‏‌نماید.

19- هرگز از مسائل عقیدتی غافل نشوید.

هیچ‏گاه از ارتباط با خداوند غافل نشده و در کلیه امور از او یاری بجوئید. زیرا زندگی دنیوی بسیار پرپیچ و خم و مخاطره آمیز بوده و تنها او می‏‌تواند شما را ‏‏در این راه یاری نماید.

توصیه‌های حفاظتی درخصوص خودرو:
تروریست نمی‌تواند بدون دسترسی به خودروی شما، بمب یا مواد منفجره را در آن کار بگذارد. به همین دلیل اتخاذ اقدامات حفاظتی در مورد سرقت خودروی شما در جاهایی که احتمال دارد هدف حمله تروریستی قرار بگیرید، کاملاً ضروری است؛ لذا به توصیه‌های ذیل توجه کنید:

1- همواره حتی اگر قصد دارید فقط لحظاتی خودروی خود را ترک کنید (برای خرید یا ...) شیشه‌هایش را بالا کشیده و درب آن را قفل کنید. در صورت امکان، ماشین را به هنگام شب در خیابان رها نکنید.

2-چنان چه در محیطی ناامن و پرخطر قرار داشته یا سکونت دارید، درب باک را قفل کرده و درب لوله اگزوز را با سرپوشی ببندید. بدین ترتیب قراردادن مواد منفجره در خودروی شما مشکل‏تر میشود. نگذارید کسی در نبود شما به صندوق عقب ماشین دسترسی پیدا کند.

3- وقتی خودرو را در محوطه‌ای باز پارک می‌کنید، قبل از خروج از ماشین، مراقب افراد مشکوک حاضر در محل و چشم هایی که شما را می‌پایند، باشید. در صورت مشاهده افراد مشکوک با ماشین از محل دور شوید.

4-وقتی ماشین را در محوطه‌ای نامن پارک کرده و سپس به طرف ماشین برگشته‌اید، ابتدا دور ماشین قدم زده و قبل از سوار شدن، اطراف آن را به دقت بررسی کنید. در مناطق پر خطر، شاید بد نباشد در جستجوی هر ردپایی از سیم یا نوار غیرعادی، زیر ماشین را خوب بگردید.

5- هرگاه متوجه حمله علیه خود شده‌اید، باید بدون در اختیار داشتنِ زمان کافی برای سنجش تمامی پیامدهای احتمالی، تصمیمی لحظه‌ای بگیرید. لذا برای تسریع تصمیم‌گیری در این زمینه، می‌توانید از قبل در ذهن خود مشخص کنید که تحت شرایط مختلف و احتمالی، چه واکنشی خواهید داشت.

6- هرگز در هنگام حوادث رانندگی، ‌خود را با طرف مقابل درگیر نکنید.

چنان‌چه حادثه در مناطق ناامن یا غریب برای‌تان رخ داده است، از پذیرفتن هرگونه پیش‏نهاد توسط طرف مقابل امتناع کرده و سعی کنید موضوع را توسط کارشناسان راهنمایی و رانندگی حل کنید. زیرا ممکن است پیش‏نهادهایی از قبیل تعمیر اتومبیل توسط طرف مقابل، اخذ آدرس منزل و مدارک شناسایی، شماره تلفن و غیره از طرف مقابل درخواست گردد. شما باید هشیارانه به این موضوعات توجه داشته باشید.

4-هرگز در هنگام رانندگی نسبت به اتومبیل‏‌های پشت سر خود بی‌تفاوت نباشید.

هر فرد، ممکن است در معرض سوء قصد افراد ناباب واقع گردد؛ بنابراین، هوشیاری در هنگام رانندگی می‏‌تواند شما را از این موضوع مطلع کند. به‏ خصوص اگر در ساعات مشخصی به محیط کار خود رفته یا ‏‏‏‏آن جا را ترک می‏‏‌کنید.

توصیه های حفاظتی در نگهداری اسناد و مدارک شخصی:
1- هرگز نسبت به حمل وسایل و اسناد و مدارک شخصی خود از محیط زندگی و کار بی‌تفاوت نباشید.

برخی افراد در جیب، کیف و دیگر وسایل شخصی خود اسناد و مدارک یا ‏‏‏‏کاغذهای یادداشت و ... قرار داده و به همراه خود حمل می‏‌کنند. این کار موجب می‏‌گردد افراد دیگر به‏ طور تصادفی به این اسناد دسترسی پیدا کنند.

2- هرگز در محیط‏‌های متفرقه کیف اسناد و مدارک را از خود جدا نکنید.

بعضاً مشاهده می‏‌گردد، برخی افراد کیف و اسناد و مدارک خود را در محیط کار دیگران گذاشته و برای کارهای متفرقه، مانند رفتن برای رفع حاجت و غیره محیط را ترک می‏‌کنند. در بعضی مواقع فراموش می‏‌کنند که وسایل خود را از اطاق دیگران بردارند؛ لذا هرگز اسناد و مدارک خود را در هیچ شرایطی از خود جدا نکنید تا دچار عواقب بعدی آن نگردید.

3- هرگز در مواقع غیرضروری اسناد و مدارک را به همراه خود حمل نکنید.

بعضی افراد عادت به حمل اسناد و مدارک غیرضروری داشته و گاهی اوقات آن‏‌ها ‏را در داخل اتومبیل گذاشته و به خرید یا ‏‏‏‏کارهای متفرقه می‏‌روند. به همراه داشتن اسناد و مدارک همیشه مسوولیت افراد را نسبت به حامل آن‏‌ها ‏سنگین‏‌تر نموده و خطرات سرقت برای آن‏‌ها ‏متصور است؛ لذا پیش‏نهاد می‏‌گردد، هر روز کیف اسناد و مدارک خود را بازدید کرده و مدارک اضافی را از آن خارج نمائید.

توصیه های حفاظتی در استفاده از تلفن:
1- هرگز تلفن همراه خود را در اختیار دیگران قرار ندهید.

سیم کارت تلفن همراه به‏ راحتی قابل کپی‌برداری بوده و دیگری به‏ راحتی می‏‌تواند از سیم‌کارت و هم‏چنین اطلاعات ذخیره شده در آن (‌شماره‏‌های ذخیره شده، ‌پیغام‏‌ها، قرارها و ... ) کپی‌برداری نماید.

از آ‌ن‏‌جا که اطلاعات ذخیره شده در دستگاه تلفن همراه، بخشی در حافظه دستگاه قرار می‏‌گیرد، باید همواره هنگام تعویض و فروش یا ‏‏‏‏تعمیر گوشی تلفن همراه، اطلاعات ذخیره شده در حافظه گوشی را پاک نمایید.

2- هرگز از تلفن همراه افراد ناشناس برای برقراری ارتباط خود استفاده نکنید.

در بعضی مواقع ممکن است شما نیاز فوری به برقراری تماس تلفنی داشته ولی چون دستگاه تلفن خود را در اختیار نداشته یا امکان تماس با آن وجود ندارد، ممکن است از تلفن همراه دیگران استفاده کنید. از آن‌جا که شماره تماس در حافظه تلفن همراه او ثبت می‏‏‌گردد؛ لذا از تلفن‌های عمومی مخابرات استفاده کنید، یا از تلفن همراه افراد مطمئن، کسبه‌های ثابت و ... استفاده نموده و حتی‏‌المقدور پس از تماس، شماره را حذف نمایید.

3- هرگز به مکالمات تلفنی افراد ناشناس اعتماد نکنید.

یکی از سریع‏‌ترین و ارزان‏ترین روش‌های جمع‌آوری اطلاعات تخلیه تلفنی است که برخی افراد با تقلید صدا، غصب عنوان مراکز دولتی و موجه، پوشش‌های شغلی مختلف و ترفندهای بسیار جالبی اقدام به کسب اطلاعات از دیگران می‏‏‌نمایند. مواظب باشید، حتی برخی افراد حرفه‌ای نیز ممکن است فریب خورده و ناخواسته اطلاعات ارزشمندی را در اختیار تماس گیرنده قرار ‏دهد.

4- هرگز منوی «بلوتوث» تلفن همراه را در حالت فعال قرار ندهید.

یکی از امکانات انتقال اطلاعات به‏ صورت بی‌سیم استفاده سیستم «بلوتوث» می‏‌باشد. گوشی‏‌های جدید تلفن همراه دارای این قابلیت بوده و از این طریق اطلاعات خود را مبادله می‏‏‌کنند. در صورت فعال بودن این قابلیت در تلفن همراه، افراد ناشناس تا فاصله 50 متری از شما می‏‌توانند از اطلاعات دستگاه تلفن همراه شما بهره‌برداری کرده یا ‏‏‏‏با ارسال ویروس گوشی شما را دچار مشکل کنند.

5- هرگز از تلفن‏‌های بی‌سیم در ارتباطات تلفنی استفاده نکنید.

فرکانس تلفن‏‌های بی‌سیمی اغلب توسط رادیو موج FM–SW-AM و کانال‏‌های تلویزیونی قابل دریافت می‏‌باشند؛ بنابراین، دیگران به ویژه همسایه‏‌ها ‏به‏ راحتی می‏‌توانند، مکالمات تلفنی شما را شنود کنند. به همین خاطر، هیچ‌گاه سعی در استفاده بی‌سیمی نداشته باشید. در صورت لزوم، مطالب سری و مهم خود را از این طریق رد و بدل نکنید.

6- هرگز شماره تلفن دوستان، آشنایان و همکاران خود را بر روی کاغذ باطله، روزنامه، پشت جعبه دستمال کاغذی و موارد مشابه یادداشت ننمائید.

بارها مشاهده می‌شود که افراد هنگام مکالمات تلفنی شماره تلفن دیگران را بر روی روزنامه نوشته، نسبت به آن بی‌توجه می‏‌باشند. این در حالی است که در صورت خارج شدن روزنامه‏‌های باطله، این‏‌گونه ‏‏‏‏اطلاعات نیز خارج می‏‌گردد.

توصیه‌های حفاظتی در استفاده از رایانه‌ها:
1- هرگز از رایانه خود به ویژه در محل کار، بدون رمز عبور (پسورد‌) استفاده نکنید.

همیشه برای رایانه خود رمز عبور تعیین کرده و آن را طوری تنظیم نمائید که در صورت عدم استفاده از آن به مدت (حداکثر) ‌پنج دقیقه از شما اسم عبور درخواست نماید. این کار مانعی برای دسترسی دیگران به رایانه شما خواهد بود و تا حدودی امنیت سیستم شما را افزایش می‏‌دهد.

2- هرگز از رمز عبور ساده و مشخص استفاده نکنید.

سعی کنید رمز عبورهای سیستم خود را پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی انتخاب کنید. انتخاب رمز عبور با کارکترهای زیاد، با حروف و اعداد، حروف کوچک و بزرگ و یا انتخاب آن به زبان دیگر، می‏‌تواند امنیت سیستم شما را افزایش دهد.

3- هرگز اطلاعات محرمانه خود را در فایل‏‌های آشکار و سهل الوصول قرار ندهید.

فایل‏‌های محرمانه خود را می‏‌توانید به‏ صورت پنهان و در زیر مجموعه فایل‏‌های سیستمی یا ‏‏‏‏زیر مجموعه سایر برنامه‏‌های نصبی سیستم قرار دهید تا به‏ راحتی در اختیار افراد بیگانه قرار نگیرد. در غیر این صورت، احتمال دسترسی راحت به این‏‌گونه ‏‏‏‏فایل‏‌ها همواره متصور است.

4- هرگز از کامپیوتری که دارای اطلاعات محرمانه و با اطلاعات خصوصی است، برای متصل شدن به اینترنت استفاده نکنید.

همیشه در هنگام متصل شدن به اینترنت خطر سرقت اطلاعات، ‌تخریب اطلاعات به‏ صورت جدی وجود داشته و در صورت بی‌تفاوتی به این مطلب خطرات جبران‌ناپذیری سیستم و اطلاعات شما را تهدید می‏‏‌کند.

5- هرگز کامپیوتر خود را که حاوی اطلاعات محرمانه یا ‏‏‏‏خصوصی است، جهت تعمیر به افراد متفرقه و ناشناس ندهید.

حتماً نسبت به تعمیرکار کامپیوتر خود اطمینان حاصل نموده و سعی کنید شخصاً هنگام تعمیر حضور داشته باشید.

6- هرگز قطعات آسیب دیده سیستم کامپیوتر خود را (مانند: ‌هارد، فلاپی، ‌سی دی ‌و ... ) دور نیاندازید.

حتما این‏‌گونه ‏‏‏‏لوازم از کار افتاده را منهدم کرده و امکان بهره‌برداری مجدد را از آن‏‌ها ‏بگیرید. اغلب کامپیوترهای مستعمل و از رده خارج شده دارای اطلاعات ارزشمندی است که در هنگام تعویض یا فروش بر اثر سهل‌انگاری در سیستم‏‌ها باقی مانده است. هم‏چنین امکان بازیافت اطلاعات از حافظه‏‌های پاک شده سیستم وجود داشته و صرف پاک کردن یا ‏‏‏‏فرمت کردن سیستم نمی‏‌توان از پاک شدن صددرصد آن‏‌ها ‏اطمینان داشت؛ بنابراین بعضی از افراد تصور می‏‌کنند با پاک کردن هاردهای مستعمل تمام اطلاعات آن‏‌ها ‏از بین رفته و می‏‌توانند آن‏‌ها ‏را دور ریخته یا ‏‏به فروش برسانند.

7- هرگز به تماس‏‌های تلفنی از طریق اینترنت اعتماد نداشته باشید.

امروز اغلب تلفن‌‏های خارج از کشور توسط تماس‏‌های تلفنی اینترنتی صورت می‏‌گیرد که کارت‏‌های خدماتی آن‏‌ها ‏در همه جا قابل دسترس می‏‌باشد. از آن‏‌جا که شرکت‏‌های خدمات اینترنت (‌آی- اس- پی) ‌و کشورهای سرویس دهنده (بک بن) توانایی استراق سمع تمامی مکالمات تلفنی را دارند، استفاده از این ارتباطات نیز ناامن و غیرمطمئن می‏‌باشد.

8- هرگز از مشخصات اصلی خود در محیط اینترنت استفاده نکنید.

در هنگام حضور افراد در خارج از کشور یکی از راه‏‌های به‏ دست آوردن اطلاعات از آن‏‌ها‏، مراجعه به فضای اینترنت می‏‌باشد. در صورتی که مشخصات شما در یک سایت یا ایمیل یا .... مشاهده گردد. اطلاعات با ارزشی نسبت به شما می‏‌تواند به‏ دست آید.

9- هرگز از کامپیوتر مخصوص اینترنت برای کارهای متفرقه استفاده ننمائید.

در نظر داشته باشید که مودم، ‌پرینتر، اسکنر و بعضی از اجزای داخلی کامپیوتر «آی- پی» پذیر بوده و می‏‌تواند اطلاعات خود را به آدرس برنامه‌ریزی شده از طریق اینترنت ارسال کنند؛ بنابراین ممکن است نامه‌ای ‏‏که تایپ کرده و پرینت گرفته‏‌اید و حتی از کامپیوتر خود را که پاک کرده‏‌اید، بعد از آن‏‌که به اینترنت متصل می‏‏‌شوید، ‌به آدرس برنامه‌ریزی شده ارسال گشته بدون آن‏‌که شما از آن مطلع گردید.

10- هرگز نسبت به محافظت و نگهداری نسخه ذخیره اطلاعات (backup ) بی‌تفاوت نباشید.

معمولاً به‏ خاطر محافظت از اطلاعات و پیش‏گیری از تخریب آن‏‌ها ‏اقدام به تهیه نسخه‏‌های ذخیره می‏‏‌نمایند. حفاظت و نگهداری این نسخه‏‌ها ‏حتی از اطلاعاتی که در سیستم‏‌ها نگهداری می‏‏‌شوند با اهمیت‏‌تر می‏‏‌باشد؛ زیرا این اطلاعات به‏ صورت آماده و بدون دردسر می‏‏‌باشند. سهل‌انگاری در نگهداری از این نسخه‏‌های ذخیره بعضاً معضلات جبران‌ناپذیری در بر خواهد داشت.

12- هرگز در مواقع غیرضروری سیستم خود را به شبکه اینترنت متصل ننمائید.

اغلب در ارتباطات لیزلاین و شبکه‏‌ای‏‏، ارتباط اینترنتی به‏ صورت پیوسته و شبانه‌روزی است. اما با توجه به تهدیداتی که از این طریق برای سیستم شما متصور است، در مواقعی که نیازی به ارتباط با اینترنت ندارید، ‌آن را قطع نمائید تا از گزند هکرها و جاسوسان اینترنتی و عوامل بیگانه در امان باشید. هکرها توانائی فعال‏‌سازی میکروفن و دوربین (‌وب کم) ‌شما را بدون توافق با شما را دارند؛ لذا با توجه به متصل بودن بی‏‌مورد و طولانی‌مدت سیستم شما به اینترنت این‏‌گونه ‏‏‏‏خطرات همواره متصور است.

13-هرگز نسبت به تهیه نسخه ذخیره از اطلاعات درون رایانه خود مسامحه نکنید.

رایانه‏‌ها ‏ابزار قابل اطمینانی نیستند و همواره احتمال صدمه دیدن آن‏‌ها ‏متصور است؛ لذا همیشه سعی کنید از اطلاعات داخل سیستم خود یک نسخه ذخیره داشته باشید تا در صورت بروز هرگونه اختلالی اطلاعات شما در اختیارتان باشد.

14- هرگز به موارد شناخته نشده در اینترنت پاسخ ندهید.

ایمیل‏‌های ناشناخته یکی از موارد بوده که هرگز نباید آن‏‌ها ‏را گشود، زیرا در مواردی با گشودن ایمیل یا یک تصویر اینترنتی تروجانی از این طریق وارد سیستم شما گشته و مراحل کار جاسوسی و نفوذ به سیستم شما را آغاز می‏‏‌نماید یا ‏‏‏‏پنجره‏‌هایی که در خلال کار با اینترنت به‏ صورت ناخواسته ظاهر گشته یا ‏‏‏‏درخواست‏‌های اشتراک در سایت، شما را ترغیب به دادن نام کاربر و نام عبور می‏‏‌نماید که از این طریق اطلاعات مربوط به رمز عبور شما را در اختیار گرفته و از آن بهره‌برداری ‏‏کنند.

توصیه‌های حفاظتی در رابطه با مسافرت:
خطر در گوشه و کنار دنیا وجود دارد اما ماهیت و شدت آن در هر کشور یا منطقه متفاوت است. صرف نظر از جایی که می‌روید شما باید در رابطه با مسافرت خود اقدامات اساسی خاصی را انجام دهید. سطح این اقدام بستگی به مقصد دقیق شما دارد. مع الوصف، برای مسافرت به توصیه‌های ذیل توجه کنید:

1- هرگز بدون آشنایی کافی از مقصد و مسیری که برای سفر انتخاب می کنید، به مسافرت نروید. قبل از سفر درباره پاسخ سوالات زیر تحقیق کنید.

الف. آیا برای سفر به مقصد مورد نظر هشدار خاصی به لحاظ امنیتی، سیل، آتش‌سوزی، زلزله، برف و بوران و ... داده شده است یا خیر؟

امروزه، با گسترش امکانات ارتباطی، فنی و ماهواره‌ای، به راحتی می‌توان از وضعیت راه ها، آب و هوا، حوادث طبیعی خطرناک مثل وقوع سیل و طوفان و ... مطلع شد. حصول اطمینان از ایمنی راه‌ها و مسیری که باید طی کنیم. هم‌چنین به همراه داشتن تجهیزات مورد نیاز سفر، ما را در برابر آسیب‌های احتمالی محفوظ نگاه می‌دارد.

ب. امنیت جاده‌ای در چه ساعاتی از شب یا روز کاهش می‌یابد؟

ج. چه امکانات جاده‌ای برای حوادث احتمالی وجود دارد؟

د. کدام نقطه از مسیری که طی خواهید کرد، برای اطراق و استراحت بین راهی مناسب و امن‌تر است؟

کدام منطقه از مسیر سفر، آب آشامیدنی لوله‌کشی شده دارند و در کدامیک باید از بطری‌های آب استفاده کرد؟.

ه. چه رستوران هایی را برای صرف غذا باید انتخاب کرد؟

و. مصرف چه غذای بین راهی مناسب‌تر است؟

2- در صورت تمایل به صرف غذا در رستوران‌ها هرگز سالاد (به ویژه در رستوران‌های ناشناس)، میوه‌های پوست نکنده و آشامیدنی‌های همراه با یخ را میل نکنید.

3-هرگز پول‌ها و اشیاء ارزشمند خود را در یک کیف یا یک ظرف قرار ندهید.

سعی کنید قبل از سفر، وضعیت فرهنگی و اقتصادی ساکنین مناطقی که در مسیرتان قرار خواهند گرفت، اطلاعات لازم را بدست بیاورید. محتویات کیف شما شاید معادل ماه‌ها حقوق افرادی باشد که در مناطق فقیرنشین زندگی می‏‌کنند. معمولاً مسافران پول نقد و اموال ارزشمندتری نسبت به افراد بومی دارند؛ لذا ممکن است به راحتی هدف دستبرد یا حمله افراد ناشناس قرار بگیرید. به ویژه آن که بومی‌ها، مناطق امن و ناامن را می‌شناسند. عدم آشنایی با افراد و محیط یا محدوده‌ای که تردد می‏‌کنید، مطمئناً احتمال آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد.

4- هرگز از مردم رهگذر در خیابان آدرس نپرسید. سعی کنید افسر پلیس یا مسوولی را پیدا کنید.

با این کار یک فرد غریبه را از مقصد خود مطلع می‌کنید. نقشه‌ای تهیه نموده و از کسانی کمک بگیرید که احتمال بیش‏تری دارد به شما کمک کند. برای انتخاب بهترین و ایمن ترین مسیر، همیشه از افراد موجه مثل مأمورین راهنمایی و رانندگی و یا افرادی که شناسایی آن ها آسان است، مثل رانندگان تاکسی، مغازه دارها و ... سوال نمایید. در موارد خاص، وقتی فرد مطمئنی را برای اخذ راهنمایی نیافتید، سعی نمایید در پرسش خود مقصد نهایی خود را بیان نکنید بلکه در شهرهای بین راهی بر اساس نقشه‌ای که در اختیار دارید، آدرس نزدیک‌ترین شهر بعدی مسیر خود را بپرسید تا دیگران از مقصد نهایی شما مطلع نگردند.

5- در مسافرت، هرگز اسناد خود را درون هتل‏‌ها ‏جا نگذارید.

در مسافرت‌های به ویژه مسافرت‏‌های خارج از کشور سعی کنید هیچ‏‌گونه اسناد و مدارکی به همراه خود به داخل هتل‏‌ها نبرید و در صورت نیاز هرگز آن‏‌ها ‏را در داخل هتل ‏جا نگذارید؛ زیرا افراد غریبه می‌توانند در غیاب شما با پوشش نظافت به داخل اطاق‏‌های هتل رفته و به اسناد شما دسترسی پیدا کنند.

توصیه‌های حفاظتی درخصوص اقلام پستی:
1-هرگز اقلام پستی و نامه‌های مشکوک و غیرقابل انتظار را از کسی دریافت نکنید. حتماً اعضای خانواده و کارکنان خانه شما باید از پذیرش هرگونه بست‌های در منزل اجتناب کنند. (اگر دارای شغل دیگری نیز هستید) در محل کار خود نیز اطمینان یابید که کارکنان دفتری نحوه برخورد با نامه‌ها یا بسته‌های مشکوک را می‌دانند، به ویژه وقتی در خارج از کشور حضور دارید، با حساسیت بیش‏تری به این بسته‌ها توجه کنید.

2- بسته یا نامه مشکوک را هیچ‌گاه نباید لمس و جابه جا کرد. وجود چنین اقلامی را فوراً به مقامات امنیتی اطلاع داده و افراد را از آن دور کنید. هرگونه جابه‌جایی به ویژه برش نوار دور بسته، بست‏ها، یا هرگونه بسته‌بندی روی بسته مشکوک، چه بسا موجب انفجارِ ابزار گردد.

3- هرگز بسته یا نامه مشکوک را باز نکرده و یا در آب قرار ندهید زیرا شاید موجب انفجار آن گردد.

سایر توصیه‌های حفاظتی:
1-در صورت مشاهده افراد مشکوک، تروریست و خرابکار مراتب را به مراکز امنیتی به ویژه ستاد خبری وزارت اطلاعات به شماره 113، اطلاع دهید.

2- چنان‌چه دارای دوربین عکاسی یا گوشی تلفن همراه دوربین‌دار هستید، حتی المقدور از آن‌ها و متعلقات‌شان، از جمله خودرو و ... تصویربرداری نمایید.

3- در صورت امکان بدون این‌که ایجاد حساسیت کنید، آن ها را تعقیب و آدرس محل استقرار آن‌ها را کشف نمایید.

4- چنان چه شئی مشکوکی را به خودروی دیگران چسبانده یا در مکانی رها نموده‌اند، به آن نزدیک نشده، بلافاصله به افراد مسوول اطلاع دهید.

5- هرگز به افرادی که خود را مأمور وزارت اطلاعات معرفی نموده و در مراکز غیررسمی با شما قرار ملاقات می‌گذارند، اعتماد نکنید و بلافاصله به ستاد خبری وزات اطلاعات به شماره 113 اطلاع دهید.

6- هرگز در ارزیابی‌های خود به ظاهر افراد اکتفا نکنید، افراد شیاد هرگز چهره واقعی خود را به شما نشان نخواهند داد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 
توصیه‌های حفاظتی وزارت اطلاعات به شهروندان
کد خبر: ۳۳۱۲۸۳
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۱
ما در دنیای پرآشوبی زندگی می‌کنیم. حفظ امنیت خویشتن و اجتناب از آسیب برای هر فردی قابل تصور است. گاهی حتی محتاط‌ترین و به لحاظ امنیتی آگاه‌ترین افراد، دچار آسیب‌های امنیتی می‌شوند.

وزارت اطلاعات کشورمان در سایت اطلاع‌رسانی خود در این زمینه می‌افزاید: گرچه امنیت تضمین شدنی نیست ولی به طور خارق‌العاده‌ای قابل افزایش است. همه دستگاه‌های امنیتی کشور از جمله کارکنان وزارت اطلاعات، برای حفظ امنیت ملی، به طور شبانه‌روزی در حال تلاش هستند. اما این میسر نخواهد شد مگر این که هر یک از شهروندان عزیز ایرانی، نسبت به امنیت خود و سایر همنوعان احساس مسوولیت و تلاش نمایند. برای این مقصود، هر شخص باید برای افزایش ایمنی خود، قواعد مربوط به امنیت فردی را بیاموزد. آشنایی هر یک از ما با برخی اقدامات خود حفاظتی، اولین گام برای دفاع و حفاظت شخصی در مقابل خطرات غیرقابل پیش‌بینی است.

توصیه‌های حفاظتی در محل سکونت و کار:
1- هرگز نسبت به آن‌چه که در اطراف شما رخ می‌دهد، بی‌اعتنا نباشید.

2- هرگز نسبت به حضور نیروهای خدماتی در محیط زندگی به‏ صورت ناخواسته بی‌تفاوت نباشید.

همواره نسبت به حضور بی‌موقع، طولانی مدت و خارج از برنامه افرادی با پوشش نیروی خدماتی شهرداری، کارگران سیار و ... در کوچه و خیابان خود حساس باشید. دشمن ممکن است از طریق ارسال نیروهای خدماتی و‏... نسبت به شناسایی و آسیب رساندن به شما یا نزدیکان‌تان اقدام نماید.

3- هرگز فرزندان خردسالتان را حتی لحظه‌ای در کوچه یا ورودی منزل برای بازی یا هر دلیل دیگر، تنها نگذارید.

کوچک‌ترین فرصت می‌تواند احتمال آسیب رساندن افراد شیاد و آدم‌ربا را به شما افزایش دهد.

4- هرگز افراد دوره گرد و ناشناس نظیر کارگر، فروشنده سیار و ... با منظورهای مختلف به منزل خود راه ندهید.

دشمن به ‏منظور جمع‌آوری اطلاعات با پوشش‏‌های مختلف کارگری، در اطراف محیط زندگی شما حضور پیدا کرده تا با این پوشش به داخل منزل شما ورود نماید.

5- هرگز نسبت به پارک طولانی مدت اتومبیل‏‌های متفرقه در اطراف محیط کار یا زندگی خود بی‌تفاوت نباشید.

اتومبیل‏‌هایی که به‏ صورت طولانی و نامعلومی در اطراف محل کار شما پارک شده باشند، می‏‌توانند متعلق به یک گروه متخلف، سارق یا حتی جنایتکار باشد.

6- هرگز کلیدهای محل کار، منزل، خودرو و سایر اماکن خود را در اختیار افرادی که اطمینان قطعی از او ندارید، قرار ندهید (حتی نزدیک‏ترین افراد).‌

قرار دادن کلید در اختیار دیگران حتی برای یک لحظه امکان قالب گیری و ساخت کلید یدکی را برای آن‏‌ها ‏فراهم می‏‏‌سازد.

7- هرگز جهت تعویض یا تعمیر قفل‏‌های محیط زندگی و کار خود، از افراد متفرقه استفاده ننمائید.

استفاده از افراد متفرقه جهت تعمیر قفل‏‌های یک محیط می‏‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد؛ زیرا این‏‌گونه ‏‏‏‏افراد مهارت خاصی در باز کردن قفل‏‌ها داشته و به‏ راحتی می‏‌توانند نمونه‏‌هایی از کلیدها برای خود تهیه نمایند. تعویض مغزی داخل قفل کار چندان پیچیده ای نیست، سعی نمایید خودتان آن را تعویض نموده و یا به افراد مطمئن بسپارید.

8- هرگز محیط کار و زندگی خود را بدون اطمینان از قفل بودن درب‏ها، رها نکنید.

9 -هرگز از وسایل ایمنی محیط زندگی و کار خود غافل نشوید.

همیشه نسبت به سیستم‏‌های ایمنی منزل و محیط کار خود مانند (سیستم‏‌های اطفای حریق، سنسورها، راه‏‌های اضطراری و .... ) ‌توجه داشته باشید تا خدای ناکرده دچار عواقب آن نگردید.

توصیه‌های حفاظتی در رابطه با همسایگان:
یکی از روش‌های ساده و بسیار خوب برای افزایش امنیت، برقراری روابط حسنه با همسایگان است. اغلب گفته می‌شود حصار خوب همسایگان خوب می‌سازد، ولی این شامل همه حقایق نیست؛ زیرا، همسایگان خوب حصارهای خوبی هستند. افرادی که شما را می‌شناسند احتمالاً وضعیت غیرعادی شما را نیز تشخیص می‌دهند و به کمک‌تان می‌آیند. به طور مثال اگر بدانند شما در مسافرت به سر می‌برید، با شنیدن صدای مشکوک از منزل‌تان کنجکاوی نموده، با شما و یا با پلیس تماس خواهند گرفت. همسایگان ما معمولاً خودروهایی که در جلوی خانۀ‌مان و یا در کوچه مقابل پارک می‌نمایند، یا حتی خودروهای برخی از میهمانان و بستگان ما را که به منزل ما تردد دارند، می‌شناسند. آن‌ها با شناختی که از وضعیت ما دارند، می‌توانند نگهبان خوب و مطمئنی برای اماکن ما باشند؛ بنابراین توصیه‌های زیر را مد نظر قرار دهید:

1- هرگز روابط خود با همسایگان را تخریب ننمایید. حتی اگر همسایه‌ای به شما آزار می‌رساند، هرگز با او تندی و درگیری فیزیکی ایجاد نکنید. برای حل هر مشکل راه‌های متختلفی وجود دارد. شما دقت کنید تا بهترین یا کم‌ضررترین راه را برای حل مشکل خود با همسایه انتخاب نمایید.

2- اگر به صداقت و امانتداری همسایه‌ای که قصد دارید او را از سفر خود مطلع نمایید، تردید دارید. هرگز مقصد نهایی و زمان دقیق برگشت خود را آشکار ننمایید. به گونه‌ای که هر روز تصور کند، به منزل برخواهید گشت. همسایه‌ها به سرعت به عدم حضور شما پی می‌برند، ولی با این وجود، چنانچه شما اطلاعاتی در اختیار آن‌ها قرار ندهید، از زمان برگشت شما چیزی نخواهند فهمید.

3- - هرگز در مواقعی که قصد سفر طولانی مدت دارید و روابط شما با همسایگان مطلوب نیست، هیچ یک از آن‌ها را از طولانی بودن سفر خود، مطلع ننمایید. حتی در مواقعی که فقط با برخی یا یکی از همسایه‌ها، روابط خوبی ندارید، ترجیحاً برای احتیاط در برابر کنجکاوی‏ او و جلوگیری از آسیب احتمالی، فقط اطلاعات ضروری را درباره علت عدم حضور خود، در اختیار همسایه ذی صلاح قرار دهید.

توصیه‌های حفاظتی در برخوردهای اجتماعی و حضور دیگران:

1- هرگز به افرادی که از پیشینه و اصل و نسبش اطلاع دقیقی ندارید، اعتماد نکنید.

2- هرگز به کسانی که بدون دلیل منطقی به شما ابراز علاقه می‌کنند، به ویژه غریبه‌ها اعتماد نکنید.

3- اگر با افراد ناشناس قرار ملاقات دارید هرگز با او در مکان‌های ناآشنا و خصوصی دیدار نکنید؛ زیرا افراد معمولاً در ملاء عام کم‌تر مورد حمله واقع می‌شوند.

4- هرگز دیگران را از اهداف کاری خود مطلع نکنید.

در صورتی که نیازی به اطلاع دیگران از اهداف کاری نباشد، هرگز اهداف و مراحل کار خود را برای دیگران بازگو نکنید. اطلاع دیگران از اسرار و اهداف کاری شما معمولاً باعث مشکلات لاینحلی خواهد شد که شما را به ‏شدت پشیمان خواهد کرد.

5- هرگز نسبت به کنجکاوی دیگران در امور کاری خود بی‌تفاوت نباشید.

کنجکاوی دیگران در امور کاری شما ممکن است موجب دردسرهایی گردد. برخی افراد سودجو پس از اخذ اطلاعات لازم، اقدام به غصب عنوان شغلی و جایگاه اداری شما نموده و با نام شما از اعتماد مردم سوءاستفاده نموده و تحت عنوان حل مشکل اداری آن‌ها، اقدام به کلاهبرداری نماید.

6- هرگز نسبت به اطلاع دیگران از مسائل کاری خود بی تفاوت نباشید.

در صورتی که متوجه شده‌اید دیگران از مسائل محرمانه کاری شما مطلع شده‏اند، ‏آن‏ را جدی بگیرید. زیرا ممکن است به نحوی به اطلاعات شما دسترسی یافته یا ‏‏‏‏اطلاعات شما به سرقت رفته باشد.

7-هرگز نسبت به رفتار غیرعادی دیگران (سردی یا گرمی) نسبت به خود، بی‌تفاوت نباشید.

برخوردهای سرد می‌تواند حاکی از کدورتی باشد که قادر به بیان آن نیست یا شرایط مناسبی برای آشکار کردن آن فراهم نشده است. این کدورت تدریجاً مبدل به دشمنی خواهد شد؛ لذا قبل از این‌که بذر کینه و نفرت رشد نماید، سعی کنید از بی‌ربط بودن رفتار غیرعادی دیگران نسبت به خود مطمئن شوید. گرمی و ابراز عطوفت غیرعادی نیز ممکن است ناشی از شکل گیری یک توطئه یا هدفی شوم باشد و ... .

8- هرگز در پی برقراری ارتباط با اتباع بیگانه و اعضای سفارتخانه‏‌ها نباشید.

هرگونه ارتباط با اتباع بیگانه بدون اطلاع مسوولین چه در داخل و چه در خارج از کشور، ممکن است شما را اسیر دست اجانب و سرویس‏‌های بیگانه نماید.

9- هرگز از وسایل ارتباطی اهدایی از سوی افراد استفاده نکنید.

یکی از بهترین روش‏‌های دسترسی به اطلاعات شخصی یا ورود به حریم خصوصی افراد، اهدای وسایل ارتباطی مانند: دستگاه تلفن، نمابر، مودم، پرینتر، دستگاه کپی، گوشی موبایل و ... می‏‏‌باشد.

10- هرگز قفل‏‌های رمزدار خود را ‏‏در حضور دیگران باز نکنید.

هر قدر سرعت عمل شما در باز کردن قفل‏‌های رمزدار بالا باشد، باز هم نمی‏‏‏‏‌توان اطمینان داد که ذهن افراد حاضر نمی‏‏‏‏‌تواند آن را به‏ خاطر بسپارد. افراد تیزهوش با یک‏بار نگاه کردن به نحوه باز کردن قفل‏‌های رمزدار، می‏‌توانند آن را به خاطر بسپارند.

11- هرگز در هنگام باز کردن قفل‏‌های رمزدار، رمز قفل‏‌ها را به زبان نیاورید.

بعضی افراد طبق عادت هنگام بازکردن قفل‏های رمزدار رمزها را به زبان می‏‏‌آورند. این کار می‏‌تواند مخاطرات جدی برای آن‏‌ها ‏در برداشته باشد؛ زیرا در صورتی که افرادی در محیط حضور داشته باشند، به‏ راحتی از اعداد رمز مطلع گردد.

12- هرگز در مکان‏‌های عمومی، باز، ساکت و پابت با بستگان، دوستان و همکاران به بحث و گفت‏وگو نپردازید.

با توجه به متصور بودن ‌دقت و توجه غریبه‌ها به سخنان شما، هرگونه بحث و گفت‏‌وگو در این مکان‏‌ها عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت؛ لذا در صورت نیاز و ضرورت بحث به گفت‏‌و‏گو در این اماکن، حتماً در حال حرکت و آهسته‌تر صحبت کنید.

13- هرگز نیازمندی‏‌های شخصی خود را نزد افراد غیرمطمئن بازگو نکنید.

بازگو کردن نیازهای شخصی نزد دیگران ارائه نقطه ضعفی از سوی شماست که غریبه‌ها می‏‌توانند از این نقطه ضعف سوءاستفاده کرده شما را مدیون خود نموده تا در مواقع نیاز از شما بهره کشی نمایند.

14- هرگز از اعداد مشخص مانند ( شماره تلفن،‌تاریخ تولد، شماره ماشین، سال تولد و ...) به‏ عنوان‏‏ رمز قفل‏‌های رمزدار خود استفاده ننمایید.

معمولاً افراد به‏ منظور سهولت در به‏ خاطر سپردن رمزها از شماره‏‌های شناخته شده استفاده می‏‏‌کنند. این امر کمک زیادی به افرادی می‏‏‌کند که می‏‌خواهند قفل‏‌های رمزدار را باز کنند. پیشنهاد می‏‏‌شود رمز قفل‏‌های خود را هر از گاهی تعویض نمایید تا امنیت قفل‏‌ها بیش‏تر‏‏‏ گردد‏.

15- هرگز رمز قفل‏‌های خود را در جایی یادداشت نکنید.

بعضی از افراد به خاطر عدم اطمینان به حافظه خود رمزهای خود را یادداشت کرده و در جایی نگهداری می‏‌کنند. این کار ضریب اطمینان و حفاظت شما را به‏ شدت کاهش می‏‌دهد؛ زیرا ممکن است این رمز بر حسب اتفاق در اختیار دیگران قرار گیرد.

16- هرگز به امید انجام معاملات پرسود، سرمایه‌گذاری در بورس‌های خارجی و شرکت‌های اقتصادی و ... ، پول خود را در اختیار حتی صمیمی‌ترین دوست خود قرار ندهید.

چه بسا ممکن است دوست صمیمی شما به اشتباه خود واقف نبوده و مغلوب نیرنگ افراد شیاد و گروه های گلدکوئیستی شده باشد.

17- هرگز از به ‏خاطر سپردن شماره تلفن‏‌های ضروری غفلت نکنید.

همواره سعی کنید شماره تلفن‏‌های ضروری خود را مانند (شماره تلفن روابط عمومی وزارت اطلاعات، فوریت‏‌های پلیسی، اورژانس، آتش نشانی و ....) را به‏ خاطر سپرده تا در مواقعی که دچار مشکل شده یا ‏‏‏‏مورد نیازتان شد، به آ‌ن‏‌ها ‏دسترسی داشته باشید.

18- هرگز آمادگی جسمانی خود را از دست ندهید.

کسب آمادگی جسمانی علاوه بر سلامتی و نشاط، شما را در خطرات احتمالی یاری رسانده و در بعضی مواقع جان شما را از بعضی تهدیدات حفظ می‏‌نماید.

19- هرگز از مسائل عقیدتی غافل نشوید.

هیچ‏گاه از ارتباط با خداوند غافل نشده و در کلیه امور از او یاری بجوئید. زیرا زندگی دنیوی بسیار پرپیچ و خم و مخاطره آمیز بوده و تنها او می‏‌تواند شما را ‏‏در این راه یاری نماید.

توصیه‌های حفاظتی درخصوص خودرو:
تروریست نمی‌تواند بدون دسترسی به خودروی شما، بمب یا مواد منفجره را در آن کار بگذارد. به همین دلیل اتخاذ اقدامات حفاظتی در مورد سرقت خودروی شما در جاهایی که احتمال دارد هدف حمله تروریستی قرار بگیرید، کاملاً ضروری است؛ لذا به توصیه‌های ذیل توجه کنید:

1- همواره حتی اگر قصد دارید فقط لحظاتی خودروی خود را ترک کنید (برای خرید یا ...) شیشه‌هایش را بالا کشیده و درب آن را قفل کنید. در صورت امکان، ماشین را به هنگام شب در خیابان رها نکنید.

2-چنان چه در محیطی ناامن و پرخطر قرار داشته یا سکونت دارید، درب باک را قفل کرده و درب لوله اگزوز را با سرپوشی ببندید. بدین ترتیب قراردادن مواد منفجره در خودروی شما مشکل‏تر میشود. نگذارید کسی در نبود شما به صندوق عقب ماشین دسترسی پیدا کند.

3- وقتی خودرو را در محوطه‌ای باز پارک می‌کنید، قبل از خروج از ماشین، مراقب افراد مشکوک حاضر در محل و چشم هایی که شما را می‌پایند، باشید. در صورت مشاهده افراد مشکوک با ماشین از محل دور شوید.

4-وقتی ماشین را در محوطه‌ای نامن پارک کرده و سپس به طرف ماشین برگشته‌اید، ابتدا دور ماشین قدم زده و قبل از سوار شدن، اطراف آن را به دقت بررسی کنید. در مناطق پر خطر، شاید بد نباشد در جستجوی هر ردپایی از سیم یا نوار غیرعادی، زیر ماشین را خوب بگردید.

5- هرگاه متوجه حمله علیه خود شده‌اید، باید بدون در اختیار داشتنِ زمان کافی برای سنجش تمامی پیامدهای احتمالی، تصمیمی لحظه‌ای بگیرید. لذا برای تسریع تصمیم‌گیری در این زمینه، می‌توانید از قبل در ذهن خود مشخص کنید که تحت شرایط مختلف و احتمالی، چه واکنشی خواهید داشت.

6- هرگز در هنگام حوادث رانندگی، ‌خود را با طرف مقابل درگیر نکنید.

چنان‌چه حادثه در مناطق ناامن یا غریب برای‌تان رخ داده است، از پذیرفتن هرگونه پیش‏نهاد توسط طرف مقابل امتناع کرده و سعی کنید موضوع را توسط کارشناسان راهنمایی و رانندگی حل کنید. زیرا ممکن است پیش‏نهادهایی از قبیل تعمیر اتومبیل توسط طرف مقابل، اخذ آدرس منزل و مدارک شناسایی، شماره تلفن و غیره از طرف مقابل درخواست گردد. شما باید هشیارانه به این موضوعات توجه داشته باشید.

4-هرگز در هنگام رانندگی نسبت به اتومبیل‏‌های پشت سر خود بی‌تفاوت نباشید.

هر فرد، ممکن است در معرض سوء قصد افراد ناباب واقع گردد؛ بنابراین، هوشیاری در هنگام رانندگی می‏‌تواند شما را از این موضوع مطلع کند. به‏ خصوص اگر در ساعات مشخصی به محیط کار خود رفته یا ‏‏‏‏آن جا را ترک می‏‏‌کنید.

توصیه های حفاظتی در نگهداری اسناد و مدارک شخصی:
1- هرگز نسبت به حمل وسایل و اسناد و مدارک شخصی خود از محیط زندگی و کار بی‌تفاوت نباشید.

برخی افراد در جیب، کیف و دیگر وسایل شخصی خود اسناد و مدارک یا ‏‏‏‏کاغذهای یادداشت و ... قرار داده و به همراه خود حمل می‏‌کنند. این کار موجب می‏‌گردد افراد دیگر به‏ طور تصادفی به این اسناد دسترسی پیدا کنند.

2- هرگز در محیط‏‌های متفرقه کیف اسناد و مدارک را از خود جدا نکنید.

بعضاً مشاهده می‏‌گردد، برخی افراد کیف و اسناد و مدارک خود را در محیط کار دیگران گذاشته و برای کارهای متفرقه، مانند رفتن برای رفع حاجت و غیره محیط را ترک می‏‌کنند. در بعضی مواقع فراموش می‏‌کنند که وسایل خود را از اطاق دیگران بردارند؛ لذا هرگز اسناد و مدارک خود را در هیچ شرایطی از خود جدا نکنید تا دچار عواقب بعدی آن نگردید.

3- هرگز در مواقع غیرضروری اسناد و مدارک را به همراه خود حمل نکنید.

بعضی افراد عادت به حمل اسناد و مدارک غیرضروری داشته و گاهی اوقات آن‏‌ها ‏را در داخل اتومبیل گذاشته و به خرید یا ‏‏‏‏کارهای متفرقه می‏‌روند. به همراه داشتن اسناد و مدارک همیشه مسوولیت افراد را نسبت به حامل آن‏‌ها ‏سنگین‏‌تر نموده و خطرات سرقت برای آن‏‌ها ‏متصور است؛ لذا پیش‏نهاد می‏‌گردد، هر روز کیف اسناد و مدارک خود را بازدید کرده و مدارک اضافی را از آن خارج نمائید.

توصیه های حفاظتی در استفاده از تلفن:
1- هرگز تلفن همراه خود را در اختیار دیگران قرار ندهید.

سیم کارت تلفن همراه به‏ راحتی قابل کپی‌برداری بوده و دیگری به‏ راحتی می‏‌تواند از سیم‌کارت و هم‏چنین اطلاعات ذخیره شده در آن (‌شماره‏‌های ذخیره شده، ‌پیغام‏‌ها، قرارها و ... ) کپی‌برداری نماید.

از آ‌ن‏‌جا که اطلاعات ذخیره شده در دستگاه تلفن همراه، بخشی در حافظه دستگاه قرار می‏‌گیرد، باید همواره هنگام تعویض و فروش یا ‏‏‏‏تعمیر گوشی تلفن همراه، اطلاعات ذخیره شده در حافظه گوشی را پاک نمایید.

2- هرگز از تلفن همراه افراد ناشناس برای برقراری ارتباط خود استفاده نکنید.

در بعضی مواقع ممکن است شما نیاز فوری به برقراری تماس تلفنی داشته ولی چون دستگاه تلفن خود را در اختیار نداشته یا امکان تماس با آن وجود ندارد، ممکن است از تلفن همراه دیگران استفاده کنید. از آن‌جا که شماره تماس در حافظه تلفن همراه او ثبت می‏‏‌گردد؛ لذا از تلفن‌های عمومی مخابرات استفاده کنید، یا از تلفن همراه افراد مطمئن، کسبه‌های ثابت و ... استفاده نموده و حتی‏‌المقدور پس از تماس، شماره را حذف نمایید.

3- هرگز به مکالمات تلفنی افراد ناشناس اعتماد نکنید.

یکی از سریع‏‌ترین و ارزان‏ترین روش‌های جمع‌آوری اطلاعات تخلیه تلفنی است که برخی افراد با تقلید صدا، غصب عنوان مراکز دولتی و موجه، پوشش‌های شغلی مختلف و ترفندهای بسیار جالبی اقدام به کسب اطلاعات از دیگران می‏‏‌نمایند. مواظب باشید، حتی برخی افراد حرفه‌ای نیز ممکن است فریب خورده و ناخواسته اطلاعات ارزشمندی را در اختیار تماس گیرنده قرار ‏دهد.

4- هرگز منوی «بلوتوث» تلفن همراه را در حالت فعال قرار ندهید.

یکی از امکانات انتقال اطلاعات به‏ صورت بی‌سیم استفاده سیستم «بلوتوث» می‏‌باشد. گوشی‏‌های جدید تلفن همراه دارای این قابلیت بوده و از این طریق اطلاعات خود را مبادله می‏‏‌کنند. در صورت فعال بودن این قابلیت در تلفن همراه، افراد ناشناس تا فاصله 50 متری از شما می‏‌توانند از اطلاعات دستگاه تلفن همراه شما بهره‌برداری کرده یا ‏‏‏‏با ارسال ویروس گوشی شما را دچار مشکل کنند.

5- هرگز از تلفن‏‌های بی‌سیم در ارتباطات تلفنی استفاده نکنید.

فرکانس تلفن‏‌های بی‌سیمی اغلب توسط رادیو موج FM–SW-AM و کانال‏‌های تلویزیونی قابل دریافت می‏‌باشند؛ بنابراین، دیگران به ویژه همسایه‏‌ها ‏به‏ راحتی می‏‌توانند، مکالمات تلفنی شما را شنود کنند. به همین خاطر، هیچ‌گاه سعی در استفاده بی‌سیمی نداشته باشید. در صورت لزوم، مطالب سری و مهم خود را از این طریق رد و بدل نکنید.

6- هرگز شماره تلفن دوستان، آشنایان و همکاران خود را بر روی کاغذ باطله، روزنامه، پشت جعبه دستمال کاغذی و موارد مشابه یادداشت ننمائید.

بارها مشاهده می‌شود که افراد هنگام مکالمات تلفنی شماره تلفن دیگران را بر روی روزنامه نوشته، نسبت به آن بی‌توجه می‏‌باشند. این در حالی است که در صورت خارج شدن روزنامه‏‌های باطله، این‏‌گونه ‏‏‏‏اطلاعات نیز خارج می‏‌گردد.

توصیه‌های حفاظتی در استفاده از رایانه‌ها:
1- هرگز از رایانه خود به ویژه در محل کار، بدون رمز عبور (پسورد‌) استفاده نکنید.

همیشه برای رایانه خود رمز عبور تعیین کرده و آن را طوری تنظیم نمائید که در صورت عدم استفاده از آن به مدت (حداکثر) ‌پنج دقیقه از شما اسم عبور درخواست نماید. این کار مانعی برای دسترسی دیگران به رایانه شما خواهد بود و تا حدودی امنیت سیستم شما را افزایش می‏‌دهد.

2- هرگز از رمز عبور ساده و مشخص استفاده نکنید.

سعی کنید رمز عبورهای سیستم خود را پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی انتخاب کنید. انتخاب رمز عبور با کارکترهای زیاد، با حروف و اعداد، حروف کوچک و بزرگ و یا انتخاب آن به زبان دیگر، می‏‌تواند امنیت سیستم شما را افزایش دهد.

3- هرگز اطلاعات محرمانه خود را در فایل‏‌های آشکار و سهل الوصول قرار ندهید.

فایل‏‌های محرمانه خود را می‏‌توانید به‏ صورت پنهان و در زیر مجموعه فایل‏‌های سیستمی یا ‏‏‏‏زیر مجموعه سایر برنامه‏‌های نصبی سیستم قرار دهید تا به‏ راحتی در اختیار افراد بیگانه قرار نگیرد. در غیر این صورت، احتمال دسترسی راحت به این‏‌گونه ‏‏‏‏فایل‏‌ها همواره متصور است.

4- هرگز از کامپیوتری که دارای اطلاعات محرمانه و با اطلاعات خصوصی است، برای متصل شدن به اینترنت استفاده نکنید.

همیشه در هنگام متصل شدن به اینترنت خطر سرقت اطلاعات، ‌تخریب اطلاعات به‏ صورت جدی وجود داشته و در صورت بی‌تفاوتی به این مطلب خطرات جبران‌ناپذیری سیستم و اطلاعات شما را تهدید می‏‏‌کند.

5- هرگز کامپیوتر خود را که حاوی اطلاعات محرمانه یا ‏‏‏‏خصوصی است، جهت تعمیر به افراد متفرقه و ناشناس ندهید.

حتماً نسبت به تعمیرکار کامپیوتر خود اطمینان حاصل نموده و سعی کنید شخصاً هنگام تعمیر حضور داشته باشید.

6- هرگز قطعات آسیب دیده سیستم کامپیوتر خود را (مانند: ‌هارد، فلاپی، ‌سی دی ‌و ... ) دور نیاندازید.

حتما این‏‌گونه ‏‏‏‏لوازم از کار افتاده را منهدم کرده و امکان بهره‌برداری مجدد را از آن‏‌ها ‏بگیرید. اغلب کامپیوترهای مستعمل و از رده خارج شده دارای اطلاعات ارزشمندی است که در هنگام تعویض یا فروش بر اثر سهل‌انگاری در سیستم‏‌ها باقی مانده است. هم‏چنین امکان بازیافت اطلاعات از حافظه‏‌های پاک شده سیستم وجود داشته و صرف پاک کردن یا ‏‏‏‏فرمت کردن سیستم نمی‏‌توان از پاک شدن صددرصد آن‏‌ها ‏اطمینان داشت؛ بنابراین بعضی از افراد تصور می‏‌کنند با پاک کردن هاردهای مستعمل تمام اطلاعات آن‏‌ها ‏از بین رفته و می‏‌توانند آن‏‌ها ‏را دور ریخته یا ‏‏به فروش برسانند.

7- هرگز به تماس‏‌های تلفنی از طریق اینترنت اعتماد نداشته باشید.

امروز اغلب تلفن‌‏های خارج از کشور توسط تماس‏‌های تلفنی اینترنتی صورت می‏‌گیرد که کارت‏‌های خدماتی آن‏‌ها ‏در همه جا قابل دسترس می‏‌باشد. از آن‏‌جا که شرکت‏‌های خدمات اینترنت (‌آی- اس- پی) ‌و کشورهای سرویس دهنده (بک بن) توانایی استراق سمع تمامی مکالمات تلفنی را دارند، استفاده از این ارتباطات نیز ناامن و غیرمطمئن می‏‌باشد.

8- هرگز از مشخصات اصلی خود در محیط اینترنت استفاده نکنید.

در هنگام حضور افراد در خارج از کشور یکی از راه‏‌های به‏ دست آوردن اطلاعات از آن‏‌ها‏، مراجعه به فضای اینترنت می‏‌باشد. در صورتی که مشخصات شما در یک سایت یا ایمیل یا .... مشاهده گردد. اطلاعات با ارزشی نسبت به شما می‏‌تواند به‏ دست آید.

9- هرگز از کامپیوتر مخصوص اینترنت برای کارهای متفرقه استفاده ننمائید.

در نظر داشته باشید که مودم، ‌پرینتر، اسکنر و بعضی از اجزای داخلی کامپیوتر «آی- پی» پذیر بوده و می‏‌تواند اطلاعات خود را به آدرس برنامه‌ریزی شده از طریق اینترنت ارسال کنند؛ بنابراین ممکن است نامه‌ای ‏‏که تایپ کرده و پرینت گرفته‏‌اید و حتی از کامپیوتر خود را که پاک کرده‏‌اید، بعد از آن‏‌که به اینترنت متصل می‏‏‌شوید، ‌به آدرس برنامه‌ریزی شده ارسال گشته بدون آن‏‌که شما از آن مطلع گردید.

10- هرگز نسبت به محافظت و نگهداری نسخه ذخیره اطلاعات (backup ) بی‌تفاوت نباشید.

معمولاً به‏ خاطر محافظت از اطلاعات و پیش‏گیری از تخریب آن‏‌ها ‏اقدام به تهیه نسخه‏‌های ذخیره می‏‏‌نمایند. حفاظت و نگهداری این نسخه‏‌ها ‏حتی از اطلاعاتی که در سیستم‏‌ها نگهداری می‏‏‌شوند با اهمیت‏‌تر می‏‏‌باشد؛ زیرا این اطلاعات به‏ صورت آماده و بدون دردسر می‏‏‌باشند. سهل‌انگاری در نگهداری از این نسخه‏‌های ذخیره بعضاً معضلات جبران‌ناپذیری در بر خواهد داشت.

12- هرگز در مواقع غیرضروری سیستم خود را به شبکه اینترنت متصل ننمائید.

اغلب در ارتباطات لیزلاین و شبکه‏‌ای‏‏، ارتباط اینترنتی به‏ صورت پیوسته و شبانه‌روزی است. اما با توجه به تهدیداتی که از این طریق برای سیستم شما متصور است، در مواقعی که نیازی به ارتباط با اینترنت ندارید، ‌آن را قطع نمائید تا از گزند هکرها و جاسوسان اینترنتی و عوامل بیگانه در امان باشید. هکرها توانائی فعال‏‌سازی میکروفن و دوربین (‌وب کم) ‌شما را بدون توافق با شما را دارند؛ لذا با توجه به متصل بودن بی‏‌مورد و طولانی‌مدت سیستم شما به اینترنت این‏‌گونه ‏‏‏‏خطرات همواره متصور است.

13-هرگز نسبت به تهیه نسخه ذخیره از اطلاعات درون رایانه خود مسامحه نکنید.

رایانه‏‌ها ‏ابزار قابل اطمینانی نیستند و همواره احتمال صدمه دیدن آن‏‌ها ‏متصور است؛ لذا همیشه سعی کنید از اطلاعات داخل سیستم خود یک نسخه ذخیره داشته باشید تا در صورت بروز هرگونه اختلالی اطلاعات شما در اختیارتان باشد.

14- هرگز به موارد شناخته نشده در اینترنت پاسخ ندهید.

ایمیل‏‌های ناشناخته یکی از موارد بوده که هرگز نباید آن‏‌ها ‏را گشود، زیرا در مواردی با گشودن ایمیل یا یک تصویر اینترنتی تروجانی از این طریق وارد سیستم شما گشته و مراحل کار جاسوسی و نفوذ به سیستم شما را آغاز می‏‏‌نماید یا ‏‏‏‏پنجره‏‌هایی که در خلال کار با اینترنت به‏ صورت ناخواسته ظاهر گشته یا ‏‏‏‏درخواست‏‌های اشتراک در سایت، شما را ترغیب به دادن نام کاربر و نام عبور می‏‏‌نماید که از این طریق اطلاعات مربوط به رمز عبور شما را در اختیار گرفته و از آن بهره‌برداری ‏‏کنند.

توصیه‌های حفاظتی در رابطه با مسافرت:
خطر در گوشه و کنار دنیا وجود دارد اما ماهیت و شدت آن در هر کشور یا منطقه متفاوت است. صرف نظر از جایی که می‌روید شما باید در رابطه با مسافرت خود اقدامات اساسی خاصی را انجام دهید. سطح این اقدام بستگی به مقصد دقیق شما دارد. مع الوصف، برای مسافرت به توصیه‌های ذیل توجه کنید:

1- هرگز بدون آشنایی کافی از مقصد و مسیری که برای سفر انتخاب می کنید، به مسافرت نروید. قبل از سفر درباره پاسخ سوالات زیر تحقیق کنید.

الف. آیا برای سفر به مقصد مورد نظر هشدار خاصی به لحاظ امنیتی، سیل، آتش‌سوزی، زلزله، برف و بوران و ... داده شده است یا خیر؟

امروزه، با گسترش امکانات ارتباطی، فنی و ماهواره‌ای، به راحتی می‌توان از وضعیت راه ها، آب و هوا، حوادث طبیعی خطرناک مثل وقوع سیل و طوفان و ... مطلع شد. حصول اطمینان از ایمنی راه‌ها و مسیری که باید طی کنیم. هم‌چنین به همراه داشتن تجهیزات مورد نیاز سفر، ما را در برابر آسیب‌های احتمالی محفوظ نگاه می‌دارد.

ب. امنیت جاده‌ای در چه ساعاتی از شب یا روز کاهش می‌یابد؟

ج. چه امکانات جاده‌ای برای حوادث احتمالی وجود دارد؟

د. کدام نقطه از مسیری که طی خواهید کرد، برای اطراق و استراحت بین راهی مناسب و امن‌تر است؟

کدام منطقه از مسیر سفر، آب آشامیدنی لوله‌کشی شده دارند و در کدامیک باید از بطری‌های آب استفاده کرد؟.

ه. چه رستوران هایی را برای صرف غذا باید انتخاب کرد؟

و. مصرف چه غذای بین راهی مناسب‌تر است؟

2- در صورت تمایل به صرف غذا در رستوران‌ها هرگز سالاد (به ویژه در رستوران‌های ناشناس)، میوه‌های پوست نکنده و آشامیدنی‌های همراه با یخ را میل نکنید.

3-هرگز پول‌ها و اشیاء ارزشمند خود را در یک کیف یا یک ظرف قرار ندهید.

سعی کنید قبل از سفر، وضعیت فرهنگی و اقتصادی ساکنین مناطقی که در مسیرتان قرار خواهند گرفت، اطلاعات لازم را بدست بیاورید. محتویات کیف شما شاید معادل ماه‌ها حقوق افرادی باشد که در مناطق فقیرنشین زندگی می‏‌کنند. معمولاً مسافران پول نقد و اموال ارزشمندتری نسبت به افراد بومی دارند؛ لذا ممکن است به راحتی هدف دستبرد یا حمله افراد ناشناس قرار بگیرید. به ویژه آن که بومی‌ها، مناطق امن و ناامن را می‌شناسند. عدم آشنایی با افراد و محیط یا محدوده‌ای که تردد می‏‌کنید، مطمئناً احتمال آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد.

4- هرگز از مردم رهگذر در خیابان آدرس نپرسید. سعی کنید افسر پلیس یا مسوولی را پیدا کنید.

با این کار یک فرد غریبه را از مقصد خود مطلع می‌کنید. نقشه‌ای تهیه نموده و از کسانی کمک بگیرید که احتمال بیش‏تری دارد به شما کمک کند. برای انتخاب بهترین و ایمن ترین مسیر، همیشه از افراد موجه مثل مأمورین راهنمایی و رانندگی و یا افرادی که شناسایی آن ها آسان است، مثل رانندگان تاکسی، مغازه دارها و ... سوال نمایید. در موارد خاص، وقتی فرد مطمئنی را برای اخذ راهنمایی نیافتید، سعی نمایید در پرسش خود مقصد نهایی خود را بیان نکنید بلکه در شهرهای بین راهی بر اساس نقشه‌ای که در اختیار دارید، آدرس نزدیک‌ترین شهر بعدی مسیر خود را بپرسید تا دیگران از مقصد نهایی شما مطلع نگردند.

5- در مسافرت، هرگز اسناد خود را درون هتل‏‌ها ‏جا نگذارید.

در مسافرت‌های به ویژه مسافرت‏‌های خارج از کشور سعی کنید هیچ‏‌گونه اسناد و مدارکی به همراه خود به داخل هتل‏‌ها نبرید و در صورت نیاز هرگز آن‏‌ها ‏را در داخل هتل ‏جا نگذارید؛ زیرا افراد غریبه می‌توانند در غیاب شما با پوشش نظافت به داخل اطاق‏‌های هتل رفته و به اسناد شما دسترسی پیدا کنند.

توصیه‌های حفاظتی درخصوص اقلام پستی:
1-هرگز اقلام پستی و نامه‌های مشکوک و غیرقابل انتظار را از کسی دریافت نکنید. حتماً اعضای خانواده و کارکنان خانه شما باید از پذیرش هرگونه بست‌های در منزل اجتناب کنند. (اگر دارای شغل دیگری نیز هستید) در محل کار خود نیز اطمینان یابید که کارکنان دفتری نحوه برخورد با نامه‌ها یا بسته‌های مشکوک را می‌دانند، به ویژه وقتی در خارج از کشور حضور دارید، با حساسیت بیش‏تری به این بسته‌ها توجه کنید.

2- بسته یا نامه مشکوک را هیچ‌گاه نباید لمس و جابه جا کرد. وجود چنین اقلامی را فوراً به مقامات امنیتی اطلاع داده و افراد را از آن دور کنید. هرگونه جابه‌جایی به ویژه برش نوار دور بسته، بست‏ها، یا هرگونه بسته‌بندی روی بسته مشکوک، چه بسا موجب انفجارِ ابزار گردد.

3- هرگز بسته یا نامه مشکوک را باز نکرده و یا در آب قرار ندهید زیرا شاید موجب انفجار آن گردد.

سایر توصیه‌های حفاظتی:
1-در صورت مشاهده افراد مشکوک، تروریست و خرابکار مراتب را به مراکز امنیتی به ویژه ستاد خبری وزارت اطلاعات به شماره 113، اطلاع دهید.

2- چنان‌چه دارای دوربین عکاسی یا گوشی تلفن همراه دوربین‌دار هستید، حتی المقدور از آن‌ها و متعلقات‌شان، از جمله خودرو و ... تصویربرداری نمایید.

3- در صورت امکان بدون این‌که ایجاد حساسیت کنید، آن ها را تعقیب و آدرس محل استقرار آن‌ها را کشف نمایید.

4- چنان چه شئی مشکوکی را به خودروی دیگران چسبانده یا در مکانی رها نموده‌اند، به آن نزدیک نشده، بلافاصله به افراد مسوول اطلاع دهید.

5- هرگز به افرادی که خود را مأمور وزارت اطلاعات معرفی نموده و در مراکز غیررسمی با شما قرار ملاقات می‌گذارند، اعتماد نکنید و بلافاصله به ستاد خبری وزات اطلاعات به شماره 113 اطلاع دهید.

6- هرگز در ارزیابی‌های خود به ظاهر افراد اکتفا نکنید، افراد شیاد هرگز چهره واقعی خود را به شما نشان نخواهند داد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 
و يقول اللّه تعالي :

اَنَا جَليسُ مَن جالسَني وَ مُطيعُ مَن اَطاعَني وَغافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَني، الشّهرُ شَهري وَالْعبدُ عبْدي وَالرَّحمَةُ رَحْمَتي، فَمَن دَعاني في هَذاَالشَّهر اَجِبْتُهُ وَ مَن سَأَ لَني اَعطَيتُهُ وَمَن اسْتَهْداني هَدَيتُهُ وَجعَلْتُ هَذَاالشَّهرَ حَبْلاً بَيني وَ بَينَ عِبادي فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَيَّ. ...


از مهم‌ترین مراقبات در آن (ماه رجب) از ابتدا تا انتهایش، همواره به یاد داشتن حدیث فرشته‌ ی داعی است،


آن‌چنان که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت شده است:


بدان که خداوند تعالی در آسمان هفتم فرشته‌ای را گماشته، که داعی (دعوت کننده) نامیده می‌شود.


پس هنگامی که ماه رجب داخل شود، آن فرشته هر شب تا صبح ندا می‌دهد که، خوشا به حال ذاکران، خوشا به حال اطاعت کنندگان.


خداوند تعالی می‌گوید:


من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند ،


و مطیع آنم که اطاعتم کند،


آمرزنده ‌ی کسی هستم که از من طلب بخشش (آمرزش )کند.


ماه، ماه ِ من است و بنده، بنده‌ ی من،


و مهربانی و رحمت از آن من است،


پس هر کس بخواند مرا در این ماه اجابتش کنم،


و کسی که از من چیزی بخواهد (طلب کند) عطایش کنم،


و هر کس از من راهنمایی جوید، هدایتش می کنم،


این ماه را ریسمانی میان خودم و بندگانم قرار دادم، هر کس بدان چنگ زند به من می‌رسد.



________________________

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 
زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام



زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است . لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا ، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت " اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...".

حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند . او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است.

وقتی امام حسین (ع) از منزلگاه «قصر بنی مقاتل» گذشت، روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد. حضرت علی اکبر وقتی سبب این حمد را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سواری می گوید این کاروان به سوی مرگ می رود.پرسید: مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود: چرا. حضرت علی اکبر گفت: «فاننا اذن لا نبالی ان نموت محقین» پس باکی از مرگ در راه حق نداریم!

روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود.وقتی به میدان می رفت، امام حسین در سخنانی سوزناک به آستان الهی، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد.

علی اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهای شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن داشت. پس از شهادت، امام حسین صورت بر چهره خونین حضرت علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد. (1)

حضرت علی اکبر (ع) الگوی جوانان

الف - ویژگیهای اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام

علی در جوانی با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود نگاه انبوه جوانان را به سوی خود جلب می کرد. آنچه در این فراز از داستان او گفته می شود، نکته هایی است که بی تردید با مطالعه و رد شدن تاثیری بسزا نخواهد داشت، از این رو، باید از سرصبر و تامل بیشتر مطالعه و مرور کنیم و به خاطر بسپاریم.

علی صفات جد خود را می دانست، از این رو، هماره در آینه اخلاق ورفتار او نظر می کرد و خود را بدان صفات می آراست. به هنگام جوانی در میان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود;

ولی در درتنهایی اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراوانی به خلوت با خدای خود و پرداختن به راز و نیاز و گفتگو باخالق هستی داشت. در زندگی آسان گیر، ملایم و خوش خو بود، نگاهش کوتاه می نمودو به روی کسی خیره نمی شد. بیشتر اوقات بر زمین چشم می دوخت و بابینوایان و فقرا که از نظر ظاهری در جامعه و نگاه دنیا طلبان احترام چشمگیری نداشتند. نشست و برخاست می کرد، با آنان همسفره می شد و با دست خود دردهانشان غذا می گذارد.اصالتهای فکری واستواریهای روحی، وی را چنان کرده بود که هیچگاه و از هیچ حاکمی هراس نداشت.

هرگز عیب جویی نمی کرد و از مداحی نابجا و شنیدن چاپلوسی افراددوری می کرد.تمامی انسانها را بندگان خدا می دانست و از تحقیرآنان خود داری می ورزید.در طول عمر خویش به کسی دشنام نداد وناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگویی شیوه همیشه او بود. بخشنده بود و آنچه به دست می آورد، به دیگران بویژه نیازمندان انفاق می کرد. هرگاه کسی هدیه ای به او تقدیم می کرد،با گشاده رویی می پذیرفت. اگر فردی مهمانی داشت و او را دعوت می کرد، می پذیرفت. به عیادت بیماران می رفت، هرچند خانه بیمار دردور افتاده ترین نقطه شهر باشد. در تشییع پیکر مردگان حاضر می شدو هیچ یار از دست رفته ای را تنها نمی گذاشت.

برای همسالان برادری مهربان و برای کودکان پدری پرمحبت بود ومسلمانان را مورد لطف و عطوفت خویش قرار می داد. امور دنیوی واضطراب های مادی او را متزلزل نمی ساخت.

زندگی علی ساده و بی پیرایه بود و در آن از تجمل، اسراف وتبذیر اثری دیده نمی شد. آنان که اخلاقی نیکو و فضایلی شایسته داشتند، همیشه مورد تکریم و احترام وی بودند و خویشاوندان ازصله او بهره مند می شدند. از صبری عظیم برخوردار بود و از هیچ کس توقع و انتظاری نداشت.

در میدان رزم سلحشوری شجاع، نیرومند و پرتوان بود و انبوه دشمن هرگز او را بیمناک نمی ساخت. در اجرای عدالت و دفاع از حق،قاطع و استوار بود. به یاری محرومان و مظلومان می شتافت و دربرابر ظالمان می ایستاد تا حق را به صاحبش برنمی گردانید، آرام نمی گرفت. به دانش اندوزی و فراگیری معارف اهمیت زیادی می داد وهمواره پیروان خود را از جهالت و بی خبری باز می داشت.

به پاکیزگی و آراستگی علاقه ای وافر داشت و این صفت از دوران کودکی در او دیده می شد. از این رو هماره برتمیزی لباس و بدن اهتمام می ورزید.

بسیار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم راگردن فرازان و سرکشان می دانست. نه تنها برانسانها بلکه برحیوانات نیز شفقت داشت و با مهربانی و ملایمت و انصاف با آنان رفتار می کرد.

آنان که قیافه ظاهری و سیمای به نور نشسته علی را دیده اند،چهره وی را این گونه ترسیم کرده اند:

قیافه اش بسیار با ابهت بود و چون ماه تابان می درخشید. به زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. از چهار شانه بلندتر و ازبلندکوتاهتر. رنگی روشن و به سرخی آمیخته و چشمانی سیاه وگشاده با مژه هایی پرموداشت، گونه هایش هموار و کم گوشت بود،مویش نه بس پیچیده و نه بسیار افتاده می نمود. از سینه تا ناف خط موی بسیار باریک داشت، اندامش متناسب و معتدل و سینه وشانه اش پهن بود.

سرشانه هایش از هم فاصله داشت. پشتی پهن داشت، جز ران و ساق که زیر مفصلهااست، استخوانهای بند دستش کشیده و کفی گشاده وبخشنده داشت. دو پنجه دست و پایش قوی و درشت و انگشتها کشیده وبلند و دو کف پا از زمین برآمده بود. به سرعت راه می رفت وهنگام راه رفتن چنان بود که گویی از زمین سراشیب فرود می آید یااز روی سنگی به نشیب می رود. چون به طرف کسی بر می گشت با تمام بدن بر می گشت. دیده اش فروهشته و نگاهش به زمین بود تا به آسمان.

بینی اش قلمی کشیده و باریک و میانش برآمدگی داشت و نوری ازآن می تافت.

دهانش نه بسیار کوچک و نه بزرگ بود. دندانهای زیبایش سفید،براق و نازک بود.گردنش در صفا و نور و استقامت نقره فام بود،بوی مشک و عنبر از او بلند بود.

پاره ای از مورخان این ویژگیها را برای جد وی نگاشته اند; اماعلی را در این خصوصیات همانند دانسته اند.

...بااین ویژگیهای روشنی آفرین به خوبی می توان او را شناخت،وی علی اکبر پور والای امام حسین(ع)است. جوانی زیبا که همانندجد خود رسول خدا(ص)در سیرت، سپید و در صورت، آسمانی می نمود وهماره یاد و نام پیامبر(ص)از چگونگی سخن گفتن و یا راه رفتن ودیگر برخوردهای اجتماعی اخلاقی او می تراوید. از این رو، امام حسین(ع) او را شبیه ترین مردم حتی نسبت به خود در خلقت وآفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسول خدا(ص) معرفی می کرد.

آنان که با صورت دلربای پیامبر(ص)و صدای پرچاذبه آن حضرت آشنا بودند، آنگاه که علی از پشت دیوار زبان به سخن می گشود،گویی صدای رسول اکرم(ص)را می شنیدند.

گاهی که اباعبدالله(ع) برای صوت قرآن جد عزیزش دلتنگ می شد، به علی می فرمود: علی جان! برایم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره برم.

کلام شیرین، بیان روان، ادب بسیار در برابر پدر و مادر، اطاعت بی چون و چرا از مقام ولایت و دلدادگی به حقیقت، برگی دیگر اززندگانی زرین علی اکبر بود.این ویژگیها چون با فروتنی اوهمراه می شد، نگاه تحسین آمیز همگان را به دنبال داشت.(2)

ب- در ساحل فرات

علی درحماسه کربلا، درخششی چشمگیر داشت و با هربار حمله خود،دهها نفر را به خاک هلاکت می انداخت. هنگامی که با 25 سوار به ساحل فرات روانه شد و برای سیصد نفر از خاندان، عیال و اصحاب امام حسین(ع)آب آورد، بسیاری از مسوولان و سرپرستان حفاظت ازفرات را از دم تیغ خود گذراند و پشت دشمن را به لرزه درآورد.

عمویش ابوالفضل(ع) که خود در دلاوری و بی باکی و شجاعت و شهامت،زبانزد همگان بود، به خاطر چنین صفات تابناک، علی را بسیاراحترام می کرد.

قهرمانان تاریخ و دلیرمردان عرصه های نبرد، کمتر از دانش وبینش بهره دارند; زیرا در مسیر رزم و جنگ قرار داشته و فرصت نداشته و یا علاقه کمتری به درس آموزی و دانش آفرینی از خودنشان می دهند; اما علی اکبر، جوانی چند بعدی بود و سطرهای کتاب وجودش با حکمت نگاشته شده بود. چشمه های دانش و دانایی از اعماق وجودش می جوشید. در مجالس گوناگون عالمانه و اندیشمندانه لب به سخن می گشود و به دور از غرور و تکبر مردانه سخن می گفت.

از آنجا که از جد خود رسول خدا(ص)سخنان بسیاری روایت می کرد،به عنوان «محدث » شناخته شد.

افزون برصفات ظاهری و باطنی که به طور چشمگیر در وجود حضرت علی اکبر(ع) دیده می شد. کمالات و مقامات معنوی وی نیز دررتبه ای برتر از دیگران قرار داشت.

ماجوانان هرچند از صفات خوبی بهره مند باشیم، گاه توان تحمل سختی ها و ظرفیت رویارویی با مصایب را از دست می دهیم و سنگینی ناملایمات زندگی، تعادل رفتار و گفتارمان را می رباید.

علی اکبر در چنین صحنه های سخت و طاقت سوز، تنها به رضا وتسلیم الهی فکر می کرد و چنان در برابر بلاهای الهی آرام و مطمئن بود که گاه حیرت و شگفتی دیگران را برمی انگیخت. از این رو، درهنگامه دردآلود کربلا به پدر گفت: «اولسنا علی الحق » (پدرجان!)آیا ما برحق نیستیم؟

و چون امام فرمود: آری، گفت: در این هنگام، باکی از مرگ نداریم.

این روحیه قوی و صفات شایسته، چنان ابهت و عظمت به علی اکبرداده بود که افزون بردوستان، دشمنان آگاه نیز به برتری هایش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف می کردند. معاویه روزی ازاطرافیانش پرسید: «چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان بردیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگران سزاوارتر است؟ »روباه صفتان زشت سیرت که نام و نان خود را در تملق می یافتند،به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند.

معاویه گفت: نه چنین نیست:

«اولی الناس بهذالامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله وفیه شجاعه بنی هاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف.»

شایسته ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند امام حسین است که جدش رسول خدا(ص)است و جاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه وزیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.

فروغ چهره خوبان شعاع طلعت توست کمال حسن تو مدیون این ملاحت توست به خلق و خلق رسول و به منطق نبوی فزون تر از همه کس در جهان شباهت توست به پیکر تو مجسم لطافت روح است عجب بود که در این خاکدانه قامت توست نگار مهر تو غارتگر دل پدر است عیان به چشم سیاهت غم شهادت توست.(3)

مرقد حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر، نزدیکترین شهیدی است که با امام حسین دفن شده است. مدفن او پایین پای اباعبد الله الحسین قرار دارد و به این خاطر ضریح امام شش گوشه است.(4)

جوان کیست؟

جوان کسی است که مرحله ای به نام بلوغ را پشت سر گذاشته و تغییری کلی پیدا کرده است،؛ زیرا از دنیای بدون دغدغه کودکی خارج و به دنیای پرمسئولیت بزرگسالی وارد شده است. جوان شخصی است که دوره پستی و ناتوانی کودکی را پشت سرگذاشته و دوره سستی و ناتوانی دیگری به نام پیری را پیش رو دارد. لذا بهترین، فعال ترین و شاداب ترین دوره عمر هر انسانی دوره جوانی است.(5)

روایاتی در باب جوان و جوانی

پیامبر اکرم (ص): هیچ چیز محبوبتر در نزد خداوند متعال از جوان توبه کننده نیست و هیچ چیز مبغوضتر در نزد خداوند متعال از پیری که مشغول گناه است نمی باشد.(6)

پیامبر اکرم (ص): ای اباذر! هیچ جوانی به خاطر خدا، دنیا و سرگرمی های آن را کنار نگذاشت و جوانی خویش را در راه طاعت خدای پیر نکرد، جز اینکه خداوند پاداش 72 صدیق بسیار راست گو را به او عطا فرماید.(7)

پیامبر اکرم (ص) : بهترین جوانان شما کسی است که به پیران (از لحاظ تجربه و دور اندیشی) شبیه گردد.(8)

حضرت علی(ع): کسی که در کودکی دانش نیاموزد، در بزرگی پیشی نمی گیرد.

حضرت محمد(ص): توبه نیکو است ولی برای جوانان نیکوتر است.

حضرت علی(ع): ای گروه جوانان آبروی خویش را با ادب حفظ کنید و دین خود را با علم و دانش محافظت نمائید.

حضرت علی(ع): دو چیز است که برتری آنها را تنها کسی که آنها را از دست داده باشد می داند. (آن دو عبارت است از) جوانی و عافیت.(9)

امام خمینی ره و جوان و جوانی

از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است، جدیت کنید به این که هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید.

«بهار توبه» ایام جوانی است، که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقصتر و شرایط توبه سهلتر و آسانتر است.

چقدر موجب افتخار است که جوانهای برومندی در مملکت ما، در خدمت اسلامند.

شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسی حقایق اسلام، در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره اصالتهای اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی که اسلام را از همه مکاتب دیگر جدا می سازد فراموش نکنید.

جوان قلبش لطیف است، ملکوتی است.

مبارزه علمی برای جوانان، زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتها و حقیقتهاست.(10)

جوان در نگاه غربیها

افسوس! اگر جوانان می دانستند و اگر پیران می توانستند. (هنری اشتاین، ادیب فرانسوی)

اشتباه جوانان در این است که فکر می کنند هوش می تواند جای تجربه را بگیرد و اشتباه پیران در این است که خیال می کنند تجربه می تواند جای هوش را بگیرد. (آنا هربرت)

در جوانی، اشتباه های بسیاری را باور می کنیم و در پیری، حقایق زیادی را باورنمی کنیم. (ضرب المثل آلمانی) (11)

جنبه های مختلف جوانی

جوان و فطرت: جوان در فطرت و سرشت خویش، حق گرا و خداگراست و ویژگی هایی نظیر تمایل به ابتکار و خلاقیت و زیبایی دارد و باید زمینه های رشد این خصوصیات فطری برایش فراهم شود. او هم چون نهالی است که اگر به آن آفتاب، آب و خاک مناسب داده شود، رشد می کند و سالم می ماند و در برابر حوادث طبیعی خم به ابرو نمی آورد و از اصل خود بازگشت نمی کند تا این که همچون درختی تنومند و استوار گردد.

جوان و اندیشه: ای عزیزِ جوان، اندیشه به مانند آسیابی است که اگر گندم در آن بریزند آرد می دهد و اگر کلوخ در آن بریزند گرد و خاک می دهد و اگر هیچ نریزند، چون آسیاب دایم در حرکت است؛ خود را می ساید و از بین می برد و وجود اندیشه لغو می شود. ندانسته فکر کردن و ندانسته تصمیم گرفتن و عمل کردن موجب از بین رفتن کارآیی و ارزش اندیشه می شود. جوانان باید با علم صحیح و آگاهی کامل آینده خود را بسازند و اندیشه را با اهمیت و حیاتی و نه ساده و کم اهمیت تلقی کنند.

جوان و الگوپذیری: عدم آگاهی نسبت به پدیده های اجتماعی و عدم شناخت جوان نسبت به خود و کمال خویش و نبودِ الگوهای پذیرفتنی و وجود الگوهای نامناسب سبب انحراف جوان به سوی مکاتب فکری منحرف و پیروی از آنها می شود و به این ترتیب جوان از اصل خویش دور می شود.

جوان و پیروی از مردان خدا : زمانی که مربیان الهی هدف مقدس خود را، که دهوت به خداپرستی بود، به مردم عرضه می داشتند و مردم را به آیین حق می خواندند، بیشتر کسانی که گِردشان جمع می شدند و دعوتشان را صمیمانه اجابت می کردند جوانان بودند؛ چرا که جوانان سخنان پیامبران را موافق الهام فطری و ندای وجدانی خود می یافتند و آنان را بهترین پاسخگو برای تمنای فضیلت دوستی خویش می دیدند. جوانان با پیروی از مردان الهی، عالی ترین خواهش فطری انسانی خود را ارضا می کردند و از این راه موجبات خوشبختی مادی و معنوی خویش را فراهم می ساختند.

جوان و اندیشه پاکی: جوانان، عاشق حق و حقیقت و علاقه مند به تقدس اند جوان نسبت به نیکی و درستکاری حساسیت مخصوصی دارد و از آن لذت می برد. او در ذهن خود مدینه فاضله ای را ترسیم می کند که در آن تمامی ناپاکی ها از بین می رود.

مورسی دبس می گوید: در حدود پانزده تا هفده سالگی جوانان با ندای تقدس یا شجاعت، به لرزه در می آیند. آرزومند می شوند که جهان را از نو تشکیل دهند، بدی را نابود، و عدالت مطلق را حکم فرما کنند.

جوان و آزادی: از تمایلات سوزانی که با فرا رسیدن دوران جوانی با شدت و نیروی فراوان در نهاد جوانان بیدار می شود و آنان را مجذوب خود می سازد، خواهش آزادی است. انگیزه های جوانی مانند بادی است که برای راندن کشتی سودمند است، اما نباید بادبان کشتی را به حال خود واگذارشت و گرنه آدمی را با خود خواهد کشانید. آزادی بر اساس احساسات، آدمی خواری می کشاند و آزادی بر اساس عقل آدمی را با عزت و کمال هم پیمان می کند. محدود کردن تمنیات و خواهش های نفسانی شرط آزادی عاقلانه، و ثمره آن رسیدن به کمال است.

جوان و فضیلت خواهی: روح جوان خوبی ها را زودتر می پذیرد و به صفات انسانی سریع تر می گراید. امام صادق علیه السلام به یکی از دوستان خود به نام ابی جعفر احول که به نشر تعالیم اسلام مشغول بود، فرمود: تبلیغ خود را به نسل جوان معطوف دار؛ زیرا جوانان زودتر حق را می پذیرند و سریع تر به خیر و صلاح می گرایند. در این حدیث، امام صادق علیه السلام به صفای باطن و فضیلت خواهی نسل جوان تصریح فرمودند و این مطلب اشاره به این دارد که در ایام جوانی میل به فضیلت خواهی در جوانان بیدار می شود.

جمال جوانی: موضوع زیبایی از مسائلی است که همواره مورد توجه اسلام بوده است؛ چرا که خداوند جمیل است و جمال را دوست دارد. جمال دلپذیر و جذاب دوران جوانی، از زیبایی های طبیعی بشر است که در ایام جوانی با فروغ خیره کننده خود جلوه می کند. خودآرایی جوان امری است فطری. او همچنان که به خودآرایی می پردازد و جمال ظاهری را دوست دارد، شیفته فضایل اخلاقی و جمال سیرت هم هست؛ فضایلی چون فتوت، وفای به عهد، عزت نفس، رقت قلب و هزاران فضیلت دیگر. اما ای عزیز آگاه باش که جمال روحانی و سجایای اخلاقی تو چون شعله فروزانی است که اگر به خاموشی بگراید، مانند دسته گلی خواهی بود که با نوارهای رنگارنگ تزیین شده، اما بوی نامطبوع و زننده ای دارد و چنین دسته گلی هیچ گاه مورد پسندن واقع نخواهد شد.

جوان و رفاقت : انسان ها در تمام ادوار زندگی نیازمند دوستی با دیگرانند. آدمی از داشتن همدمی یک دل، احساس مَسرّت می کند و این احساس در جوانان بیشتر است. انتخاب دوست، برای نسل جوان از اساسی ترین مسائل است و دوستان دوران جوانی نقش موثری در خلق و خوی او دارند. دوستی بر اساس عقل و ایمان و مصاحبت با افراد پاک ضمیر آدمی را به کمال می رساند و از دست دادن آن همچون از دست دادن اعضای بدن است، همچنان که دوستی بر اساس احساس و مصاحبت با فرد فاسد، طبیعت آدمی را ناخودآگاه منحرف می سازد و روح شیطانی را جای گزین روح الهی می کند.

نیروی جوانی : مزارع سرسبز و خرم با کوشش جوانان آباد است، چرخ های عظیم صنایع با نیروی قوی جوان در حرکت است، ذخایر طبیعی که در اعماق معادن نهفته است با همت نسل جوان استخراج می شود، پایه های اقتصاد کشورها به نیروی فعال جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت ممالک بر عهده نسل جوان است و در نهایت صعود به بالاترین قله های کمال به دست توانای جوان میسر می شود.

جوان و تفریح : تفریح از مسائلی است که آیین اسلام همواره به آن اهمیت داده است. امام علی علیه السلام می فرماید: شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه نشاط است. جوان نیروی قدرتمندی در وجود خود دارد که در عرصه های گوناگون از آن استفاده می کند و برای سازماندهی این نیروی با ارزش نیاز به تفریح و پرکردن اوقات فراغت دارد.



جوان و مشکلات جامعه : جوانان به خوبی نشان داده اند که قدرت رفع دشواری ها و مشکلات اجتماعی را دارند و اگر از انرژی آنها به طرز صحیح استفاده شود، قادرند بزرگ ترین موانع موجود بر سر راه جامعه را از میان بردارند. همان گونه که برای حل مسائل نظامی از نیروی جوان بسیجی بهره گرفتیم، برای رفع مشکلات دیگر نظیر مشکلات اقتصادی نیز می توانیم از این نیروی قدرتمند و عظیم کمک بگیریم و امکانات و منابع فراوان موجود در کشور را به کار بگیریم.

جوان و عبادت : از حیله های بزرگ شیطان آن است که انسان را به توبه و پارسا پیشگی در پایان عمر و زمان پیری وعده می دهد و او را به در جوانی غفلت می کشاند و بدین ترتیب هر روز که از عمر می گذرد زنجیرهای شیطانی محکم تر می شود. به همین جهت است که تهذیب نفس و عبادت در جوانی با وجود مکرهای نفسانی و شیطانی دارای ارزش بسیار است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: برتری کسی که جوانی خدای را عبادت کند بر کسانی که در پیری به عبادت روی می آورند، به سان برتری پیامبران بر سایر مردم است.پس تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب نفس کوشش کن.

جوان و خلاقیت : بنابر نظر استرن برگ متداول ترین برداشت از خلاقیت عبارت است از این که فردْ فکری نو و متفاوت ارائه دهد. این پویایی فکری در جوان بیشتر است. او علاقه مند است آثار تازه ای که پر از نشاط و تازگی است خلق کند؛ چه آن که او همه چیز را جوان و تازه و پرنشاط می بیند و با خلق آثار نو می خواهد به مردم ثابت کند که دنیا پر از خوبی هاست.

جوان و مسئولیت پذیری : نقش عظیم جوانان پسر و دختر در شکل گیری انقلاب ما و حفظ آن بسیار مؤثر و تأمل کردنی است. از این رو نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این نسل پویا و کودک انگاشتن آنان کار غیر منطقی و ناصوابی است.(12)

جوان در آینه شعر

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را (محمدحسین شهریار( (13)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  | 
حدیث ۱« نامی از نام های خدا»

امام باقر (ع) فرمودند:

همانا رمضان ، نامی از نام های خداوند است.

——————————

حدیث ۲« آرزوی بندگان خالص خدا»

رسول خدا (ص) فرمودند:

اگر بنده بداند در رمضان چه هست، البته دوست می دارد رمضان یک سال باشد.

——————————

حدیث ۳« به بند کشیده شدن شیطان»

رسول خدا (ص) فرمودند:

چون ماه مبارک رمضان در آمد ، درهای جهنم بسته و درهای بهشت باز می شود و شیاطین به بند کشیده می شوند.

——————————

حدیث ۴« ندای هل من تائب»

حضرت رسول (ص) می فرمایند:

خداوند تبارک و تعالی در هر شب از ماه رمضان سه مرتبه فرماید: آیا سوال کننده ای هست تا خواسته ی او را به وی بدهم؟ آیا توبه کننده ای هست تا توبه ی او را بپذیرم؟ آیا آمرزش کننده ای هست تا او را بیامرزم؟ کیست به توانگر بی احتیاج و ادا کننده ی عادل قرض بدهد.

فرمود : برای خداوند تعالی در آخر هر روز از ماه رمضان موقع افطار هزار هزار آماده شده از آتش است ، آن گاه که شب و روز جمعه شد در هر ساعت از آن هزار هزار نفر ار آتش آزاد می کند ، که همه ی آنها مستحق عذاب بوده اند، آنگاه که آخر ماه رمضان شد خداوند به شمار آن چه از اول ماه تا آخر آزاد کرده آزاد می کند.

——————————

حدیث ۵« رمضان ، کفاره گناهان»

رسول خدا (ص) فرمودند:

همانا ماه رمضان تا رمضان دیگر کفاره ی گناهانی است که در بین آن دو صورت می گیرد و نیز بهشت از امسال تا سال آینده برای روزه داران ماه رمضان آرایش داده می شود.

——————————

حدیث ۶« دو برابر شدن ثواب»

پیغمبر خدا (ص) فرمودند:

ماه رمضان ماه خدا و آن ماهی است که نیکی ها در آن دو چندان (و ثواب آن دو برابر )خواهد بود.

——————————

حدیث ۷« بهترین ماه ها»

رسول خدا (ص) فرمودند:

همانا ماه خدا همراه با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو آورده است. این ماه در نزد خدا بالاترین ماه ها است و روز هایش بالاترین روز ها و شب هایش بالا ترین شب ها و ساعاتش بالاترین ساعت ها است. در این ماه ، نفس هایتان ثواب تسبیح دارد و خواب تان عبادت خدا است و کار نیک تان مورد قبول و دعایتان مستجاب خواهد بود.

——————————

حدیث ۸« اول و وسط و آخر رمضان»

حضرت رسول (ص) فرمودند:

ماه رمضان ، آغازش رحمت است و میانه اش بخشایش و پایانش نجات (بندگان گنهکار) از آتش است.

——————————

حدیث ۹ « سه نشانه مومن»

رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمودند:

برای مومن سه نشانه است : ادای نماز ، پرداخت زکات و انجام روزه.

——————————

حدیث ۱۰« در خواست روزه از کودکان»

امام صادق (ع) فرمودند:

از کودکان روزه بخواهید هنگامی که نه سال شد البته به قدر تواناییش ، پس اگر توانست تا ظهر یا بعد از ظهر تحمل کند تا این زمان روزه بدارد و هر گاه گرسنگی و تشنگی بر او غلبه کرد افطار کند.

——————————

حدیث ۱۱« سپر در برابر آتش جهنم»

رسول خدا (ص) فرمودند:

روزه (در برابر) آتش جهنم سپر است.

——————————

حدیث ۱۲« دوری از دوزخ»

ابو سعید خدری گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند:

هر که در راه خدا یک روز روزه بگیرد ، خدا به مدت هفتاد پاییز صورتش را از آتش جهنم به دور می دارد.

——————————

حدیث ۱۳« پاداش روزه در گرما»

امام صادق (ع) می فرماید:

هر که یک روز در گرما روزه بگیرد و تشنه بماند ، خداون تعالی هزار فرشته بر او می گمارد که صورتش را مسح کنند و یه او مژده دهند ، چون افطار کند ، خدای عزوجل فرماید: چقدر تو خوشبویی ، ای فرشتگان من !گواه باشید که او را آمرزیدم.

——————————

حدیث ۱۴« سیاهی چهره شیطان»

از رسول خدا (ص) سوال شد که چه عملی شیطان را از ما دور می کند؟

فرمودند: روزه گرفتن ، چهره شیطان را سیاه می نماید(به واسطه ناکام ماندن او از گمراهی انسان روزه دار)

——————————

حدیث ۱۵« روزه بهشت است»

امیر المومنین علی (ع) هنگام وفات وصیت فرمودند:

تو را باد روزه زیرا آن زکات بدن است و برای اهلش بهشت است.

——————————

حدیث ۱۶«تند رستی جسم»

رسول خدا(ص) فرمودند:

روزه بگیرید تا تندرست شوید.

——————————

حدیث ۱۷« معنای روزه»

حضرت علی (ع) فرمودند:

روزه (به معنای ) اجتناب از گناهان است.

——————————

حدیث ۱۸« فلسفه روزه »

حضرت زهرا (س):

خدا روزه را واجب ساخت به خاطر آن که اخلاص مردم تثبیت گردد.

——————————

حدیث ۱۹« دروازه ی عبادت »

حضرت رسول (ص) فرمودند:

هر چیز دروازه ای دارد و دروازه ی عبادت روزه است.

——————————

حدیث ۲۰« رابطه روزه و ولایت »

امام صادق (ع):

به خدا قسم اگر شخصی روز را روزه بگیرد و شب را به نماز ایستد ولی بدون پذیرش و ولایت ما از دنیا برود در حالی از دنیا رفته که خدا از او ناراضی و خشمگین است.

——————————

حدیث ۲۱« روزه ی اندام بدن»

امام صادق (ع):

وقتی روزه می گیری باید گوش و چشم و زبان و دامنت هم روزه باشند(و از گناه دور بمانند) و باید دست و دامنت را (از آلوده شدن به گناه ) حفظ کنی و تا (می توانی) سکوت کن مگر از کلامی که خیر باشد.

——————————

حدیث ۲۲« بهترین جهاد»

امام صادق(ع) فرمودند:

بهترین جهاد روزه داری در هوای گرم است.

——————————

حدیث ۲۳« روزه ی قلب ، بهترین روزه ها»

امام علی (ع) فرمودند:

روزه قلب بهتر از روزه ی زبان و روزه ی زبان بهتر از روزه ی شکم است.

——————————

حدیث ۲۴« روزه های ناقص»

امام باقر (ع) فرمودند:

روزه ی این افراد کامل نیست:

۱٫کسی که از امام خویش را نافرمانی کند.

۲٫بنده فراری تا زمانی که برگردد.

۳٫زنی که اطاعت شوهر نکند تا اینکه توبه کند.

۴٫فرزندی که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود

——————————

حدیث ۲۵« در مخصوص روزه داران»

رسول خدا (ص) فرمودند:

همانا برای بهشت دری است به نام (ریان) وارد نمی شوند از آن در مگر روزه داران.

——————————

حدیث ۲۶« دعای روزه داران»

امام صادق (ع) فرمودند:

خواب روزه دار عبادت ، خاموشی او تسبیح، عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب می شود.

——————————

حدیث ۲۷« تغذیه الهی در خواب»

امام کاظم (ع) فرمودند:

هنگام ظهر بخوابید ، زیرا خداوند در خواب به روزه داران آب و غذا می خوراند.

——————————

حدیث ۲۸«خروج از گناهان»

امام کاظم (ع) فرمودند:

هر که در شب قدر غسل کند و تا طلوع قجر شب زنده داری نماید از گناهان خارج شده است.

——————————

حدیث ۲۹« بخشش گناهان گذشته و آینده»

امام باقر می فرمایند:

کسی که شب قدر را درک کند و (با عبادت) آن را به پا دارد ، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد.

——————————

حدیث ۳۰« رکوع و سجود در شب قدر»

امام صادق(ع) فرمودند:

مرحبا و احسنت بر آن بنده که این شب را به رکوع و سجود احیا کند و خطاهای خویش را در مقابل خود مجسم نماید و بر آن بگرید پس آنگاه که چنین کرد ، امیدوارم که نا امید نگردد و به حاجات خویش برسد.

——————————

حدیث ۳۱« روزه ی بی اجر»

حضرت زهرا (س) فرمودند:

روزه دار روزه اش به درد نمی خود ، اگر زبان و گوش و چشم و اعضایش را از (گناه) نگه ندارد.

——————————

حدیث ۳۲« برترین عبادت در ماه رمضان»

رسول خدا (ص) می فرمایند: یا علی (ع) ! برترین اعمال در ( ماه رمضان ) دوری نمودن از حرام های الهی است.

——————————

حدیث ۳۳« غیبت ، آفت روزه»

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

هر کس غیبت مرد یا زن مسلمانی را کند ، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه هایش را قبول نخواهد کرد ، مگر آنکه غیبت شده او را ببخشد.

——————————

حدیث ۳۴« بد بخت حقیقی کیست»

رسول خدا (ص) فرمودند:

بد بخت کسی است که در این ماه با عظمت ، از مغفرت خدا محروم باشد.

——————————

حدیث ۳۵« ماه رمضان ، بهار قرآن»

امام باقر (ع) فرمودند:

هر چیز بهاری دارد ، بهار قرآن ماه رمضان است.

——————————

حدیث ۳۶« پاداش تلاوت یک آیه قرآن»

رسول خدا (ص) فرمودند:

کسی که آیه ای از قرآن را (در ماه رمضان) بخواند ، برای او پاداش (خواندن تمام قرآن ) است در غیر این ماه.

——————————

حدیث ۳۷« درود بر سحر خیزان»

رسول خدا (ص) فرمودند:

هان! صلوات و درود خدا بر سحر خیزان ( و آنانکه برای روزه گرفتن سحری می خورند).

——————————

حدیث ۳۸« شوینده ی گناهان»

امام صادق (ع) فرمودند:

افطار کردن با آب ، گناهان را از دل می شوید.

——————————

حدیث ۳۹« حذر از دوزخ»

رسول خدا (ص) می فرمایند:

خود را از آتش جهنم دور کنید با افطاری دادن ، گرچه با نصف خرما و شربتی از آب باشد.

——————————

حدیث ۴۰« اشتیاق بهشت به چهار نفر»

پیغمبر گرامی اسلام (ص) فرمودند:

هماما بهشت ، مشتاق چهار کس است : خوراک دهنده به گرسنه و نگه دارنده ی زبان و تلاوت کننده قرآن و روزه داران ماه رمضان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ساعت   توسط  دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه  |