|
مقدمه: بيشك جنگهاي صدر اسلام، تأثير به سزايي در پيشبرد دين الهي داشته و به اسلام قدرت و عظمت بخشيده است و رسول گرامي اسلام از آغاز تشكيل حكومت اسلامي تا زمان رحلت، براي حفظ اسلام و مسلمانان از تهاجم عقيدتي و نظامي مشركان و مخالفان، جنگهاي فراواني داشتند تا جايي كه تعداد غزوات پيامبر صلي الله عليه وآله(جنگهايي كه خود پيامبر در آنها حضور داشتند) را بيست و هفت غزوه و شمار، سريههاي آن حضرت (جنگهايي كه خود پيامبر در آنها حضور نداشتند) را از سي و شش تا شصت و شش نقل كردهاند. از اين رو دشمنان اسلام براي ضربه زدن به اسلام، دين مقدس اسلام را دين شمشير ميخوانند و ميگويند اسلام با شمشير و اكراه و اجبار، مخالفان خود را به اسلام دعوت ميكند، امّا اين تهمتي بيش نيست زيرا هدف پيامبر اسلام، كشورگشايي، تسخير سرزمينها و سلطنت و پادشاهي نبوده است بلكه مطابق آيات قرآن، هدف از اين جنگها را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد. 1- گسترش توحيد و خداپرستي. 2- برچيده شدن بساط بتپرستي، كفر و شرك. 3- بهدست آوردن آزادي بيان، تبليغ و نشر اسلام . با اين مقدمة كوتاه، جنگهاي پيامبرصلي الله عليه وآلهرا در قرآن ميتوان به دو بخش تقسيم كرد، جنگهايي كه در قرآن نام آنها با صراحت ذكر شده و جنگهايي كه نام آنها نيامده امّا به برخي از حوادث آن اشاره شده است. الف- جنگهايي كه نام آنها در قرآن آمده است. 1- جنگ بدر نخستين جنگي كه در صدر اسلام، رخ داد جنگ «بدر» يا «بدر كبري» است كه در هفدة رمضان سال دوم هجري به وقوع پيوست. بدر نام چاهي است ميان مكه و مدينه كه در جنوب غربي مدينه در فاصلة بيست و هفت فرسنگي مدينه واقع شده است، اين جنگ زماني اتفاق افتاد كه لشكر قريش از پشت تپه ريگي به دشت بدر سرازير شدند، هنگامي كه چشم پيامبرصلي الله عليه وآله به قريش افتاد، رو به آسمان كرد و گفت: خدايا قريش با كبر و اعجاب به جنگ تو و تكذيب رسول تو برخاسته است، پروردگارا ! وعدهاي را كه به من فرمودهاي محقق نما و آنان را از امروز هلاك ساز. اين غزوه از نبردهاي بزرگ و نمايان صدر اسلام است، شركت كنندگان در اين جنگ از امتياز ويژهاي برخوردار بودند و كساني كه در اين جنگ شركت كردند آنها را «بدري» مينامند، در دو سوره قرآن به اين جنگ اشارت رفته است يكي سورة آلعمران كه نام «بدر» نيز در اين سوره ذكر شده و ديگري سورة انفال، كه به برخي از آن آيات ميپردازيم. 1- و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّه فاتقوا اللّه لعلكم تشكرون، و خداوند شما را در «بدر» ياري كرد و [بر دشمنان خطرناك پيروز ساخت] در حالي كه شما در مقابل آنان ناتوان بوديد، پس از خدا بپرهيزيد [و در مقابل دشمن مخالفت پيامبر نكنيد] تا شكر نعمت او را بجا آورده باشيد (آلعمران/123). 2- كما اخرجك ربك من بيتك بالحق و ان فريقاً من المؤمنين لكارهون همانگونه كه خدا تو را به حق از خانه [بسوي بدر] بيرون فرستاد در حالي كه گروهي از مسلمانان ناخشنود بودند [ولي سرانجامش پيروزي بود، ناخشنودي عدهاي از چگونگي تقسيم غنائم بدر نيز چنين است](انفال/5). 3- اذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم اني ممدكم بألف من الملائكه مردفين، [به خاطر بياوريد] زماني را كه از شدت ناراحتي در ميدان بدر از پروردگارتان كمك خواستيد و او خواسته شما را پذيرفت و گفت: من شما را با يكهزار فرشته كه پشت سرهم فرود ميآيند ياري ميكنم(انفال/9). 4- اذ انتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوي و الركب اسفل منكم و لو تواعدتم لاختلفتم في الميعاد و لكن ليقضي اللّه امرأ كان مفعولاً ليهلك من هلك عن بيّنه و يحيي من حيّ عن بيّنة و انّ اللّه لسميع عليم،درآن هنگام [روز جنگ بدر] كه شما در طرف پائين بوديد و آنها در طرف بالا (و دشمن بر شما برتري داشت) و كاروان قريش پايينتر از شما بود [و وضع چنان سخت بود] كه اگر با يكديگر و عده ميگذاشتيد كه در ميدان نبرد حاضر شويد در انجام وعدة خود اختلاف ميكرديد ولي همة اينها به خاطر آن بود كه خداوند كاري را كه ميبايست انجام شود تحقق بخشد تا آنها كه هلاك و گمراه ميشوند از روي اتمام حجت باشد و آنها كه زنده ميشوند و هدايت مييابند از روي دليل روشن باشد و خداوند شنوا و داناست(انفال/42). برخي نيز آيات 1 تا 19 و 36 تا 51 و 67 تا 71 از سورة انفال را مربوط به غزوة بدر دانستهاند، برخي نيز گفتهاند: تمام سورة انفال پس از جنگ بدر نازل گرديده است. در اين نبرد مسلمانان با تعداد 313 نفر و لشكر كفر حدود 900 نفر، با تجهيزات كامل (ششصد نفر زره پوش و صد اسب) روبروي هم قرار گرفتند، سرانجام جنگ با پيروزي مسلمانان خاتمه يافت. تعداد شهداي اسلام در اين پيكار، چهارده نفر، و از قريش هفتاد نفر كشته و هفتاد نفر اسير شدند، در ميان كشتههاي قريش از سران آنها «نصر بن حارث»، «عقبه بن ابي معيط»، «عتبه»، «شيبه»، «اميّه»، «ابوجهل» و ... به چشم ميخورد. شهداي بدر در گوشة رزمگاه به خاك سپرده شدند كه اكنون نيز مقبره آنها باقي است، سپس پيامبر دستور داد كشتههاي قريش را جمعآوري كنند و در ميان چاهي بريزند. 2- جنگ احزاب اين نبرد كه نام ديگر آن «خندق» است در شوال سال پنجم هجري واقع شده، احزاب جمع حزب به معني گروهها ميباشد چرا كه اين جنگ برخلاف «بدر» و «احد»، مقابل لشكر اسلام، قبائل مختلف شبهجزيرة عرب و قسمت مركزي آن به ضميمة يهوديان خيبر و دو قبيلة بني قينقاع و بني نضير بودند و نام ديگر اين نبرد كه «خندق» است بدين جهت بود كه رسول خداصلي الله عليه وآله براي چگونگي اين جنگ با اصحاب خود مشورت كردند و سرانجام پيشنهاد سلمان فارسي كه كندن خندق در طرف نفوذ پذير مدينه بود به تصويب رسيد. تعداد سپاهيان اسلام در اين نبرد سه هزار نفر، و در مقابل لشكر كفار حدود ده هزار نفر (سه لشكر به فرماندهي كل ابوسفيان بن حرب) روبهروي هم قرار گرفتند. آيات 26و 27 سورة آلعمران، 62 تا 64 سورة نور و 9 تا 27 سورة احزاب دربارة اين غزوه است. نام «احزاب» در دو آية 20 و 22 سوره احزاب آمده است، خداوند ميفرمايد: يحسبون الأحزاب لم يذهبوا و إن يأت الاحزاب يودوا لو انّهم بادون في الاعراب يسئلون عن انبائكم و لو كانوا فيكم ما قاتلوا الا قليلاً* و لما رء المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسوله و ما زادهم الا ايمانا و تسليما،آنها گمان ميكنند هنوز لشكر احزاب نرفتهاند و اگر برگردند [از ترس آنان] دوست ميدارند در ميان اعراب بادية نشين پراكنده شوند و از اخبار شما جويا گردند و اگر در ميان شما باشند جز اندكي پيكار نميكنند* امّا مؤمنان وقتي لشكر احزاب را ديدند گفتند: اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفتهاند و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود(احزاب/20و22). اين نبرد با پيروزي مسلمانان خاتمه يافت و پيشرفت بزرگي را براي ارتش اسلام پديد آورد، زيرا شكست تمام قواي كفر بود به ويژه اين كه قهرمان نامي عرب «عمرو بن عبدود» به دست قهرمان بزرگ و جوان آن روز ارتش اسلام، علي بن ابيطالب عليه السلام كشته شد و نيز با وزيدن طوفان و فرود آمدن فرشتگان الهي آخرين ضربت و به اصطلاح تير خلاص را به دشمن نيمه جان وارد كرد و دشمن، منطقه را با دست پاچگي ترك كرد به طوري كه ابوسفيان بر شتر زانو بستهاي سوار و به آن تازيانه ميزد، و شتر نميتوانست از جاي برخيزد. 3- جنگ حنين اين نبرد پس از فتح مكه، در شوال سال هشتم هجرت ميان مسلمانان و دو قبيلة «هوازن» و «ثقيف» رخ داد، فرماندة اين دو قبيله جواني بهنام «مالك بن عوف نصري» بود و تعداد لشكر مسلمان دوازده هزار مرد مسلح بود كه ده هزار نفر از مدينه و دو هزار نفر از جوانان قريش بودند، اين تعداد نيرو براي ارتش اسلام در آن روز كم نظير بود و برخي كه تنها عامل پيروزي را افزوني نفرات ميدانستند به كثرت افراد مغرور شدند، قرآن كريم ضمن نام بردن از اين نبرد در سورة توبه، اين ديدگاه باطل را محكوم نموده، ميفرمايد: و لقد نصركم اللّه في مواطن كثيرة و يوم حنين اذ اعجبتكم كثرتكم فلن تغن عنكم شيئا وضاقت عليكم الارض بما رحبت ثم وليتم مدبرين،خداوند شما را در جاهاي زيادي كمك كرده است به ويژه در روز جنگ حنين، وقتي كه شمار زيادتان شما را به شگفت آورده بود ولي به هيچ وجه از شما دفع خطر نكرد و زمين با همة فراخي، بر شما تنگ گرديد سپس در حالي كه پشت به دشمن كرده بوديد برگشتيد. ثم انزل اللّه سكينة علي رسوله و علي المؤمنين و انزل جنوداً لم تروها و عذب الذين كفروا و ذلك جزاء الكافرين،آنگاه خدا آرامش را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهياني به ياري آنها فرستاد كه آنها را نميديدند و كساني را كه كفر ورزيدند عذاب كرد و سزاي كافران همين بود. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك علي من يشاء و اللّه غفور رحيم،سپس خدا بعد از اين [واقعه] توبة هركس را كه بخواهد ميپذيرد و خدا آمرزندة مهربان است(توبه/25تا28). همان طور كه از آيات فوق برميآيد مسلمانان در آغاز اين جنگ با شكست مواجه شدند و عدة زيادي از آنان پا به فرار گذاشتند،تا اين كه پيامبر وسپاهيان فداكار آن حضرت مانند امير مؤمنان عليه السلام، عباس، فضل بن عباس، اسامه و ... وارد كارزار شدند و همين امر، سبب شد تا فراريان نيز بازگردند و با روحيهاي برتر با دشمن پيكار كنند و به پيروزي برسند. آمار تلفات مسلمانان هشت نفر بود، در حالي كه دشمن با شش هزار اسير جنگي و بيست و چهار هزار شتر و چهل هزار گوسفند و چهار هزار «وقيه» (هر وقيه تقريباً 213گرم) نقره، پا به فرار گذاشت و مسلمانان به تعقيب آنها پرداختند. ب- جنگهايي كه در قرآن با صراحت نام آنها نيامده ولكن به برخي وقايع آن اشاراتي نموده است كه در اينجا به مهمترين آنهااشاره ميكنيم 1- جنگ احد اين غزوه از غزوات بزرگ است كه پس از نبرد «بدر» در سال سوم هجرت به وقوع پيوست، قريش پس از شكست در جنگ بدر و از دست دادن عدهاي از سران خود، تصميم گرفتند از مسلمانان انتقام بگيرند، بدين جهت از قبيلههاي مختلف، افراد جنگجو را دور خود گرد آورده كه تعداد مردان آنها به چهار هزار نفر ميرسيد، افزون بر آن زناني نيز دوشادوش مردان با خواندن اشعار و سخنان تحريك آميز، با زدن دف و طبل، مردان را همراهي ميكردند، نيروهاي قريش، عصر روز پنجشنبه پنجم شوال سال سوم هجري در دامنة كوه احد پياده شدند، پيامبر صلي الله عليه وآله آن روز، و شب بعد در مدينه ماند و روزجمعه، شوراي نظامي تشكيل داد و درمورد شيوة دفاع به مشورت پرداخت، آن حضرت پس از برگزاري نمازجمعه،با لشكري بالغ بر هزار نفر، مدينه را به قصد احد ترك كرد. در سورة آلعمران از آيه 121 و نيز 139 -180 به اين نبرد اشارت رفته است، اگر چه نام احد در قرآن نيامده است امّا در آيات 155 و 166 همين سوره، روز نبرد احد را «يوم التقي الجمعان»: روزي كه دو گروه با هم روبرو شدهاند نام برده است. و اذ غدوت من اهلك تبوّئ المؤمنين مقاعد للقتال و اللّه سميع عليم* اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليهما و علي اللّه فليتوكل المؤمنون،و ياد كن زماني را كه [در جنگ احد] بامدادان از خانواده خود براي صفآرايي مؤمنان در جايگاههاي خود براي پيكار با دشمن بيرون آمدي و خداوند شنواي داناست* آن هنگام كه دو گروه از شما برآن شدند كه سستي ورزند با آنكه خدا ياورشان بود و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند(آلعمران/121و 122). و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين،شما مسلمانان در كار دين سستي نكنيد و [از فوت غنيمت] اندوهناك نشويد زيرا شما برترين [انسانها] هستيد اگر در ايمان ثابت باشيد(آلعمران/139). ان يمسسكم قرح فقد مس القوم قرح مثله و تلك الايام نداولها بين الناس و ليعلم اللّه الذين آمنوا و يتخذ منكم شهداء و اللّه لا يحب الظالمين،اگر به شما [در جنگ احد] آسيبي رسيده به آن قوم نيز آسيبي نظير آن رسيد اين روزگار [شكست و پيروزي] را ميان مردم به نوبت ميگردانيم [تا آنان پند گيرند] و خداوند كساني را كه ايمان آورده، معلوم بدارد و از ميان شما گواهاني بگيرد و خداوند ستمكاران را دوست ندارد(آلعمران/140). اين نبرد به شكست مسلمانان انجاميد كه عوامل مختلفي از قبيل سرپيچي از دستورات فرماندهي كل قوا يعني: پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله و طمع به دست آوردن غنايم جنگي و... داشت. آتش جنگ، خاموش شد مسلمانان بيش از سه برابر قريش كشته داده بودند، صدها زخمي و هفتاد شهيد نتيجه اين شكست بود، پيامبرصلي الله عليه وآله بر اثر جراحتهاي زيادي كه در جنگ به او رسيده بود، نماز را درحال نشسته خواند و سپس به وظيفة دفن و كفن شهداء «احد» پرداخت، در ميان شهداء جسد يكي از فرماندهان بزرگ اسلام و ياور پيامبرصلي الله عليه وآله (حمزه عموي رسول خداصلي الله عليه وآله كه به «سيد الشهدا» معروف شدـ به چشم ميخورد، اعمال ننگين لشكر قريش از جمله زنان جنايات بزرگي به يادگار گذاشت از قبيل «مثله كردن» (بريدن اعضاء و گوش و بيني) اجساد شهداي اسلام، و بدتر از همه پاره كردن شكم حمزه سيد الشهدا و بيرون آوردن جگر او به دستور هند، همسر ابوسفيان كه بعدها به هند جگر خوار معروف شد. 2- جنگ بني قريظه اين نبرد در ذيقعده سال پنجم هجري پس از غزوة احزاب بين مسلمانان و يهود بني قريظه بهخاطر پيمان شكني اين قبيله رخ داد. رسول خدا بيست و پنج روز بني قريظه را در محاصره داشت تا از محاصره به تنگ آمدند و خداوند آنان را مرعوب ساخت و اين خود عامل پيروزي مسلمانان شد. آيات 56 تا 58 سورة انفال و 26و27 سورة احزاب مربوط به اين غزوه است. الذين عاهدت منهم ثم ينقضون عهدهم في كل مرة و هم لا يتقون *فاما تثقفنهم في الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم يذكرون * و امّا تخافنّ من قوم خيانة فانبذ الهم علي سواء ان اللّه لا يحب الخائنين،همان كساني كه با آنها پيمان بستي سپس هربار عهد و پيمان خود را ميشكنند و از پيمان شكني و خيانت پرهيز ندارند * اگر آنها را در ميدان جنگ بيابي آنچنان به آنها حمله كن كه جمعيتهايي كه پشت سر آنها هستند پراكنده شوند شايد متذكر گردند و عبرت گيرند *و هرگاه با ظهور نشانههايي از خيانت گروهي بيم داشتي [كه عهد خود را شكسته، حمله غافلگيرانه كنند] بهطور عادلانه به آنها اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است، زيرا خداوند خائنان را دوست نميدارد(انفال/56تا58). اين جنگ با تسليم «بني قريظه» و پيروزي مسلمانان، همراه با گرفتن غنائم جنگي پايان پذيرفت. 3- جنگ بني المصطلق «بني المصطلق» تيرهاي از قبيلة «خزاعه» كه در نزديكي قبيله قريش زندگي ميكردند، علت جنگ اين بود كه گزارش رسيد «حارث بن ابي ضرار» رئيس قبيله، در صدد جمع آوري سلاح و سرباز است وميخواهد مدينه را محاصره كند، پيامبر اسلامصلي الله عليه وآله با هوشياري و تحقيق كامل با ياران خود به سوي قبيلة «بني المصطلق» حركت كرد و در كنار چاه «مريسيع» نبرد ميان دو دسته صورت گرفت. آيات 7و8 سورة منافقون و 6 تا8 سورة حجرات دربارة اين غزوه است. هم الذين يقولون لا تنفقوا علي من عند رسول اللّه حتّي تفيضوا و لله خزائن السموات و الارض و لكن المنافقين لا يفقهون * يقولون لئن رجعنا الي المدينة ليخرجنّ الاعزّ منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين و لكن المنافقين لا يعلمون، آنها كساني هستند كه ميگويند به افرادي كه نزد رسول خدا هستند انفاق نكنيد تا پراكنده شوند غافل از اينكه خزائن آسمانها و زمين از آن خداست ولي منافقان نميفهمند * آنها ميگويند اگر به مدينه باز گرديم عزيزان، ذليلها را بيرون ميكنند درحالي كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولي منافقان نميدانند. جانبازي مسلمانان و ترس كفار سبب شد كه پس از زد و خورد كوتاهي با كشته شدن ده نفر از دشمن و يك شهيد از مسلمانان، سپاه دشمن متفرق، زنان آنان به اسارت و اموال زيادي نصيب ارتش اسلام گردد. 4- غزوة حديبيه و بيعت رضوان در ذيقعده، سال ششم هجري، پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله به قصد انجام مراسم عمره با ياران خود، بي آنكه قصد جنگ داشته باشد به سوي مكه حركت كرد، در آن روز قدرت كفار قريش در سرزمين حرم خودنمايي ميكرد، و از طرفي چون ماه حرام بود اين اميد در مسلمانان وجود داشت كه به كسي آسيبي نرسد، پيامبر نيز جهت ابراز حسن نيت دستور داد كسي سلاح جنگي حمل نكند ؛ جمعيتي كمتر از دو هزار نفر بدون سلاح، فقط با سلاح مسافر به سوي مكه به حركت درآمدند و گروه اطلاعاتي متشكل از حدود بيست نفر به عنوان طليعه پيش فرستاده شد. مشركان قريش پس از باخبر شدن از حركت مسلمانان تصميم گرفتند از ورود مسلمانان به مكه جلوگيري كنند و «خالد بن وليد» را با دويست سواره نظام، براي جلوگيري از ورود مسلمانان فرستادند. پيامبر اسلام راه خود را عوض كرد و از راههاي صعب العبور به حركت خود ادامه داد تا به سرزميني به نام «حديبيه » رسيدند، پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: در اين نقطه به سر ميبريم تا خداوند تكليف ما را روشن سازد. قريش، پيكهايي جهت اطمينان و آگاهي از هدف مسلمانان به سوي حديبيه فرستاد، تمام فرستادگان گفتند: مسلمانان جز زيارت خانة خدا، قصد ديگري ندارند، امّا قريش باز هم نميپذيرفت، از طرف پيامبرصلي الله عليه وآله نيز افرادي براي تبيين نظريه آن حضرت فرستاده شد امّا متأسفانه آنها هم دستگير شدند. اين عمل قريش باعث شد كه پيامبرصلي الله عليه وآله از يكايك مسلمانان براي دفاع از دين و آيين بيعت بگيرد و اين بيعت در زير درختي انجام گرفت، اين عمل خود، ترسي در دل قريش افكند و نمايندة پيامبر را آزاد و نمايندهاي نيز از خود به سوي پيامبر صلي الله عليه وآله فرستادند، اين نماينده با نام «سهيل بن عمرو» پيشنهاد صلح كرده و قرار داد صلح را نوشتند. سورة فتح در همين رابطه نازل شد ؛ اين سوره داراي 29 آيه است كه آغاز آن بشارت فتح است، (انا فتحنا لك فتحاً مبينا) رسول خدا صلي الله عليه وآله در پرتو اين صلح توانست در كمال آرامش، با سلاطين جهان مكاتبه نموده و آنها را به توحيد دعوت نمايد و اين نقطة عطفي بود براي ارتباط با جهان خارج، افزون بر آن، گروهي از سران عرب نيز پس از صلح به اسلام گرويدند. ياد آور ميشود كه، سورة فتح، كه در جريان صلح حديبيه نازل شد و اشاره به دو پيروزي بزرگ دارد. 1- فتح قريب (پيروزي نزديك) كه منظور فتح قلعههاي خيبر در سال هفتم هجرت است. 2- فتح مبين (پيروزي آشكار) كه منظور، فتح مكه در سال هشتم هجرت است. 5- نبرد ذات السلاسل اين جنگ در جمادي الآخر، سال هشتم هجرت رخ داد، رسول خداصلي الله عليه وآله خبر يافت كه هزاران نفر در سرزمين «يابس» با يكديگر هم پيمان شدهاند كه اسلام را در هم بكوبند، آن حضرت در آغاز، لشكري را به فرماندهي ابوبكر و پس از او عمر و سپس عمروعاص فرستاد، هر سه عقب نشيني كردند پس از آن اميرالمؤمنين علي عليه السلامبه فرماندهي برگزيده شد، او شبها حركت ميكرد و روزها به يك اصل مهم نظامي يعني «استتار» عمل مينمود، سپيده دمي، نماز صبح را با ياران خود خواند و بعد از نماز با سپاه نيرومند خود بر دشمن خواب آلود حمله كرد و بر آنان پيروزي يافت، هفت تن از دلاوران دشمن را دستگير كرد و بقيه آنها با ترك غناعم پا به فرار گذاشتند. براي اين جانبازي و سرافرازي مسلمانان به فرماندهي حضرت علي عليه السلام سورة «والعاديات» نازل شد والعاديات ضبحاً* فالموريات قدحاً * فالمغيرات صبحاً * فأثرن به نقعاً...، سوگند به اسبان دوندة [مجاهدان] در حالي كه نفس زنان به پيش ميرفتند* و سوگند به افروزندگان جرقة آتش [در برخورد سمهاي اسبان با سنگهاي بيابان] * و سوگند به هجوم آوران سپيده دم * كه گرد و غبار به هر سو پراكندند و... . 6- جنگ تبوك پس از فتح مكه، ترس عجيبي در دل امپراتور روم پديد آمد كه مبادا مسلمانان قلمرو حكومت او را مورد تعرض قرار دهند بدين جهت دولت روم در ماه رجب سال نهم هجري، سپاه عظيمي را از قبيلههاي متعدد فراهم كرد تا مدينه را تسخير كند. اين خبر به گوش پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله رسيد و آن حضرت فرمان عمومي جهاد را صادر كرد تا مسلمانان با تجهيزات و آمادگي كامل به سوي جبهههاي جنگ روانه گردند. هزينه اين جنگ نيز به عهدة خود مسلمانان بود. آيات 38 تا 48 و نيز 64 و 66 ، 79 تا 102 از سورة توبه، مهمترين آيات در بارة اين غزوه است كه به برخي از آنها اشاره ميشود. يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل اللّه اثاقلتم الي الارض...، اي كساني كه ايمان آوردهايد چرا هنگامي كه به شما گفته ميشود به سوي جهاد در راه خدا حركت كنيد بر زمين، سنگيني ميكنيد و سستي به خرج ميدهيد...(توبه/38). الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين في الصدقات والذين لا يجدون الا جهدهم فيسخرون منهم سخرالله منهم و لهم عذاب اليم، آنهايي كه از مؤمنان اطاعت كار، در صدقاتشان عيب جويي ميكنند و كساني را كه [براي انفاق در راه خدا] جز به مقدار ناچيز توانايي خود، دسترسي ندارند مسخره مينمايند، خدا آنها را مسخره ميكند [وكيفر استهزا كنندگان را به آنها ميدهد] و براي آنها عذاب دردناكي است(توبه/79). [اين آيه در بارة انفاق شخصي به نام «ابوعقيل» كه دو من گندم داشت و يك من آن را براي اين جنگ كمك كرد، و در مقابل چهار هزار دينار <عبدالرحمان بن عوف> بسيار ناچيز بود، منافقان به مسخرة او پرداختند امّا چون از اخلاص خاصي برخوردار بود اين آيه در ملامت منافقان نازل شد]. سپاه توحيد در آغاز ماه شعبان، سال نهم هجرت، به سرزمين «تبوك» رسيد امّا اثري از سپاه روم نديد، گويا روميان از عزم استوار، و فراواني سپاه اسلام كه حدود سي هزار نفر بودند آگاهي يافته و خود را از معركه جنگ كنار كشيدند، و چنين وانمود كردند كه، گزارشهايي كه به مسلمانان در رابطه با حمله به مسلمانان رسيده شايعات بوده است. رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله با مشاهدة چنين اوضاعي، افسران عاليرتبه و شوراي نظامي را گرد آورد و با آنها در بارة پيشروي در خاك دشمن يا بازگشت به مدينه مشورت نمود و نتيجه مشورت اين شد كه بدون جنگ به مدينه بازگردند و پيامبرصلي الله عليه وآله نيز رأي شورا را محترم شمرده و دستور بازگشت به مدينه صادر شد. لیلا ک
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
سوره بقره از نظر اصول اعتقادی اسلام و بسیاری از مسائل علمی ( عبادی، اجتماعی، سیاسی ،اقتصادی) بسیار جامع می باشد. ابتدای سوره بقره با حروف مقطعه شروع می شود که از رموز قرآن است و بعد به معرفی کتاب می پردازد و بعد از آن مردم را در ارتباط با برنامه و آیین اسلام به سه گروه تقسیم می کند: 1. متقین (آیات 3 تا 5) الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (3) وَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ (4) أُولئِکَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5) 2. کافران (آیات 6 و 7) إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (6) خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ (7) 3. منافقان (آیات 8 تا 20) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنینَ (8) یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ (9) . .. ... یَکادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ کُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فیهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ (20) . . -در این سوره بحث های دیگری پیرامون اعجاز قرآن و اهمیت این کتاب آسمانی (آیه 23) وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (23) -بحث هایی پیرامون داستان حضرت آدم و سجده نکردن شیطان وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا ... -و جریان غرق شدن فرعونیان و رفتن حضرت موسی به کوه طور و گوساله پرست شدن قومش و بهانه های بنی اسرائیل و موضوع گاو بنی اسرائیل (آیات 49 تا 73) - بحث هایی در زمینه احکام مختلف اسلامی از جمله: نماز ، روزه ، جهاد ، حج ، تغییر قبله ، ازدواج ، طلاق ، احکام تجارت و قسمت مهمی از احکام ربا و بحث هایی در زمینه ی انفاق در راه خدا و قصاص و تحریم قسمتی از گوشت های حرام و قمار و شراب و بخشی از احکام وصیت بحث به میان آمده. لیلا ک
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
***روانشناسی در قرآن*** بر این باوریم که قرآن کتاب جامعی است و تمامی حقایق هستی به طور کامل در آن تبیین شده است . ... وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» (ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است (نحل/ 89)) هدف نهایی نزول قرآن ، انسان سازی و تربیت بشر است بنابراین منظور از «همه چیز» تمام اموری است که انسان برای پیمودن راه تکامل به آنها نیاز دارد اموری که تمامی جنبههای مادی ، معنوی ، فردی و اجتماعی او را در برمیگیرد. کافی است به دریای پرفیض قرآن سری بزنیم تا از گوهرهای ناب معارف آن بهرهمند شویم . از جمله مطالبی که در قرآن به طور تفضیل بیان شده ، مسائلی است که از رووس موضوعات علم روانشناسی به شمار میرود. یکی از امور مهم زندگی انسان چگونه اندیشیدن است. چرا که نحوه تفکر هر فرد به طور مستقیم بر احساسات و عملکردهای او تاثیر میگذارد و به این ترتیب ، شخصیت انسان را تحت الشعاع خود قرار میدهد. اندیشهی صحیح، تفکری است که ابعاد بالقوه وجود انسان را به فعلیت برساند و او را به سوی رشد و فلاح رهنمون شود. به میزانی که اندیشه مثبت داشته باشیم حیات طیبه روزیمان میشود، از سلامت روح و روان برخوردار میشویم و از جنبههای مختلف زندگیمان لذت میبریم . از سوی دیگر به میزانی که تفکرمان منفی باشد ، فقر ، نفرت ، گریز از خلق و دیگر اموری که در این راستاست دامنگیرمان میشود.بنا به نقش مهمی که « اندیشه صحیح » در زندگی ما ایفا میکند، در محضر قرآن قرار میگیریم تا بیاموزیم که چگونه بیندیشیم . إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ (حمد/5) در این آیه مبارکه فعلهای « نَعْبُدُ» و «نَسْتَعینُ» به صورت متکلم مع الغیر آمده است. گویی قرآن به ما میآموزد که برای حرکتهای مثبت، باید با جمعهای سالم همراه شویم . برخی افراد مردم گریز و جمع گریزند، تصور میکنند تواناییها و آموختههای خودشان برای پیمودن راه کمال و وصال کافی است ، و نیازی ندارند که به جمع خوبان بپیوندند. اما این دیدگاه، تفکری است اشتباه. اندیشه صحیح این است که بپذیریم خداوند در جمع برکتی قرار داده که در حرکتهای فردی ، از آن میزان برکت برخوردار نمیشویم. برای به ثمر رسیدن امور مثبت و ارزشمند ، باید با گروهی از خوبان همراه گردیم . تاثیر آموزه های قرآنی بر روان افراد انسان در دنیای تضاد ها،گرفتار مشكلات فردی و جمعی ویا روانی و جسمانی بسیار است.كسی را نمی توان یافت كه از مشكلات و معضلات سخن نگوید و یا از آن ننالد.از این رو،شناخت و یافتن راهكارهایی برای برون رفت از این مشكلات،دغدغه ی هر انسانی است.حتی كسانی كه از راهكارهای موفقیت،سخن می گویند و طرح ها و پیشنهادهایی را در این زمینه ارائه می دهند،در حقیقت به نوعی سخن از راه های برون رفت از مشكلات و دشواری هایی میزنند كه مانع عمده در سر راه تحقق آرمانی است كه از آن به عنوان موفقیت یاد می كنند. و در قرآن می فرماید:«إذا مسه الشر فیؤس قنوط» هنگامی كه به آنان شر و بدی می رسد(و گرفتار مشكلات و ناملایمات زندگی می گردند پس مایوس و نومید می گردند.در جایی دیگر این افراد و اشخاص را انسان هایی گمراه می شمارد كه حق و راه درست را نشناخته و بدان سو نمی روند: (فصلت،41/49)؛ « ومن یقنط من رحمة ربه إلا الضالون»(حجر،15/56)؛ و جز گمراهان كسی از رحمت پروردگارش مایوس و نومید نمی شود.نومیدی و بریدن از حق و رحمت واسع و گسترده او به عنوان گناهی كبیره و بزرگ شمرده شده است كه هر مومنی به خدا و رستاخیزمی بایست از آن پرهیز كند،(زمر:39) و از این كه دچار گرفتارهایی و مشكلات و بدی ها می شود نمی بایست از خدا و رحمت او نومید شود.(روم:36(برخی از محققان و متخصصان علوم پزشكی،پژوهشهای متعددی در این مورد انجام داده اند و تاثیرات آموزه ها(دستورات و توصیه ها)و آیات قرآن را در بهداشت روانی انسان بررسی كرده اند.در این تحقیقات تجربی نتایج مثبت و چشمگیری در مورد برخی مفاهیم و دستورات قرآن به دست آمده است كه در این جا بصورت فهرست وار به برخی از آنها اشاره می كنیم: 1.وحدت شخصیت انسان و رابطه آن با توحید قرآن اساس و مبنای مذهب اسلام بر وحدت و توحید می باشد.وحدت شخصیت و یگانگی روان انسان،مظهر و نماینده بارز توحید ذات مقدس خالق است 2.دمیدن روح امید و ممنوعیت یأس و ناامیدی در قرآن و تاثیر آن در كاهش افسردگی در قرآن كریم می خوانیم: و لا تیئسوا من روح الله إنه لا ییئس من روح الله إلا القوم الكافرون؛و از رحمت بی منتهای خدا نومید مباشید كه هرگز هیچ كس از رحمت خدا نومید نیست،مگر كافران. (یوسف،12/87) در اسلام نا امیدی از خدا یك گناه كبیره به حساب می آید.همین مطلب موجب می شود كه مؤمنان همیشه شاداب و امیدوار باشند و به دامن افسردگی و یأس نیفتند. 3.دعوت قرآن به صبر و تاثیر آن در كاهش فشارهای روانی(بقره:153؛آل عمران:200( 4.دعوت قرآن به توكل بر خداو تاثیر آن در حل مشكلات و آرامش روانی(احزاب:3؛آلعمران:159) 5.تاثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی(رعد:28) 6.ممنوعیت خودكشی در دین و تاثیر آن بر پایین آمدن آمار خودكشی در جوامع مذهبی(نساء:29) 7.تاكید بر محبت به پدر و مادر و تاثیر آن در سلامت روانی افراد خانواده(سوره اسراء،آیه 24؛سوره بقره،آیه 83) نسرین حسین نژاد
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
نمونه ای از روانشناسی در قرآن
اصول روانشناسی در تبلیغات به صورت كلاسیك و مدون، از ابتكار علم و دانش روزگار معاصر است، اما اصول فطری آن هیچگاه جدای از انسان ها نبوده به ویژه در تبلیغات مذهبی اصیل آسمانی اصول فطری روان شناسی دقیقا مدنظر قرار گرفته است.
جام دینی: یكی از موثرترین عوامل موفقیت تبلیغ در جذب مخاطب، روان شناسی تبلیغ است. پیام رسان باید مخاطب خود را بشناسد، روحیات او را بداند، گرایش و حساسیت های گروهی، سنی و اجتماعی را با دقت مورد نظر داشته باشد.
روان شناسی فردی و روان شناسی اجتماعی كه دو رشته وسیع علمی در عصر كنونی هستند امروزه در تبلیغ نقش تعیین كننده ای دارند و افراد یا سازمانهای تبلیغی در كشورهای پیشرفته قبل از اینكه به كار تبلیغ دست بزنند مباحث این دو علم را مد نظر دارند و با توجه به آن مباحث به صحنه تبلیغات می آیند و متخصصان و كارشناسان ورزیده این دو علم را به كمك می طلبند و تبلیغات را بر اساس اصول آن دو طراحی می كنند.
انتخاب عنوان، سوژه، ابزار، شیوه، شعر، قصه، فیلم، آهنگ و موسیقی و... و حتی نوع رنگهای تابلوهای تبلیغاتی بر اساس روانشناسی انجام می گیرد. خلاصه آنكه اصل روان شناسی تبلیغ در كلیه ابزارهای دیگر تبلیغی جاری است.
آنچه لازم به یادآوری است اینكه گرچه اصول روانشناسی در تبلیغات به صورت كلاسیك و مدون، از ابتكار علم و دانش روزگار معاصر است، اما اصول فطری آن هیچگاه جدای از انسان ها نبوده به ویژه در تبلیغات مذهبی اصیل آسمانی اصول فطری روان شناسی دقیقا مدنظر قرار گرفته است. اگر به آیات كریمه قرآن بنگریم صدها مورد را می توان یافت كه بر اساس روان شناسی ایراد شده و نیز روایات ما به نكات روانی و دقایق این علم توجه مخصوص داشته است و سیره رهبران دین نیز نشان می دهد كه آنان در امر تبلیغ به اصول روان شناسی فردی و اجتماعی عنایت كامل داشته اند.
در سوره انعام آیات 125،110،108، سوره انفال آیه 22، سوره توبه آیه 125، سوره یونس آیه 12، سوره حشر آیه 19 و دهها آیه دیگر شامل نكته های روانی وروان شناسی می باشند و در تبلیغ به این امر توجه کرده اند.
همچنین در زمینه روان شناسی اجتماعی تبلیغ نمونه های فراوانی است، از جمله آیه 46 كریمه سوره سبا که می فرماید: "ای پیامبر بگو من تنها یك موعظه با شما دارم و آن اینكه دو نفر یا یك یك برای خدا بپاخیزید و به تفكر بپردازید". این آیه مخاطبین پیامبر را دعوت می كند كه از جامعه كناره گیرند و به تنهایی یا دو نفره به تفكر بپردازند. زیرا كه فضای فكری آلوده آن عصر كه آكنده از جهل، شرك، تكذیب، تهمت، تمسخر، شایعه و فریب افكار عمومی بود به افراد اجازه نمی داد به طور مستقل فكر كنند و تصمیم بگیرند و هر آنچه می اندیشیدند و یا باور می كردند متاثر از افكار و محیط پیرامونشان بود و طبیعی است كه افكار حاكم بر محیط استقلال فكری فرد را مخدوش می كند و گاه به كلی از كار می اندازد و به عبارت دیگر،عقل جمعی برعقل فردی غلبه دارد.
دانشمندان رفتارهای انسانی را به دو دسته غریزی و اكتسابی تقسیم می کنند. از رفتارهای غریزی در روان شناسی عمومی بحث می شود و از رفتارهای اكتسابی در روان شناسی اجتماعی. تعریفی كه از روان شناسی اجتماعی كرده اند عبارت است از مطالعه فعالیت های فردی كه از افراد دیگر متاثر شده است. تاثیر دیگران می تواند به صورت مثبت و یا به صورت منفی باشد. در هر حال در چنین صورتی رفتار فرد علت اجتماعی دارد.
حال اگر اجتماع سالم باشد و فضای اندیشه ها از منطق و عقل و اخلاق متاثر گردد فرد در چنین جامعه ای به صورت مثبت از محیط پیرامون خود تاثیر می پذیرد و همچنین از مصاحبان و همنشینان شایسته كه آیات و روایات ابواب مصاحبت بر آن تاكید فراوان دارد و نیز نسبت به سالم سازی محیط و بوجود آمدن فضای مناسب برای رشد فكری و تعالی اخلاقی. واگر فضای اجتماعی آلوده به جهل، فساد، تعصب، تقلیدهای زیان بار و سایر انحرافات و آفت های فكری باشد، طبیعی است كه فرد نیز از چنین فضایی متاثر خواهد بود.
محیط مكه در صدر اسلام محیط كفر، جهل، بت و خرافه پرستی تعصب و فساد و غوغاسالاری بود و تبلیغات در سطح جامعه در این راستا جریان داشت. در چنین اوضاعی اگر فرد می خواست به عقل جمعی توجه كند می بایست همیشه در جها و فساد و خرافه و شرك بماند و از اسارت تقلید جمع و فشار افكار عمومی آزاد نمی شد. لذا پیامبر به لسان قرآن مردم را مخاطب ساخته و گفت من تنها یك موعظه با شما دارم و آن اینكه این اندیشه جمعی را رها سازید و برای خدا بپاخیزید و تك تك یا دو به دو به تفكر بپردازید و ببینید كه دعوت پیامبرتان از روی جنون نیست وهمان گونه كه حضرت علی(ع) می فرماید: در طریق هدایت از كمی عده رهپویان حق وحشت نكنند. لیلا جلیلی
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
روان شناسي اسلامي
مقدمه: روشن فكران پيشاهنگ روان شناسي در واقع فيلسوفان باستان هستند، اما سنت و شكل روان شناسي نوين اندكي بيش از صد سال سابقه دارد. صدمين سالگرد روان شناسي نوين در سال 1979 جشن گرفته شد. هرمن ابينگهاوس (herman ebinghaus) روان شناس قرن 19 مي گويد: «روان شناسي پيشينه اي دراز اما تاريخچه اي كوتاه دارد.» آنچه كه فلسفه قديم را از روان شناسي جديد متمايز مي سازد و پيدايش يك نظام مستقل را نشان مي دهد،رويكردها و فنون مورد استفاده است.»[1] و اما «اصطلاح روان شناسي اسلامي تحت عنوان علم النفس الاسلامي براي اولين بار در مقدمه كتاب «الدراسات النفسيه عند المسلمين و الغزالي بوجه خاصه» كه تقرير دكتر احمد فؤاد الاهواني است و استاد عبدالكريم العثمان تحرير كرده است در سال 1962 آمده است.»[2]
تعريف ماحصل تعريف روان شناسي اسلامي در سال 1962 كه از طرف دكتر احمد فؤاد الاهواني مطرح گرديد اين است كه: «روان شناسي اسلامي شاخه اي از روان شناسي است كه به مباحث ديني نزد مسلمانان مي پردازد.»[3] با توجه به نظريه هاي مختلف كه در روان شناسي اسلامي مطرح است تعريف جامعي كه مي توان ارايه كرد: «روان شناسي اسلامي، مطالعة علمي رفتار است كه با فرهنگ و جهان بيني اسلامي متناسب باشد.»[4] موضوع روان شناسي اسلامي موضوع روان شناسي اسلامي فراتر از بعد ظاهري و فيزيولوژيكي، بعد باطني و پنهاني رفتار انسان است. يعني رفتار انسان با عنايت به اسباب ظاهري و باطني آن.[5] اصول موضوعه روان شناسي اسلامي برخي از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي كه در كتاب هاي علم النفس الاسلامي و روان شناسي اسلامي بيان شده است «بحث از طبيعت انسان، هدفمندي و انگيزه و علاقه و بحث از نفس و ماهيت آن، احوال نفس و حالات و عوامل فساد و صلاح نفس، علاقه نفس به جسم، روح و قلب، بحث از افكار و وسوسه، و درباره اميد به زندگي و مسايل زندگي دنيا و سپس آخرت»[6] و موضوع «شهوت، فطرت، تضادهاي موجود بين آنها، عوامل تقويت كننده و تضعيف كننده هر كدام، مكانيسم بروز اختلال هاي رواني واكنشي و غير واكنشي، معيارهاي بيماري و سلامت رواني، ارايه سبك و روش زندگي»[7] از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي مي باشد. فايده و كاربرد مكتب روان شناسي اسلامي هم مانند هر يك از مكاتب روان شناسي، پشتوانة فلسفي دارد،زير بناي تفكر روان شناسي اسلامي از مفاهيم ديني گرفته شده است كه آن را در چارچوب علمي بيان مي كند. «ما بر اساس مفاهيم روان شناختي كه در كتاب و سنت آمده است، مي توانيم هم يك ديدگاه روان شناختي داشته باشيم و هم قانون مندي هاي خاص روان شناختي را از آن استخراج كنيم مثلاً در آية 19 انفال (اِن تتقو الله يجعل لكم فرقاناً) هواپرستي و هواخواهي ها موجب مي شود كه انسان حقايق را به گونه اي ديگر ببيند و واقعيت ها را با همان تحليل ها بسنجد. ما ادعا نمي كنيم كه قرآن و سنت در همة زمينه هاي روان شناسي مطلب دارد، بايد در اين رابطه تلاش كنيم و اين مفاهيم را به دست آوريم. مفاهيمي كه بدست مي آوريم يا هماهنگ با يافته هاي علمي است، در اين صورت اطمينان بيشتري نسبت به يافته هاي علمي پيدا مي كنيم و حتي ممكن است آنها در نزد ما اعتبار و ارزش بيشتري پيدا كند و يا به يك سري مفاهيم و موضوعات روان شناسي برخورد مي كنيم كه روان شناسي موجود به آن نپرداخته است، اين نيز براي يك روان شناس مفيد خواهد بود؛ چرا كه افق جديدي را فراروي او مي گشايد. فايده ديگر اين كار اين است كه چه بسا ممكن است مطالبي را بدست بياوريم كه با تحقيقات موجود در روان شناختي هماهنگ نباشد،اين نيز زمينه ساز تحقيقات عميق و گسترده تر در هر دو منبع و روش خواهد شد.»[8] تاريخچه «اساسي ترين عامل اهتمام و توجه و تكاپوي جدي متفكران اسلامي دربارة انسان شناسي و بالخصوص پيرامون روان شناسي، تأكيد شديد قرآن مجيد و احاديث كاملاً معتبر از باني بزرگ اسلام پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ است كه با اشكال و عبارات گوناگون شناخت و اصلاح نفس را مطرح فرموده اند تا آنجا كه براي وصول به خداشناسي، خودشناسي را مقدمه لازم معرفي فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» از طرف ديگر پس از دوران رنسانس، روان شناسي مانند ديگر علوم تدريجاً از مادر اصلي خود كه فلسفه بود جدا شده و به جريان افتاد. در نتيجه روان شناسي معاصر در دو قرن 19 و 20 با برچسب دانشگاهي رسمي در غرب و شرق به راه افتاد به طوري كه تدريجاً از ديدگاه اكثريت متفكران علوم انساني، طريق منحصر براي روان آدمي تلقي گشته در نتيجه، علمي به عنوان علم النفس اسلامي از ديدگاه دانشگاهي ناپديد شد.»[9] «در ابتداي قرن 20 دوباره به فعاليت دانشگاهي پرداخت و پيرامون موضوعات روان شناسي اسلامي بحث هايي صورت گرفت كه رسالة دكتراي دكتر محمد عثمان النجاتي تحت عنوان «الادراك الحسي عند ابن سينا» در سال 1942 ميلادي به رشتة تحرير درآمد و اولين كتاب با عنوان روان شناسي اسلامي تحت عنوان «الدراسات النفسيه عندالمسلمين والغزالي» منتشر گرديد. سپس دامنة بحث گسترده شد و مجلاتي در اين زمينه منتشر شد كه مجلة «المسلم» در نوامبر 1974 به چاپ رسيد.»[10] سپس در گوشه و كنار ملت هاي مسلمان همايش ها و كنگره هايي برگزار گرديد. در كشور جمهوري اسلامي ايران نيز قبل از انقلاب ممكن است به صورت متفرقه از سوي كساني نظير شهيد مطهري (ره) كارهايي صورت مي گرفته، ولي گرايش به روان شناسي اسلامي با ابتكار بزرگاني چون علامه مصباح يزدي (دام ظله) و استاد غروي (مد ظله) قبل از انقلاب در مؤسسة در راه حق آغاز و هم اكنون در مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و پژوهشكده حوزه و دانشگاه ادامه دارد و حاصل آن كتابهايي نظير روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي و مكتب هاي روان شناسي و نقد آن و چندين رساله و پايان نامه نيز با اين گرايش به رشتة تحرير درآمده است كه هر سال رشد و تعالي اين گرايش فزوني دارد. جايگاه روان شناسي در قرآن و سنت قرآن و روايات با عبارات مختلف به موضوعاتي نظير شناخت و اصلاح نفس و خودشناسي مي پردازند و بر نقش روان بر رفتار تأكيد مي كنند. از سويي براي هر يك از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي دستوراتي دارد كه به اهميت اين مسئله اشاره دارد. تا جايي كه قرآن (29 حجر) خلقت انسان را از روح خود مي داند. در كلام وحي و روايات به واژگاني مانند سكون، روح، سلام و... پرداخته است كه تشريح آن نيازمند تفصيل است. نكتة اساسي، توجهي است كه از ابتداي خلقت انسان تا بي نهايت از طرف خدا به انسان شده است كه تمام آن براي به سعادت و آرامش رسيدن انسان است و لاجرم رفتار انسان قطره اي از نظرگاه اقيانوس بي كران آفريننده است. مقايسه با علوم غير اسلامي تفاوتي كه از طرف برخي از مخالفين روان شناسي اسلامي مطرح مي شود اين است كه آيا روان شناسي اسلامي علم است يا خير و ثانياً آيا اصول روان شناسي اسلامي علمي است؟ براي پاسخ به اين دو سؤال ابتدا بايد علم، روش علمي، وظيفه علم و نظرية علمي را تعريف كنيم. «علم عبارت است از كاربرد روش علمي در پيدا كردن جواب براي مسايل حل شدني»[11] و روش علمي «تلاشي است نظامدار براي پاسخ دادن به پرسش هاي خاصي (كه حل شدني باشد اما نتوان فوري و با سرعت بدانها جواب داد). با آن كه شاخه هاي علوم متفاوت با يكديگرند و فنون پژوهش علمي نيز ممكن است از يك علم به علم ديگر، به گونه قابل ملاحظه اي متفاوت باشد، ساختار همه آنها متكي بر يك نظام منطقي است و در همة آنها يك فلسفه مشترك به نام «روش علمي» وجود دارد. ويژگي و جنبة كلي (و جهاني) همين «روش علمي» است كه جست و جو و كاوش براي قوانين كلي حاكم بر رفتار را در بر مي گيرد.»[12] و «مهم ترين وظيفة هر علم تدوين و توسعه تئوري است. (كرلينگر، 1973؛ اشميت، 1992)»[13] و نظريه علمي «نظريه مجموعه اي از مفهوم، تعريف و فرضيه مرتبط به هم كه با مشخص كردن روابط ميان متغيرها، ديد و يا نظري منظم و منسجم از پديده هاي مورد بحث به دست مي دهد و هدفش تبيين و پيش بيني پديده هاست.»[14] با توجه به تعاريف فوق روان شناسي اسلامي به دليل اين كه نظامدار بوده و ساختار آن متكي بر يك نظام منطقي است، يك علم است. و «بنابر اصول خود به تعريف مفهوم و فرضيه مرتبط با هم در مورد عامل حيات، شهوت، فطرت، تضادهاي موجود بين آنها، عوامل تقويت كننده و تضعيف كننده هر كدام، مكانيسم بروز اختلال هاي رواني واكنشي و غير واكنشي، معيارهاي بيماري و سلامت رواني، ارايه سبك و روش زندگي در مقياس وسيع پرداخته و به طور كلي، در هر يك از شاخه هاي مربوط به روان شناسي فردي و اجتماعي و هر جنبه اي كه به انسان مربوط مي گردد، ديدگاه اختصاصي خويش را دارد. از سوي ديگر مهم ترين خصوصيت و فايده اي كه نظريه براي استفاده كننده آن در بردارد عبارتند از منظم كردن يافته ها، ايجاد فرضيه، توان پيش بيني و توان تبيين؛ مكتب روان شناسي اسلامي تمام فعل و انفعال هاي فردي و اجتماعي انسان را در وجود دو جريان ذاتي و غير اكتسابي به نام فطرت و شهوت خلاصه مي نمايد و به تضاد بين اين دو جريان معتقد است و عوامل تقويت كننده و ضعف هر كدام را بيان مي كند. [1] . سيدني، الن، شولتز و دوان. پي . شولتز؛ ترجمه علي اكبر سيف و ديگران، تاريخ روان شناسي نوين، ج 1، ص 19و 20. [2] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 10 و 11. [3] . همان، ص 11. [4] . مجلة معرفت، ش 50، ص 10، استاد حجت الاسلام غروي، مدير گروه روان شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و پژوهشكده حوزه و دانشگاه. [5] . همان، با تغيير و تلخيص. [6] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 14. [7] . دكتر سيد ابوالقاسم حسيني (استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد)، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ.ش ، ص 106. [8] . معرفت، ش50. [9] . مقدمه استاد محمد تقي جعفري (ره) بر كتاب دكتر سيد ابوالقاسم حسيني، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ ش، ص 3. [10] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 8. [11] . دكتر حيدر علي هومن، شناخت روش علمي در علوم رفتاري، (پايه هاي پژوهش) چاپ 3، 1376، ص 5. [12] . همان، ص 23. [13] . همان، ص 35. [14] . دكتر سيد ابوالقاسم حسيني، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ ش، ص 3. @#@ علل را واقع بينانه توجيه مي نمايد و براي پيش گيري و كنترل اين كشمكش ها، قوانين و اصول كاملاً مشخص و ضمانت هاي اجرايي قوي دارد.»[1] اصول روان شناسي اسلامي علمي است در مقايسه با روان شناسي نوين كه «در سال 1908 يك روان شناس انگليسي به نام ويليام مكدوگال (William mcdugall) روان شناسي را به عنوان علم رفتار تعريف كرد.»[2] رفتاري كه قابل مشاهده علمي و تجربي باشد و «يكي از اشكال هايي كه به روان شناسي اسلامي گرفته مي شود اين است كه چون وجود روان، فطرت، شهوت و فعل و انفعال هاي رواني ميان آنها قابل لمس نيستند، جنبة علمي ندارند و تنها جنبه هايي كه امكان آزمايش داشته باشند و قابل مشاهده و لمس علمي باشند، علمي هستند. اين اشكال به وسيلة مكتب هاي مادي طرح ريزي شد و توسط بعضي از افراد مسلمان كم اطلاع ممكن است تكرار شود، بايد به صورت جدي و دقيق مورد ارزيابي قرار گيرد. در اين جا به طور اجمال به اين اشكال جواب داده مي شود؛ مشخصه هاي عامل حيات در انسان حسي ـ عقلاني هستند. ما حضور عالم حيات را در تمام ارتباط هاي خود حس مي كنيم، مثلاً وقتي با هم دست مي دهيم، مولكول هاي هر يك را همراه عامل حيات حس مي كنيم، در حقيقت اگر بدن ما تنها از مولكول ساخته شده بود امكان حس عمق و ساير انواع حواس اصولاً وجود نداشت و لذا مي توانيم بگوييم كه ما عامل حيات را در خود و ديگران لمس مي كنيم، منتها اين لمس به صورتي نيست كه ما عامل حيات را جدا كنيم و به مدعيان نظريه مكانيستي حيات را نشان دهيم و در اين قسمت بعد عقلاني ما بايد وارد عمل شود. نكتة بسيار اساسي اين است كه تمام آموزش هاي الهي را فقط فطرت هاي سالم مي پذيرند. (پاسخ ديگر) البته بايد توجه داشت كه غير قابل لمس بودن بعضي جنبه هاي مربوط به روان شناسي، منحصر به نظرات روان شناسي اسلامي نيست، بلكه در مورد اغلب و شايد تمامي مكاتب روان شناسي چنين روندي وجود دارد.»[3] حرف آخر همانطور كه روان شناسي نوين علم به معناي اخص (تجربه و آزمايش) است، روان شناسي اسلامي هم علم به معناي اعم (هم با تجربه و آزمايش و هم امور غير تجربي) است و اصول موضوعه آن نيز مانند ساير مكاتب علمي و وابسته به روش هاي علمي است. بنابراين با تلاش و كوشش روان شناسان مسلمان مي توان فراتر از روان شناسي نوين به علم روان شناسي پرداخت. لیلا جلیلی
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
1. دفع تمام کسالتها با سوره حمد
از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: جبرائیل دارویی به من تعلیم نمود که هیچ وقت احتیاج به داروی دیگر پیدا نکردم واین دارو این است: آب باران را قبل از آمدن به زمین در ظرف پاک جمع آوری کنید و سوره حمد و قل هوالله و معوذّتین را هفتاد مرتبه بر آنها قرائت کنید و مقداری از آن را قبل از ظهر و مقدار دیگر را از شب بخورید خداوند تمام کسالت های شما را بر طرف می سازد. ان شاء الله اصول کافی ج6,ص 296 2. جهت رفع تنگدستی در دنیا با سوره مبارک واقعه در کتاب ثواب الاعمال ص144 از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است؛ اگر شخصی در شب جمعه سوره مبارک ((واقعه)) را بخواند خداوند آن بنده را در دنیا از تنگدستی نجات میدهد. 3. در امان بودن از گناه با سوره مبارک توحید شیخ صدوق به نقل از امیر مؤمنان علی(ع) روایت کرده است هر مؤمنی که سوره مبارکۀ توحید, قدر و آیت الکرسی را پیش از طلوع خورسید قرائت نماید به گناه نیفتد, اگر چه شیطان سعی بسیار کند. مصابیح الجنان, ص96
برچسبها: من الله التوفیق فرهاد اشرفی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
شما را به تقوای الهی, پرهیزکاری در دین, کوشش در راه خدا, راستگویی, ادای امانت به آنکه چیزی به شما سپرده است; خواه نیکوکار باشد و خواه بدکار , طول دادن سجده ها و رفتار خوب با همسایگان _ که پیامبر(ص) بدان مبعوث شده است _ سفارش می کنم.
در میان جماعت آنان( اهل سنت), نماز بخوانید , مردگان آنها را تشییع کنید , از بیمارانشان عیادت کنید و حقوق آنان را بپردازید. هنگامی که کسی از شما در دین پرهیزکار باشد, در گفته هایش راست بگوید, امانتداری درستکار باشد و با مردم خوش خلقی کند, میگویند: او شیعه است و این مرا خشنود می کند. از خدا بترسید و زینت ما باشید نه خار چشم ما, هرنیکی را به سمت ما آورید و هر زشتی را از ما دور کنید. هر خوبی که گفته میشود, در ماست و هر بدی که به ما نسبت داده می شود از آن دور هستیم. حق ما در کتاب خداوند, مخصوص و پیوند ما با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آشکار و طهارت ما به وسیلۀ پروردگار, عیان است. ( به طوری که) کسی جز ما نمیتواند چنین ادعایی کند مگر دروغگو. همواره نام خدا را به یاد آورید و مرگ را فراموش نکنید. پیوسته قرآن بخوانید و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) صلوات بفرستید که صلوات بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) ده حسنه دارد. وصایای مرا حفظ کنید. شما را به خدا می سپارم و به شما سلام می رسانم.}} برچسبها: من الله التوفیق فرهاد اشرفی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
هنر براى خلق زیبایى است، هنر رهنمود آفریدگار زیبا و پدید آورنده جمال و زیبائى است، هر چه خوب و زیباست در اوست، و از اوست، و براى اوست. خداى آفریننده زیباست و زیبائىها را دوست دارد، و مىخواهد ما نیز زیبا باشیم و زیبا بگوئیم، زیبا بنویسم و زیبا سخن گفته و زیبا بسرائیم. در واقع تمام آیاتی که زیبایی های نظام آفرینش و موجودات عالم هستی را به تصویر کشیده و توصیف کرده است از آیات هنری قرآن کریم به شمار می آید بیان نظم و ظرافت و پیچیدگی حاکم بر موجودات هستی مانند سیارات و ستارگان و ماه و خورشید و چگونگی. رشد و نمو گیاهان و حیوانات و به خصوص مراحل خارق العاده شکل گیری و تکامل جنین انسان که در سوره های حج و مومنون به عالی ترین صورت ترسیم شده و نیز آیاتی که چهره بهشت و احوال اهل آن و نیز چهره جهنم و احوال جهنمیان را به رشته تصویر می کشد همگی از آیات هنری قرآن محسوب می گردند . در احادیث فراوانی این مضمون وارد شده که : الله جمیل یُحبّ الجمال . در منابع روائى شیعه و در نهجالبلاغه انواع هنر مورد توجه است، زیرا: پل ارتباطى انسانها با واقعیتها هنر است، هنر واقعیتها را براى تمام اقشار جامعه قابل درک مىکند؛ به همه مىشناساند؛ در حقیقت رسالت هنر همگانى کردن واقعیتها است. و این رسالت مهم «هنر» جوانب گوناگونى دارد به چند مورد اشاره مىشود. 1- هنر سخنورى: از هنرهاى ارزشمندى است که هم مىتواند احساس مردم را و هم عقل و جان انسانها را سیراب کند آرمان ببخشد. چنانکه امیرالمؤمنین با خطابه خود (قاصعه) جانها را عوض مىکرد، اشک را جارى مىساخت و دلها را بهم گره مىزد. در پرتو یک سخن اخلاقى امام على(ع) یار دلدارش «همام» نالهاى زد و قالب تهى کرد. 2- هنر نویسندگى و هنر قصهنویسى: قرآن کریم و سخنان معصومین(ع) خصوصاً حضرت على(ع) داستانهاى گذشتگان و ماجراى تلخ و شیرین زمان را بسیار جالب و روشن با استفاده از هنر تجسّمى بیان فرموده است. (براى نمونه سوره قصص، کهف و نامه 31 و 25 نهجالبلاغه مطالعه شود). 3- هنر و جاذبه شعر: امامان معصوم(ع) به شعر و هنر آرمان و هدف بخشیدند. هم در نیایش به صورت شعر با خداى خود حرف زدهاند و هم در بحث و گفتگوى سیاسى با سرودن شعر دشمن را محکوم کردهاند. در این مورد ائمه(ع) عموماً و امام حسین(ع) خصوصاً یکّه تاز میدان حماسه و مناجات در قالب شعر مىباشند. حماسه و رجزها و مناجات عاشورا شاهد صادق بر این مدعاست. در این مورد ر.ک: دیوان علىبن ابىطالب، سیدمحسن امین. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ترجمه على مؤیدى، نشر معروف. 4- هنر آهنگ و صدا و لحن: این هنر از ابزارهاى مهم در پیشبرد اهداف متعالى است. آهنگ و موسیقى قرآن در ایجاد جذبه و تسخیر قلوب حرف اول را مىزند. و صوت زیبا و دلنشین نیز از این قاعده مستثناء نیست. چنانکه در روایت وارد شده است حضرت على(ع) قرآن که مىخواند هیچ صدائى و هیچ قارى قرآنى یاراى مقابله با او را نداشت. و همچنین وقتى صداى قرآن امام سجاد(ع) به خیابان مىرسید مردم چنان مجذوب مىشدند که صف طولانى در کوچه ایجاد مىشد. (الگوهاى رفتارى: امام على(ع)، محمد دشتى، ج 6، ص 39) 5- هنر نمایشنامه: در منابع روائى شیعه به فیلم و نمایشنامه و بیان تجسمى توجه فراوانى شده است. از امام صادق(ع) وقتى که از خدا مىپرسند، امام صادق(ع) تخم مرغى را که بچهاى بااو بازى مىکرد مورد توجه قرار مىدهد و عظمت علمى و حیاتى آن را یک به یک مطرح کرده سپس خدا را به اثبات مىرساند. یا وقتى که از حضرت على(ع) یک مطلب کلامى و فلسفى مىپرسند. امام به جاى تعجب به جاى بحث گفتارى به نمایشنامه روى مىآورد. علماى مسیحى پرسیدند: چرا به هر طرف روى بیاوریم روبروى خدائیم؟ مگر هر چیزى پشت و رو ندارد؟ امام على(ع) به جاى بحث و مناظره، در حیاط منزل آتش روشن مىکند و آنها را در اطراف آتش قرار داده و از آنها پرسید: کدام یک از شما رو در روى آتش قرار دارد؟ همه گفتند: روبروى آتش ایستادهایم. آنگاه حضرت نتیجه مىگیرد که: هر چیزى که پشت و رو ندارد، شعله، نور، هر طرف آن بایستى رو در روى آن قرار دارى، خداوند بزرگ وجود مادى ندارد. اَللَّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ در هر جا که باشید رو در روى خدا ایستادهاید پس نباید خداوند جهان را با موجودات مادى تشبیه کنید. (همان) براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ک: 1- هنر در قلمرو مکتب،جواد محدثى 2- هنر مکتبى،جواد محدثى 3- نگاهى به فلسفه هنر از دیدگاه اسلام،محمد تقى جعفرى 4- تاریخ هنر اسلامى،کریستین پرایس، ترجمه: مسعود رجبنیا 5- هنر آیه نگارى قرآن کریم،محمد مهدى هراتى 6- تصویر فنى در قرآن،قطب 7- هنر و معنویت اسلام،رحیم قاسمیان 8- مبانى نظرى هنر از دیدگاه شهید سید مرتضى آوینى
برچسبها: لیلا نوری~دانشگاه امام حسین, ع
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
شیعیان از آغاز تاریخ خود، به عنوان پیروان امام علی (ع) نقش چشمگیری در تعالی فرهنگ قرآنی و تبیین و تفسیر وحی داشتند. زیرا آنان پس از پیامبر (ص) بنا بر وصیت حضرت رسول (ص) به اهل بیتش مراجعه نمودند و از آنجا که اهل بیت پیامبر (ص) برای قرآن جایگاه و نقش ویژه ای قائل بودند و امام علی (ع) در میان همه مسلمین پس از پیامبر (ص) نخستین مفسر و باب علم نبی بود، با اقامه سنت نبوی و ترویج فرهنگ علوی به تفسیر قرآن روی آوردند.
مفسران شیعه از زمان حضرت علی (ع) تا به امروز موفق شده اند هزاران جلد و صدها دوره تفسیر قرآن را به عالم اسلام تقدیم نمایند. علامه بزرگوار شیخ آقا بزرگ طهرانی در کتاب نفیس الذریعه تا سال 1362 هجری قمری از تعداد 354 دوره تفسیر قرآن که به تفسیر همه قرآن یا بخشی از آن پرداخته اند نام می برد. بدون شک در طی بیش از نیم قرن اخیر نیز افزون از دهها دوره تفسیر به این مجموعه گرانقدر افزوده شده است.
تفاسیر مهم شیعه 1- تفسیر قمی: مؤلف: علی بن ابراهیم بن هاشم قمی ( متوفی 307 ه.ق ) 919 میلادی.معرفی: تفسیر قمی اثر جاودان و ماثوری از امامین همامین ابو جعفر امام محمد باقر (ع) از طریق ابن الجارود و از امام جعفر صادق (ع) از طریق علی بن ابراهیم بن هاشم قمی است.
این تفسیر یکی از قدیمی ترین و اصیل ترین تفاسیر امامیه است و در تمام تفاسیر شیعه از آن استفاده و بهره برداری می شود. و روش آن، روش نقلی است و با جمع آوری احادیث تفسیری آن دو امام بزرگوار تنظیم شده است. برخی از روایات این تفسیر ضعیف و مخدوش است.
عنوان معروف: تفسیر علی بن ابراهیم القمی
مذهب مؤلف: شیعه اثنی عشریه
زبان: عربی
تعداد جلد: 2 جلد
2- تفسیر تبیان عنوان المعروف: تفسیر التبیان الجامع العلوم القرآن
مؤلف: ابو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی، معروف به شیخ طوسی
ولادت: سال 385 هجری قمری - 965 میلادی، وفات: 460 هجری قمری - 1067 میلادی
زبان: عربی
تعداد مجلدات: 10 جلد
معرفی تفسیر: تفسیر تبیان نخستین تفسیر جامع شیعی است که شامل تمام مباحث و علوم قرآنی است. این تفسیر یکی از اصیل ترین و جامع ترین تفاسیر به شمار می آید، که منبع و ماخذ اصلی بسیاری از تفاسیر شیعه به شمار می رود. تفسیر تبیان، جامع و دربر گیرنده تمام فنون و علوم مربوط به قرآن تا عصر نگارش می باشد. در این تفسیر، قرائت، اعراب گذاری، بیان محکم و متشابه و پاسخ به شبهات ملحدین داده شده است. تفسیر تبیان که بیشتر جنبه کلامی و ادبی دارد برای مطرح ساختن عقاید شیعه امامیه و مردود شمردن نسبت های ناروای مخالفان نگاشته شده است.
3- مجمع البیان عنوان معروف: مجمع البیان فی تفسیر القرآن
مؤلف: ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی
ولادت: 468 ه. ق - 1076 میلادی، وفات: 548 ه. ق - 1154 میلادی
مذهب مؤلف: شیعی اثنی عشری
زبان تفسیر: عربی
تاریخ تالیف: 536 ه.
تعداد جلد: 100 جزء در 5 مجلد
معرفی تفسیر: مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، اتقان، استحکام مطالب، بی نظیر بودن ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات شریفه، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد. شیخ محمد شلتوت رئیس اسبق دانشگاه الازهر می گوید: مجمع البیان در بین کتابهای تفسیری قرآن بی همتاست. (طبقات مفسران شیعه/ج 2). مجمع البیان شامل مباحثی چون قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شان نزول آیات، روایات وارده و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر تا حد زیادی متاثر از تفسیر التبیان شیخ طوسی است. (دانشنامه قرآن/ج 1، ص 750)
4- المیزان عنوان معروف: المیزان فی تفسیر القرآن
مؤلف: علامه محمد حسین طباطبائی
ولادت: 1321 ه.ق - 1903 میلادی، وفات: 1402 ه.ق. 1981 میلادی.
مذهب مؤلف: شیعی اثنی عشریه
زبان تفسیر: عربی (به زبان فارسی نیز ترجمه شده است).
تاریخ تالیف: 1375 ه.ق.
تعداد جلدها: 20 جلد
معرفی تفسیر: المیزان یکی از بزرگترین آثار علمی علامه طباطبائی، به حق در نوع خود کم نظیر و یکی از مهم ترین تفاسیر قرون اخیر در بین مسلمین است و پس از تفسیر تبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی بزرگترین و جامع ترین تفسیر شیعی از نظر قوت علمی و مطلوبیت روش تفسیری است. ویژگی مهم این تفسیر به کارگیری روش تفسیری قرآن به قرآن است. یکی از ابعاد چشمگیر المیزان پرداختن به مسائل روز چون حکومت، آزادی، عدالت اجتماعی و ... است که در هر بحث پس از بیان نظر اسلام و خصوصا شیعه به بررسی و پاسخ شبهات و اشکالات مخالفان می پردازد. جنبه مهم دیگر این تفسیر عنایت به بحث های علمی، فلسفی و کلامی است.
5- نور الثقلین عنوان معروف: تفسیر نور الثقلین
مؤلف: شیخ عبد علی بن جمعة العروسی حویزی
وفات: 1112 ه.ق - 1700 میلادی.
مذهب مؤلف: شیعه اثنی عشری.
زبان تفسیر: عربی
تعداد جلد: 5 جلد.
معرفی تفسیر: تفسیر نور الثقلین تفسیری است روائی که در بر گیرنده بخشی از آیات قرآن است که درباره آن روایاتی از پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت وارد شده است. هدف مفسر، فقط گردآوری اخبار مربوط به آیات است نه تایید آنچه نقل کرده، زیرا مؤلف به این نکته تصریح می کند که هدف از گردآوری فراهم آوردن فرصت تحقیق بیشتر در روایات تفسیر است از این رو حتی روایاتی را که با اجماع شیعه مخالف بوده است نیز ذکر کرده است.
به دلیل آشنائی حویزی با مشکلات اخبار تفسیری، محققان کار وی را در مقایسه با دیگر گردآورندگان احادیث تفسیری، دقیق تر و با حسن سلیقه بیشتر ارزیابی کرده اند.
6- تفسیر نمونه عنوان معروف: تفسیر نمونه
مؤلف: آیت الله ناصر مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان
ولادت: 1347 ه.ق - 1926 میلادی
مذهب مؤلف: شیعه اثنی عشری
زبان تفسیر: فارسی (به زبانهای انگلیسی، عربی و اردو نیز ترجمه شده است)
تعداد جلدها: 27 جلد
معرفی تفسیر: تفسیر نمونه از متداول ترین تفاسیر فارسی عصر ماست که به زبان ساده و گویا و قابل استفاده برای عموم به نگارش در آمده و مورد استقبال اقشار مختلف قرار گرفته است. این تفسیر شامل همه آیات قرآن کریم بوده و مهم ترین ویژگی آن عصری و اجتماعی بودن است. زیرا مناسب با نیازها و پرسش های عصر پیام قرآن را با زبان روز تبیین کرده و از مباحث فنی و کلاسیک ادبی پرهیز نموده است. جلوه دیگر این تفسیر در گرایش به جنبه های هدایتی و تربیتی است که مؤلفان آن را تعقیب می کنند. شیوه ارائه مطالب در این تفسیر چنین است که در آغاز، پس از بیان نکات کلی و عام در هر سوره، به فضای حاکم بر سوره، سبک و سیاق و موضوعات مهم مطرح شده در سوره اشاره می شود، آنگاه به مضمون آیه پرداخته و با روشی تحلیلی مسائل زندگی و هدایت انسان تشریح می شود.
تفاسیر اهل سنت 1- جامع البیان عنوان مشهور: تفسیر الطبری، المسمی به «جامع البیان فی تفسیر القرآن
مؤلف: ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید الطبری
ولادت: 224 ه - 839 میلادی، وفات: 310 ه - 925 میلادی.
مذهب مؤلف: شافعی
زبان تفسیر: عربی
تاریخ تالیف: 306 ه.
تعداد جلدها: 12 جلد
معرفی تفسیر: این تفسیر از قدیم ترین، اساسی ترین، علمی ترین و مشهورترین تفاسیر قرآن کریم است.
جامع البیان نخستین و مهمترین مرجع تفاسیر ماثور است. اما نظر به آنکه مشتمل بر مباحث نظری و استنباطی بسیاری است، در عصر خود از تفاسیر عقلی نیز به شمار می آمد. اما بعدها که تفاسیر به رای مهمی نگارش یافتند از اهمیت نظری آن کاسته شد. ذهبی به نقل از سیوطی می نویسد: تفسیر محمد بن جریر از اندیشمندترین و بزرگترین تفاسیر است که مؤلف دانشمندش به توجیه و ترجیح اقوال، اعراب قرآن، مباحث استنباطی می پردازد و همین ویژگی هاست که آن را از تفاسیر پیش از خود ممتاز می سازد.
روش طبری در تفسیر خود مبتنی بر تفسیر آیات قرآن کریم با ذکر استشهاداتی از گفته های صحابه و تابعین است اما به صرف نقل روایات اکتفا نمی کند، بلکه به توجیه و ترجیح گفته ها نیز می پردازد. طبری سخت با تفسیر به رای مخالف است.
2- مفاتیح الغیب عنوان مشهور: تفسیر کبیر، همچنین تفسیر مفاتیح الغیب یا تفسیر فخر رازی.
مؤلف: ابو عبدالله محمد بن الحسین الطبرستانی الرازی معروف به فخر الدین رازی
ولادت: 543 ه. - 1149 میلادی، وفات: 606 ه. - 1210 میلادی
مذهب مؤلف: شافعی اشعری
زبان تفسیر:عربی
تاریخ تالیف: حدود 603 ه.
تعداد جلدها: 32 جلد در 16 مجلد
معرفی تفسیر: تفسیر کبیر از منابع مهم تفسیر به رای با رویکرد عقلی به شمار می رود. ویژگیهای مهم آن را می توان چنین خلاصه کرد. مؤلف این اثر به تناسب آیات و سور در تفسیر خود عنایتی خاص داشته و کمترین مناسبتی که به نظرش می رسیده یادآور می شده است و با عنایت به همین ویژگی از میان دیگر تفاسیر ممتاز است. مباحث کلامی به ویژه رد آرای معتزله و کرامیه جایگاه ویژه ای در این تفسیر دارد.
تفسیر کبیر گستره وسیعی از دانش های مختلف را فرا روی قرآن پژوه سخت کوش باز می گشاید. این تفسیر از بسیاری از جوانب تفسیری جامع به شمار می رود. مباحث فقهی، اصول فقه، مسائل فلسفی هر یک در جای خود با دقت و حوصله مطرح شده است. رازی در تفسیر خود حتی به مباحث ریاضی و طبیعی هم عنایت دارد.
3- الدر المنثور عنوان مشهور: الدر المنثور فی التفسیر بالماثور
مؤلف: جلال الدین ابو الفضل عبد الرحمن بن ابی بکر السیوطی
ولادت: 849 ه. - 1445 میلادی وفات 911 ه. - 1505 میلادی.
مذهب مؤلف: شافعی اشعری
زبان تفسیر: عربی
تاریخ تالیف: 898 ه
تعداد جلدها: 8 جلد
معرفی تفسیر: سیوطی پیش از نگارش این تفسیر کتابی دیگر تحت عنوان ترجمان القرآن تالیف کرد. مشتمل بر تفاسیر پیامبر اکرم (ص) از آیات قرآن کریم که بیش از ده هزار حدیث مرفوع و موقوف را با ذکر سند در خود جای داده بود، که اسناد تکراری بسیاری در آن آمده بود در نهایت به این نتیجه رسید که مطالعه چنین کتابی ممکن است ملال آور باشد در نتیجه ترجمان القرآن را مختصر و سندها را جذف کرد. نام این مختصر را الدر المنثور نهاد. الدر المنثور کاملا روائی است و برای راهیابی به روایات گذشتگان در تفسیر بسیار مفید، مؤلف پس از ذکر روایت هیچ نظر شخصی را ابراز و جرح و تعدیل نمی کند و به ضعف و صحت روایات اشارتی ندارد. بلکه تنها آرای سلف پیرامون تفسیر را در آن گرد آورده است. منابع عمده کتاب صحاح سته است و تفسیر طبری است.
4- الکشاف عنوان مشهور: الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل
مؤلف: جار الله محمود بن عمر الزمخشری
ولادت: 467 ه. - 1075 میلادی، وفات: 538 ه. - 1144 میلادی
مذهب مؤلف: حنفی معتزلی
زبان تفسیر: عربی
تاریخ تالیف: 526 ه الی 528 ه
تعداد جلدها: 4 جلد
معرفی تفسیر: زمخشری این تفسیر را در مدت دو سال و اندی در مجاورت بیت الله الحرام نگاشت. ویژگی اصلی این تفسیر بیان اعجاز و زیبائی نظم و بلاغت قرآنی است که زمخشری به این اعتبار مفسری نوآور و صاحب سبک به شمار می آید. هدف اصلی تفسیر کشاف پی بردن و بیان گنجینه بلاغی موجود در قرآن کریم است که عرب را از معارضه با آن باز داشته است. از این رو تمام مفسرانی که پس از او تفسیری نوشته اند از کشاف بهره ها برده اند و حتی برخی عبارتهای او را به کار گرفته اند. تفسیر کشاف بسیار خوشخوان و فارغ از پیچیدگیهای لفظی است. طرح مباحث فقهی ذیل آیات احکام به طور مختصر است و مفسر چنانکه در مباحث اعتقادی متعصب است در مباحث فقهی تعصبی ندارد. اسرائیلیات نیز در تفسیر کشاف آمده اما مؤلف به نحوی بر ضعف آن اشاره می کند.
5- کشف الاسرار و عدة الابرار عنوان کامل: کشف الاسرار و عدة الابرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله الانصاری مؤلف: ابوالفضل رشید الدین احمد بن ابی سعد المیبدی
وفات: حدود سال 520 هجری - 1126 میلادی
مذهب مؤلف:شافعی اشعری
زبان تفسیر: فارسی
تاریخ تالیف: 520 هجری
تعداد جلدها: 10 جلد
معرفی تفسیر: تفسیر کشف الاسرار، شرح و تفصیلی بر تفسیر خواجه عبدالله بن محمد الانصاری الهروی به شمار می رود و از تفاسیر ادبی زبان فارسی و گنجینه های عرفانی محسوب می گردد. در این تفسیر آیات قرآن در سه نوبت مورد تحلیل قرار گرفته. در نخستین نوبت فقط به ترجمه تحت الفظی آیات اکتفا شده است. در نوبت دوم بحث درباره قرائت کلمات و نکات لغوی و صرفی و نحوی و اخبار و احادیث مربوط به آیات و شان نزول آن می شود. در نوبت سوم آیات را به مذاق صوفیان و عارفان توجیه می کند. این کتاب گنجینه گرانبهایی از لغات، امثال، تشبیهات و تعبیرات فارسی است. از این گذشته در این کتاب مطالب فقهی، کلامی، عرفانی و اخلاقی نیز مورد توجه و عنایت مؤلف بوده است. لیلا نوری برچسبها: لیلا نوری~دانشگاه امام حسین, ع
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۵ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
جواب:منظور از آيه نجوي، آيه 12 از سوره مجادله است که مي فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْتَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه مىخواهيد با رسول خدا نجوا كنيد (و سخنان درگوشى بگوئيد)، قبل از آن صدقهاى (در راه خدا) بدهيد؛ اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است. و اگر توانائى نداشته باشيد، خداوند غفور و رحيم است. وتنها کسي که به اين آيه عمل کرد اميرالمومنين علي عليه السلام بود. شأن نزول: مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» و جمعى ديگر از مفسران معروف، در شأن نزول اين آيات، چنين نقل كردهاند: جمعى از اغنياء، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند و با او نجوا مىكردند (اين كار، علاوه بر اين كه وقت گرانبهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله را مىگرفت، مايه نگرانى مستضعفين و موجب امتيازى براى اغنياء بود) در اينجا خداوند نخستين آيات فوق را نازل كرد و به آنها دستور داد که قبل ازنجوا كردن با پيامبر صلى الله عليه و آله، صدقهاى به مستمندان بپردازند، اغنياء وقتى چنين ديدند، از نجوا خوددارى كردند، آيه دوم نازل شد (و آنها را ملامت كرد و حكم آيه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوا به همگان داد (ولى نجوا در مورد كار خير و اطاعت پروردگار).[1]و بسيارى از تفاسير ديگر ذيل آيات مورد بحث. بعضى از مفسران نيز تصريح كردهاند: هدف گروهى از نجوا كنندگان اين بود كه از اين راه، برترى بر ديگران كسب كنند، پيامبر صلى الله عليه و آله هم روى بزرگوارى خاص خود، در عين اين كه ناراحت بود، از آنها ممانعت نمىكرد تا اين كه قرآن آنها را از اين كار نهى نمود.[2] ولى، از آنجا كه اگر وجوب صدقه قبل از نجوا، عموميت مىداشت فقرا از طرح مسائل مهم يا نيازهاى خود در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت نجوا محروم مىشدند، در ذيل آيه حكم صدقه را از اين گروه برداشته مىفرمايد: «اگر توانائى نداشته باشيد، خداوند غفور و رحيم است».و به اين ترتيب، آنها كه تمكن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوا براى آنان واجب بود، و آنها كه نداشتند، بدون آن مىتوانستند با پيامبر صلى الله عليه و آله نجوا كنند. جالب اين كه دستور فوق تأثير عجيبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز يك نفر، از دادن صدقه و نجوا خوددارى كردند، و او امير مؤمنان على عليه السلام بود اينجا بود كه آنچه لازم بود روشن شود، روشن گردید، و آنچه بايد مسلمانان از اين دستور بفهمند و درس گيرند، گرفتند، لذا آيه بعد نازل گرديد، و اين حكم را نسخ كرد فرمود: «آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقه قبل از نجوا خوددارىكرديد»؟! «أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» .معلوم مىشود، حبّ مال در دل شما، از علاقه به نجواى پيامبر صلى الله عليه و آله بيشتر است، و نيز معلوم مىشود، در اين نجواها غالباً مسائل حياتى مطرح نمىشد، و گرنه، چه مانعى داشت كه اين گروه، قبل از نجوا صدقهاى مىدادند و نجوا مىكردند، به خصوص اين كه مقدار خاصى، براى صدقه نيز تعيين نشده بود و مىتوانستند با مبلغ كمى اين مشكل را حل كنند. تنها عملكننده به آيه صدقه و نجوا غالب مفسران شيعه و اهل سنت نوشتهاند: تنها كسى كه به اين آيه عمل كردامير مؤمنان على عليه السلام بود چنان كه «طبرسى» در روايتى از خود حضرت، نقل مىكند، كه فرمود: «آيَةٌ مِنْ كِتابِ اللَّهِ لَمْيَعْمَلْ بِها أَحَدٌ قَبْلِى، وَ لايَعْمَلُ بِها أَحَدٌ بَعْدِى كانَ لِى دِينارٌ فَصَرَفْتُهُ بِعَشَرَةِ دَراهِمَ فَكُنْتُ إِذا جِئْتُ إِلَى النَّبِى صلى الله عليه و آله تَصَدَّقْتُ بِدِرْهَمٍ»؛آيهاى در قرآن است كه احدى قبل از من و بعد از من، به آن عمل نكرده و نخواهد كرد، من يك دينار داشتم آن را به ده درهم تبديل كردم و هر زمان مىخواستم با رسول خدا صلى الله عليه و آله نجوا كنم، درهمى را صدقه مىدادم.[3] همين مضمون را «شوكانى» از «عبد الرزاق» و «ابن المنذر» و «ابن ابى حاتم» و «ابن مردويه» نقل كرده است.[4] «فخر رازى» نيز، اين حديث را كه تنها كسى كه به آيه فوق عمل كرد على عليه السلام بود، از جمعى از محدثان از «ابن عباس» نقل كرده است.[5] در «درّ المنثور» نيز روايات متعددى در ذيل آيات فوق، در همين معنى آمده است.[6] در تفسير «روح البيان» از «عبد اللّه، فرزند عمر بن خطاب» نقل مىكند كه مىگفت: «كانَ لِعَلِىٍّ عليه السلام ثَلاثٌ، لَوْ كانَتْ لِى واحِدَةٌ مِنْهُنَّ كانَتْ أَحَبَّ إِلَىَّ مِنْ حُمُرِ النَّعَمِ: تَزْوِيجُهُ فاطِمَةَ عليها السلام، وَ إِعْطائُهُ الرَّايَةَ يَوْمَ خَيْبَرَ، وَ آيَةُ النَّجْوى»؛ على عليه السلام سه فضيلت داشت كه اگر يكى از آنها براى من حاصل مىشد، بهتر بود از شتران سرخ موى[7]: نخست تزويج پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام را به او، و ديگر دادنپرچم به دستش در روز خيبر، و ديگر آيه نجوا.[8] ثبوت اين فضيلت بزرگ، براى على عليه السلام در غالب كتب تفسير و حديث آمده، و چنان مشهور و معروف است كه نيازى به شرح بيشتر نيست. بدون شك على عليه السلام در زمره ثروتمندان اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، زندگى ساده و زاهدانهاى داشت، با اين حال، براى احترام به اين حكم الهى در همان مدت كوتاه، چند بار صدقه داد و مسائل ضرورى را از طريق نجوا با پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان نهاد، و چنان كه گفتيم، اين مسأله در ميان مفسران و ارباب حديث، مسلم است. ولى بعضى، با قبول اين موضوع، اصرار دارند فضيلت بودن آن را انكار كنند. از جمله اين كه: مىگويند: اگر بزرگان صحابه اقدام به اين كار نكردند نيازى به آن نديدند، و يا وقت كافى نداشتند، يا فكر مىكردند مبادا باعث ناراحتى فقرا و وحشت اغنيا گردد! بنابراين فضيلتى براى على عليه السلام محسوب يا موجب سلب فضيلتى از ديگران، نمىگردد!.[9] ولى گويا، آنها در متن آيه دوم دقت نكردهاند كه خداوند به عنوان سرزنش مىفرمايد: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ: آيا از فقر ترسيديد و بخل كرديد كه قبل از نجوا صدقهاى نداديد؟ و حتى در ذيل آيه، تعبير به توبه مىكند كه ظاهراً ناظر به همين معنى است، از اين تعبير، روشن مىشود كه اقدام بر صدقه و نجوا با پيامبر صلى الله عليه و آله، كار مطلوبى بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت. بدون شك، جمعى از اصحاب سرشناس پيامبر صلى الله عليه و آله، قبل از اين ماجرا با پيامبر صلى الله عليه و آله نجوا داشتند، (زيرا افراد عادى و دور افتاده كمتر اقدام به چنين كارى مىكردند) ولى، همين صحابه معروف، بعد از دستور صدقه از اين كار خوددارى نمودند، تنها كسى كه به اين دستور احترام گذارد و جامه عمل به آن پوشانيد، على عليه السلام بود، چه مىشود كه ما ظاهر آيات و رواياتى كه در اين زمينه است و در كتب مختلف اسلامى نقل شده، بپذيريم و با احتمالات ضعيف و بىاساس يك واقعيت را ناديده نگيريم؟ و با «عبد اللّه بن عمر» كه اين فضيلت را همرديف با «تزويج فاطمه» عليها السلام و پرچمدارى روز «فتح خيبر» و برتر از «حمر النعم» قرار داده همصدا شويم؟!
[1]. مجمع البيان، جلد 9، صفحه 252 [2] . روح المعانى، جلد 28، صفحه 27. [3] . تفسير« طبرى»، جلد 28، صفحه 15. [4] .تفسير« البيان فى تفسير القرآن»، جلد 1، صفحه 375- سيّد قطب نيز اين روايت را در« فى ظلال القرآن»، جلد 8، صفحه 21 نقل كرده است. [5] .تفسير« فخر رازى»، جلد 29، صفحه 271. [6] . تفسير« فخر رازى»، جلد 29، صفحه 271. [7].اين تعبير در ميان عرب براى اشاره به گرانبهاترين اموال، به كار برده مىشد، و آن را به صورت ضرب المثل به هنگام بيان بسيار نفيس بودن چيزى، ذكر مىكردند. [8] . تفسير« روح البيان»، جلد 9، صفحه 406( اين حديث را« طبرسى» در« مجمع البيان»،« زمخشرى» در« كشاف»،« قرطبى» در« تفسير جامع» ذيل آيات مورد بحث آوردهاند). [9]. به تفسير« فخر رازى» و« روح البيان»، ذيل آيات مورد بحث مراجعه شود.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
در سجده، خواندن این دعاها خوب است: محمّـد و عترته الطاهره صلواتک علیه اجمعین»؛ الحساب». فاِّنک ذوالفضل العظیم».
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
تفسیر آیه «مباهله» از دیدگاه اهل بیت (ع) و اهل سنت محقق : مجید درخشان واژه های کلیدی: آیه مباهله، تفسیر تطبیقی، اهل بیت (ع)، اهل سنت، روایات، مفسران.
نگاهی به معنای مباهله شأن نزول آیه مباهله الف. منابع مذهب اهل بیت (ع) ب. منابع مذهب اهل سنت بررسی و جمع بندی روایات 1. آیة مباهله و تعبیر جمع 2. آیة مباهله و سن کم امام حسن (ع) و امام حسین (ع) 3. آیة مباهله و ادعای جعل و نشر احادیث --------------------------------------- 1.آل عمران (3)، آیه 59ـ61.
Bottom of Form
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۴ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
دانشجویان محترم نظر به اتمام فرصت برای
استفاده ازوبلاگ لذا در صورت داشتن مطالب
قابل ارائه با اینجانب هماهنگی فرمایید
متشکرم موفق باشید
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ساعت   توسط دانشجویان دانشگاه امام حسین ع ارومیه
|
|